<?xml version="1.0" encoding="utf-8" ?>
<rss version="2.0" xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/" >
<channel>
<title>Welcome </title>
<link>http://hosseinvahabi.blogfa.com/</link>
<description>خوش آمدید</description>
<language>fa</language>
<generator>blogfa.com</generator>
<lastBuildDate>Mon, 10 Aug 2009 08:59:18 GMT</lastBuildDate>
<item>
<title>جشن تغییرات</title>
<link>http://hosseinvahabi.blogfa.com/post-13.aspx</link>
<description> &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;با سلام  . به دلیل جشن تغییرات وبلاگ . من یک سری آهنگ برای دانلود بر روی وبلاگ گذاشتم !&lt;/P&gt;
&lt;P&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;نحوه دانلود : لینک مورد نظر را کپی کرده یا از طریق سیو تارگد و یا با یک دانلودر دیگر دانلود کنید.&lt;/P&gt;
&lt;P&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;به همین مناسبت نظرات یادتان نرود ...&lt;/P&gt;
&lt;P&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;کنسرت تی ام بکس در دوبی ، تصویری ، 6 دقیقه :&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;A href=&quot;http://rap08.ir/video/TM%20Live%20In%20Dubai%2018%20DEc%20Low.wmv&quot;&gt;http://rap08.ir/video/TM%20Live%20In%20Dubai%2018%20DEc%20Low.wmv&lt;/A&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;آهنگ بابیلون از TM BAX :&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;A href=&quot;http://fazmide.info/FazMide.ORG/Music/Persian%20Rap/TM%20Bax/TM%20BAX%20-%20BABYLON%20%5BFazMide.Org%5D.mp3&quot;&gt;http://fazmide.info/FazMide.ORG/Music/Persian%20Rap/TM%20Bax/TM%20BAX%20-%20BABYLON%20%5BFazMide.Org%5D.mp3&lt;/A&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;آهنگ رای بده از TM BAX :&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;A href=&quot;http://rap98.org/archive/TM/TM%20-%20Ray%20Bede.mp3&quot;&gt;http://rap98.org/archive/TM/TM%20-%20Ray%20Bede.mp3&lt;/A&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;آهنگ بزن کنار از TM BAX :&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;A href=&quot;http://rap98.org/archive/TM/TM%20-%20Bezan%20Kenar.mp3&quot;&gt;http://rap98.org/archive/TM/TM%20-%20Bezan%20Kenar.mp3&lt;/A&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;آهنگ نیلوفر یا همان وای وای  از TM BAX :&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;A href=&quot;http://rap98.org/archive/TM/TM%20-%20vay%20vay.mp3&quot;&gt;http://rap98.org/archive/TM/TM%20-%20vay%20vay.mp3&lt;/A&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;آهنگ دنیای کثیف از TM BAX :&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;A href=&quot;http://rap98.org/archive/TM/TM%20-%20Donyaye%20Kasif.mp3&quot;&gt;http://rap98.org/archive/TM/TM%20-%20Donyaye%20Kasif.mp3&lt;/A&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;آهنگ جدید برونزه از امیر شهیار و سعید پانتر :&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;A href=&quot;http://www.dl-musicbaran.com/Single/1388/Tir/06/Saeed%20Panter%20%26%20Amir%20Shahriyar%20-%20Boronze%20(www.MusicBaran5.com).mp3&quot;&gt;http://www.dl-musicbaran.com/Single/1388/Tir/06/Saeed%20Panter%20%26%20Amir%20Shahriyar%20-%20Boronze%20(www.MusicBaran5.com).mp3&lt;/A&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;آهنگ جدید صدای قلب تو از بنیامین :&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;A href=&quot;http://76.76.24.33/Benyamin%20-%2088/128K/09%20-%20Benyamin%20-%20Sedaaye%20Ghalbeh%20To.mp3&quot;&gt;http://76.76.24.33/Benyamin%20-%2088/128K/09%20-%20Benyamin%20-%20Sedaaye%20Ghalbeh%20To.mp3&lt;/A&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;-------------------------------&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;لطفا نظرات یادتان نرود !!!!....&lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Mon, 10 Aug 2009 08:59:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=hosseinvahabi&amp;postid=13</comments>
<dc:creator>hosseinvahabi</dc:creator>
<guid>http://hosseinvahabi.blogfa.com/post-13.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>خواندنیها 10</title>
<link>http://hosseinvahabi.blogfa.com/post-12.aspx</link>
<description>&lt;P dir=rtl&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;/STRONG&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;STRONG&gt;مر کز جهان کجاست؟&lt;/STRONG&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;همواره &quot;مرکز جهان&quot; موضوع مورد توجه بشر بوده است. طی سال‌ها، انسان، مانند کودکی که خود را کانون توجه همه می‌داند، معتقد بود که زمین مرکز کیهان است. برخی از منجم‌های یونان باستان، جهان را متشکل از دو کره می‌پنداشتند؛ یکی زمین و دیگری آسمان، با ستارهای پولک دوزی شده.&lt;BR&gt;&lt;B&gt;&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;&lt;/B&gt;فکر می‌کنید، بتوانیم به سمت خاصی از فضا اشاره کنیم و ادعا کنیم که این جا مرکز جهان است؛ همان جایی که انفجار بزرگ اتفاق افتاد؟ &lt;BR&gt;همواره &quot;مرکز جهان&quot; موضوع مورد توجه بشر بوده است. طی سال‌ها، انسان، مانند کودکی که خود را کانون توجه همه می‌داند، معتقد بود که زمین مرکز کیهان است. برخی از منجم‌های یونان باستان، جهان را متشکل از دو کره می‌پنداشتند؛ یکی زمین و دیگری آسمان، با ستارهای پولک دوزی شده. &lt;BR&gt;در قرن ۱۵ میلادی یعنی حدود ۶۰۰ سال پیش نیکلاس کوپرنیک، منجم لهستانی، نظریه‌ی جدیدی را در مورد شکل قرارگرفتن اجرام آسمانی ارائه کرد که با وجود آن‌که هنوز با واقعیت فاصله داشت، ذهنیت بشر را تا حدودی نسبت به جهان اصلاح کرد. در نظریه‌ی کوپرنیک خورشید در مرکز جهان قرار گرفته است و زمین و دیگر سیارات به دور آن می‌چرخند. اما وی همچنان تصور می‌کرد که صفحه‌ای کروی که ستارگان این منظومه خورشیدی را در بر گرفته، همان منظره‌ی آسمان شب است. &lt;BR&gt;امروزه پس از تأیید و رد نظریه‌های فراوان، می‌دانیم که نه تنها ما در مرکز کیهان قرار نگرفته‌ایم، بلکه اصولا جهان ما فاقد مرکز است. &lt;BR&gt;از نظر دانشمندان &quot;بیگ بنگ&quot; نام پدیده‌ای است که به آغاز جهان انجامید و اغلب به نوعی انفجار بزرگ تعبیر می‌شود. مشکل این تصور آن است که انفجار، اغلب یک نقطه‌ی مرکزی دارد ؛مثل یک شمع، جرقه و یا یک بمب و در جهت خاصی منتشر می‌شود، ولی در مورد &quot;انفجار بزرگ&quot; این امر،صادق نیست. در واقع ما برای توضیح این رویداد چاره‌ی دیگری نداریم و از شبیه‌ترین موارد قابل لمس برای کمک به فهم آن استفاده می‌کنیم. &lt;BR&gt;&quot;انفجار بزرگ&quot; نمی‌توانسته در نقطه‌ی خاصی از جهان رخ داده باشد، چرا که اصلا قبل از آن جهانی وجود نداشته. &lt;BR&gt;طبق تخمین دانشمندان از عمر جهان، این انفجار حدود ۱۴ میلیارد سال پیش به طور یکسان آغاز و منتشر شده است و &quot;فضا&quot; و &quot;زمان&quot; را با مفهومی که ما امروزه می‌شناسیم ایجاد کرده. فضا از همان لحظه شروع شده و در حال گسترش و انبساط است. این روند هنوز هم ادامه دارد. &lt;BR&gt;حالا فرض کنیم که تلسکوپی بسیار قوی داریم و با آن بتوانیم تا هر جا که دوست داشته باشیم رصد کنیم. در آن صورت آیا قسمتی از جهان که در طرف راست ما قرار گرفته از ناحیه‌ای که در سمت چپ ماست، بزرگ‌تر است؟ &lt;BR&gt;خیر، کیهان در تمامی جهات ما یکسان است. پس، آیا به نظر شما این به معنی آن نیست که ما در مرکز جهان قرار گرفته‌ایم؟خیر برای درک بهتر، یک بادکنک باد شده را در نظر بگیرید که با خودکار، تعداد زیادی نقطه روی آن علامت گذاری شده. تصور کنید که این بادکنک دنیای شماست و شما یکی از آن نقطه‌ها هستید. توجه کنید که شما فقط مجاز به حرکت روی سطح بادکنک هستید - نه در درون یا بیرون آن. حال از محلی که قرار گرفته‌اید به دنیای بادکنکی خود نگاهی بیندازید. متوجه می‌شوید که تمامی جهات، یکسان به نظر می‌رسد، ولی این به آن معنی نیست که شما در مرکز آن قرار گرفته‌اید. در واقع دنیای دو بعدی شما، اصلا مرکزی ندارد. &lt;BR&gt;حال تصور کنید که بادکنک را هرچه بیشتر باد می‌کنیم. می‌بینید که تمامی نقاط در حال فاصله گرفتن از شما هستند و به نظر می‌رسد که همه چیز در حال دور شدن است، اما همچنان می‌دانید که شما مرکز این انبساط نیستید. اندکی مشکل به نظر می‌رسد، ولی وضعیت جهان سه بعدی ما نیز بسیار مشابه همین است. فضا خمیده است و این موجب می‌شود که رفتار آن شبیه پوسته‌ی بادکنک باشد. &lt;BR&gt;● انبساط بدون مرکز! &lt;BR&gt;این‌که جهان عظیم ما چگونه به وجود آمده و چه خواهد شد، اصولا مفهوم پیچیده‌ای است که گاهی خارج از حد تصور و درک بشر است. دنیا با یک انفجار آغاز شده و در حال گسترش است. &lt;BR&gt;این گسترش تا کی ادامه خواهد داشت؟ &lt;BR&gt;آیا امکان دارد که زمانی متوقف شود و یا مثلا دوباره جمع شده به نقطه‌ی اولیه باز گردد؟ &lt;BR&gt;انفجار بزرگ چگونه رخ داد و علت آن چه بود و قبل از آن چه؟چه‌گونه می‌توان از زمانی سخن گفت که اصلا در آن زمانی وجود نداشته؟&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt; &lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Mon, 27 Jul 2009 06:47:43 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=hosseinvahabi&amp;postid=12</comments>
<dc:creator>hosseinvahabi</dc:creator>
<guid>http://hosseinvahabi.blogfa.com/post-12.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>خواندنیها 9</title>
<link>http://hosseinvahabi.blogfa.com/post-11.aspx</link>
<description>&lt;P dir=rtl&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;/STRONG&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;STRONG&gt;زندگینامه چند تن از بزرگان صنعت IT در جهان&lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;بيل گيتس&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;در سن 43 سالگي ثروتمندترين مرد جهان بود. او از سن 20 سالگي تاكنون رئيس شركت مايكروسافت بوده است كه ارزش آن چيزي در حدود 50 بيليون دلار است (گرچه خود گيتس تاكيد دارد كه بيشتر پول وي در سهام مايكروسافت صرف شده) و ثروت او به اندازه‌اي است كه خارج از درك مردم است. به اين دليل ثروت وي هم مايه رشك ما است و هم كنجكاوي ما را برمي‌انگيزاند.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;گيتس پديده قرن بيستم يعني بزرگترين غول كامپيوتري مي‌باشد. دوستان و آشنايان از قدرت پول وي شگفت‌زده شده‌اند و اين شگفت‌زدگي موجب سرگرمي متداول دربارها و رستوران‌ها گرديده است. اين باور كه هرگز رهبر تجاري ديگري آنقدر پول نداشته جالب و وسوسه‌انگيز است. درواقع، افراد بازرگان خيلي ثروتمندي از قبيل هنري فورد و جان دي راكفلر وجود دارند ولي ثروت گيتس فقط بخشي از جذابيت اوست. طلوع برق‌آساي گيتس همراه با شهرت و اقبال وي مويد ظهور يك نظم تجاري جهاني جديد است نظمي كه تحت تسلط رده ديگري از رهبران تجاري قرار دارد. مي‌توان آنها را آدم‌هاي غيرحرفه‌اي در امور كامپيوتر يا Nerds ناميد ولي آنها چيزهايي را مي‌دانند كه بيشتر ما از آنها آگاهي نداريم. آنها نيروي بالقوه فن‌آوري جديد را به گونه‌اي درك مي‌كنند كه مديران همه فن حريف سنتي فكرش را هم نمي‌توانند بكنند. آنها در مورد چيزهايي كه ما واقعا درك نمي‌كنيم خيلي خيلي زيرك‌اند و اين زيركي همه ما را ناراحت مي‌كند.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;وقتي كه نوبت به آينده مي‌رسد آنها آن را به دست مي‌آورند ولي ما به دست نمي‌آوريم. گيتس كه از نظر فني باسواد و از لحاظ روشنفكري نخبه‌گراست نشانه‌اي از رهبران آتي مي‌باشد. گرچه او در رد موند واشنگتن مستقر است احتمالا مي‌توان وي را از بزرگترين بازرگانان ناحيه سليكون ولي (Silicon Valley) ناميد. از نظر برخي‌ها در شركت مايكروسافت او يك چهره صوفيانه و تقريبا مذهبي است در حالي كه از نظر ديگران در صنعت او ضدمسيح است. هر دو نظر غيرمتعارف به نظر مي‌رسد ولي جاي ترديد نيست كه نفوذ او تا چه اندازه قدرتمند مي‌باشد. (با اين همه سروصدا كه درباره سوءاستفاده ادعايي از قدرت انحصار شده فراموش كردن آنچه در گذشته در دهه 1970 بر سر شركت آي‌بي‌ام آمد و هدف تحقيقات ضد تراست بود، آسان مي‌باشد). با همه اين احوال، حافظه ضعيف مي‌شود. امروزه ما شركت آي- بي- ام را در مقايسه با شركت مايكروسافت مقدس‌تر تلقي مي‌كنيم. ماهيت قدرت چنين است. يعني ما از آنچه كمتر درك مي‌كنيم ترس بيشتري داريم.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;شما در شيوه مديريت گيتس سرنخي از سبك رهبري در دانشكده‌هاي بازرگاني نخواهيد يافت. درواقع، استادان و كارشناسان مديريت در مورد آنچه رئيس هيئت مديره مايكروسافت و مدير اجرايي آن را اينقدر موفق ساخته به طور عجيبي ساكت هستند. شايد هم احساس حقارت و بي‌اعتنايي مي‌كنند. گيتس سرانجام هاروارد را كه در آن تحصيل حقوق مي‌كرد رها نمود. دانشگاهيان بيشتر رهبران تجاري سنتي يعني مديران اجرايي سنتي را ترجيح مي‌دهند.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;پس ما براي شناخت آنچه اين امر را قابل توجه و مهم مي‌سازد به كجا بايد مراجعه كنيم؟ كجا بهتر از خود دانشنامه مايكروسافت يعني Encarta است؟ در اين دانشنامه تحت مدخل گيتس، ويليام، هنري سوم آمده كه «بيشتر موفقيت گيتس در توانايي وي نسبت به برگردان ديدهاي فني به استراتژي بازار و آميختن خلاقيت با بينش فني بستگي دارد.» سرانجام آنچه بيل گيتس را متمايز از هر رهبر تجاري ديگر در تاريخ مي‌كند احتمالا نفوذي است كه او بر زندگي‌هاي ما دارد. در حالي كه قدرت غول‌هاي پيشين معمولا در يك بخش يا صنعت متمركز بود، قدرت نرم‌افزاري مايكروسافت چنگ‌هاي خود را در هر حوزه‌اي از زندگي ما گسترانده است.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;سلطان‌هاي رسانه‌اي مانند روبرت مرداك ما را ناراحت مي‌كنند زيرا آنها قدرتي دارند كه آنچه را كه در روزنامه‌ها و تلويزيون‌هايمان ظاهر مي‌شود كنترل مي‌كنند. ولي نفوذ افرادي كه نرم‌افزار را مي‌نويسند غيرقابل پيش‌بيني است. دانشنامه Encarta كه مايكروسافت توليد نموده فقط نمونه‌اي است از چند مورد كه چگونه بيل گيتس و شركتش در هر جنبه از زندگي ما نفوذ مي‌كند. از اين‌كه ما از تسلط بازار نرم‌افزاري‌اش احساس ناراحتي كنيم تعجبي ندارد. اين‌كه از او بدگويي شود و مورد حمله قرار گيرد شگفت‌آور نيست. روي هم رفته، چندتا از رهبران تجاري فرصت بازنويسي تاريخ را پيدا مي‌كنند؟&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;ولي در شرايط هوچي‌گري و ضدهوچي‌گري، بيل گيتس چه نوع فردي است؟ آيا او فردي تيزهوش است كه اصولا فقط در كامپيوتر تيز و باهوش بوده و در زمان و مكان مناسب قرار گرفته، يا اينكه چيزي بديمن‌تردرباره مردي وجود دارد كه مي‌توانست به راحتي در دهه بيست زندگي خود كناره‌گيري نمايد يا بازنشسته شود ولي ترجيح مي‌دهد كه بيشتر روزها 16 ساعت در روز كار كند.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;داستان‌ها در مورد گيتس رياضي‌دان نابغه و برنامه‌نويس كامپيوتر و درباره ساير گيتسها، بازرگان بي‌رحمي كه براي شكست يا سركوب رقابت با تمام توان بيرون مي‌رود، به طور فراوان وجود دارد. تنها با جدا كردن واقعيت از خيال مي‌توان شروع به كشف گيتس واقعي نمود. آنچه از اين تحليل به جا مي‌ماند يك تصوير به مراتب پيچيده‌تر است.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;اين تنها يك داستان استعداد فني و ثروت زياد نيست، بلكه يك بينش قابل توجه تجاري و شور و شوق وسوسه‌انگيز براي بردن و پيروز شدن است. همچنين سرگذشتي است پيرامون يك سبك رهبري كاملا متفاوت از آنچه دنياي تجاري و كسب و كار قبلا به خود ديده است.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;آنچه كه بيل گيتس به رهبران تجاري آينده پيشنهاد مي‌كند الگوي جديد است الگويي كه ويژگي‌ها و مهارت‌هايي را كه خيلي مناسب براي چالش‌هاي قرن بيست و يكم است گردهم مي‌آورد. بيل گيتس با وجود همه خطاهايش مطالب زيادي براي ياد دادن نسل بعدي بازرگانان و مديران دارد.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;از زمان تشكيل مايكروسافت، گيتس اين تصور خود را كه روزي كه روي هر ميز و در هر خانه يك كامپيوتر باشد دنبال نموده است. (جالب اينكه شعار اصلي او عبارت بود از «روزي روي هر ميز و در هر خانه يك كامپيوتر باشد كه از نرم‌افزار مايكروسافت استفاده كند» ولي بخش آخر شعار اين روزها از قلم افتاده چون كه برخي افراد را ناراحت مي‌كند)&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;اكنون با نگاهي به گذشته پي مي‌بريم كه گسترش كامپيوترهاي شخصي از اداره به خانه تقريبا اجتناب‌ناپذير به نظر مي‌رسد.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;بازانديشي و بازنگري موضوع خيلي خوبي است ولي همانطور كه گيتس نشان داده آينده‌نگري و دورانديشي خيلي سودآورتر مي‌باشد.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;همچنين مهم است يادآور شويم كه صفحات نمايش و صفحات كليد همه جا حاضر و فراگيرند كه همه ما امروزه وجود آنها را بديهي مي‌پنداريم چند دهه قبل جزء داستان‌هاي علمي تخيلي بود. در دهه 1960 هنگامي كه آينده‌گراها در آمريكا سعي كردند كه روند شكل‌گيري اجتماع را در باقيمانده قرن پيش‌بيني كنند آنها طلوع و ظهور كامپيوتر شخصي (PC) را كاملا ناديده گرفتند. بنابراين اين امر تصادفي نيست كه گيتس جوان كتاب‌هاي علمي و تخيلي را به خود اختصاص دهد.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;اين‌كه بيل گيتس به تنهايي مسبب بردن كامپيوتر شخصي به خانه‌ها و ادارات در سراسر دنيا باشد و يا اينكه هنري فورد باني ظهور و پيدايش اتومبيل بوده، نادرست است. ولي وجه اشتراك آنها در اين است كه آنها نقش اصلي و محوري در تبديل تصورات به واقعيت بازي كرده‌اند.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;گيتس با دگرگوني مايكروسافت و تبديل آن به يك بازيگر مهم در صنعت كامپيوتر و استفاده از جايگاه برتر جديد براي ايجاد بستري جهت رشد خيلي زياد در برنامه‌هاي كاربردي فكر خود را به منصه ظهور گذاشت. گيتس از همان ابتدا و خيلي زود دريافت كه اگر بخواهد فكرش را به نتيجه برساند، لازم و ضروري است كه يك استاندارد صنعتي ايجاد شود. او همچنين مي‌دانست كه اگر هركسي زودتر و قبل از همه‌ به آنجا برسد فرصت و شانس مهم‌تري براي داشتن قدرت در صنعت كامپيوتر خواهد داشت.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;چند سال قبل از اين كه شركت آي- بي- ام براي يافتن يك سيستم عامل در كامپيوتر شخصي جديدش به گيتس نزديك شود گيتس تاسف عدم وجود يك سيستم عامل مشترك را مي‌خورد و پيش‌بيني مي‌كرد كه بدون يك سيستم عامل نيروي بالقوه كامپيوترهاي شخصي شناخته نخواهد شد. مقاله‌هايي كه در آن زمان نوشت خبر از آن مي‌داد كه اين فكر را بيش از هركس ديگري در ذهن داشته است. با وجود آن، حقيقت اين است كه هنگامي كه اين فرصت دست داد گيتس آنچه را كه مي‌خواست به خوبي ديد و آن را با هر دو دست گرفت. از آن موقع تاكنون او به همين نحو عمل كرده است.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;در اوايل دهه 1980، گيتس طراح اصلي حركت مايكروسافت از توليدكننده زبان‌هاي برنامه‌نويسي به يك شركت نرم‌افزاري متنوع تبديل گرديد كه همه‌چيز از سيستم عامل نظير ويندوز گرفته تا كاربردهايي مانند Excel, Word همچنين ابزارهاي برنامه‌نويسي را توليد مي‌كرد. در اين فرآيند او صنعت كامپيوتر را دگرگون كرد.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;آنهايي كه از او انتقاد مي‌كنند و او را متهم به گرايش‌هاي انحصارطلبانه مي‌كنند ممكن است هر از چند گاهي درنگ نمايند و اين‌كه جايگاه انقلاب كامپيوتر شخصي در حال حاضر بدون دخالت به موقع و مصلحت‌جويانه بيل گيتس در كجا بود، فكر و انديشه كنند. سرانجام، با تمام خطاهايش، جر و بحث كردن در مورد اين ادعا كه بيل گيتس نقش مهمي در هدايت دوران تكنولوژيكي جديد داشته سخت و دشوار است. همچنين يادآوري اين نكته ارزشمند است كه برخلاف بسياري از افراد خيلي ثروتمند جهان، او هنوز به دنبال تلاش براي معاش است.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;متخصصان كامپيوتر وارث زمين خواهند بود&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;گيتس يكي از معدود مديران موسس، اجرايي و فني در صنعت كامپيوتر شخصي است كه باقي مانده و از نظر تجاري موفق بوده است. او براستي يك كارشناس حقيقي و متخصص كامپيوتر است.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;ويليام هنري گيتس سوم در 28 اكتبر 1955 در شهر سياتل از ايالت واشنگتن به دنيا آمد. والدينش به خاطر وجود كلمه سوم در نامش او را «تري» ناميدند و اعضاي خانواده هرگز او را با نام ديگري صدا نكردند. گيتس متفكري استثنايي بود به طوري كه در سن 8 يا 9 سالگي دانشنامه خانوادگي را از اول تا آخر مي‌خواند. (شركتش يعني مايكروسافت بعدا اولين دانشنامه روي ديسك فشرده را در دنيا به نام انكارتا (Encarta) منتشر كرد.) ولي اولين هديه واقعي او درباره رياضيات بود كه در آن ماهر بود.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;بيل جوان همراه با شريك هميشگي و دوستش پل آلن قبلا و در سن 12 سالگي شيفته كامپيوتر و درگير پروژه‌هاي مختلف برنامه‌نويسي بود و برنامه‌نويسي را در سراسر دوره دبيرستان انجام مي‌داد. او و آلن بعدا شركت مايكروسافت را بنيان گذاشتند.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;گيتس كه دانش‌آموزي برجسته و باهوش بود برخلاف بيشتر كودكان باهوش، به نظر مي‌رسيد كه در هر كاري كه انجام مي‌دهد بي‌نظير است. شور و شوق وي براي بردن و برنده شدن از همان سنين اوليه معلوم و آشكار بود. در ليك سايد، در مدرسه خصوصي و نخبه‌گراي سياتل كه برخي از تيزهوش‌ترين دانش‌آموزان را در وست كوست آمريكا جذب مي‌كند عشق وي به رياضيات سبب دلبستگي و اشتغال ذهن او به كامپيوتر گرديد. حتي در ليك سايد، بيل گيتس برجسته و ممتاز بود. از اين‌رو بچه‌ها سربه‌سر او مي‌گذاشتند زيرا او آشكارا خيلي باهوش‌تر از بقيه دانش‌آموزان بود.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;به طوري كه جيمز والاس و جيم اريكسون در كتابشان به نام هارد درايو خاطرنشان مي‌كنند: «حتي در محيطي مثل ليك سايد كه بچه‌هاي باهوش در خور احترامند، دانش‌آموزي به تيزهوشي گيتس از سوي تعدادي ديگر از دانش‌آموزان مورد تمسخر قرار مي‌گيرد.»&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;بنابه گفته يكي از همكلاسي‌هاي گيتس كه اكنون يك معمار برجسته در سياتل است: «گيتس اغلب با بچه‌ها در اتاق كامپيوتر معاشرت مي‌كرد.» او از نظر اجتماعي بي‌عرضه و در بين ديگران معذب بود. ذهن اين پسر كاملا مشغول علاقه او به كامپيوتر بود. به ندرت ديده مي‌شد كه تنيس بازي كند ولي نه زياد چيز ديگر. در ابتدا من از گيتس و سايرين در اتاق كامپيوتر ترس داشتم و تا حدي حتي آنها را به صورت بت در مي‌آوردم. ولي بعدا متوجه شدم كه آنها به قدري احمق هستند كه نخواستم دور و بر آنها باشم. بخشي از علتي كه من از كار كامپيوتري خارج شدم آنها بودند... آنها از نظر اجتماعي خيلي خشك و متكبر بودند و من واقعا نمي‌خواستم كه اينطوري باشم.»&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;آيا مصداق ضرب‌المثل «گربه كه دستش به گوشت نمي‌رسد مي‌گويد بو مي‌دهد» نيست؟ شايد اين‌طور باشد. ولي آشكارا گيتس و همكلاسي‌هايش استثنايي بودند حتي طبق استانداردهاي ليك سايد. تا سال سوم دبيرستان گيتس از نظر كامپيوتربازان جوان‌تر ليك سايد چيزي در حد يك كارشناس كامپيوتر محسوب مي‌شد. او اغلب در اتاق كامپيوتر ساعت‌ها جلسه دادگاه برگزار مي‌كرد و داستان‌هايي درباره مزاحمان بدنام كامپيوتري بيان مي‌كرد.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;گيتس و برخي از دوستان كامپيوتريش گروه برنامه‌نويسان ليك سايد را كه اختصاص به يافتن فرصت‌هاي پولسازي براي استفاده از مهارت‌هاي تازه به دست آمده برنامه‌نويسي كامپيوتر داشت تشكيل دادند. اكنون الگويي در حال پيدايش بود. همانطور كه بعدا گيتس اظهار داشته: «من طرح دهنده بودم. من فردي بودم كه گفت بياييد دنياي واقعي را فراخوانيم و سعي كنيم كه چيزي را به آن بفروشيم.» در آن موقع او 13 ساله بود.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;رابطه نزديك و فني قابل توجه با آلن به مدت دو سال در سال‌هاي آخر دبيرستان به نظر مي‌رسد كه در اين زمان گسترش يافته باشد. نقش آلن در داستان مايكروسافت و در محفل كوچك طرفداران ليك سايد كه شركت استخدام نموده اغلب دست كم گرفته مي‌شود. گيتس، آلن، كنت ايوانز و ريچارد وي‌لند- دو عضو ديگر گروه برنامه‌نويسان ليك سايد- اغلب در تمام طول شب ابتدا به يك كامپيوتر كوچك (Minicomputer) كه مالك آن جنرال الكتريك بود متصل بودند و بعدا به كامپيوتر شركت كامپيوتر سنتر متصل گرديدند گاهي اوقات تا ساعات اوليه صبح به خانه نمي‌رسيدند.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;گيتس جوان كه وقتش را اين چنين صرف مي‌كرد والدينش را نگران سرگرمي جديد پسرشان نمود. براي مدتي فعاليت‌هاي او را از ترس اينكه مبادا لطمه‌اي به درسش بزند متوقف كردند. تقريبا به مدت يكسال تمام، گيتس امتناع نمود. به عنوان نشانه‌اي از اشتهاي سيري‌ناپذير وي به دانش، توجه خود را به موضوع‌هاي ديگر معطوف كرد. در اين دوره، او شماري زندگي‌نامه از جمله زندگي‌نامه ناپلئون و فرانكين روزولت را خواند. او گفت مي‌خواستم بدانم كه شخصيت‌هاي بزرگ تاريخ چگونه فكر مي‌كردند. او همچنين كتاب‌هاي مربوط به كسب و كار، علوم و رمان را مطالعه نمود. يكي از كتاب‌هاي مورد علاقه وي «گيرنده در چاودار» نام داشت كه او بعدا گزيده‌هاي بلندي از كتاب را براي دوست‌هايش از بر خواند. هلدن كالفيلد كه شخصيت اصلي بود يكي از قهرمان‌هاي او شد. ولي اجالتا هرگونه طرحي را كه بيل جوان ممكن بود براي تشكيل يك شركت نرم‌افزاري با دوست دبيرستاني‌اش و رفيق كامپيوتربازش به كار برد موقتا متوقف گرديد. والدينش اصرار داشتند كه او بايد به دانشگاه برود؛ آنها احساس مي‌كردند كه همراه بودن او با دانشجويان ديگر برايش خوب است.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;ضريب هوشي بالا و شور و شوق زياد گيتس ورود او را به دانشگاه هاروارد حتمي نمود. در پاييز سال 1937 بدون اين كه سمت و سوي واقعي او مشخص باشد وارد معتبرترين محل يادگيري يعني كمبريج، ماساچوست گرديد.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;بعدا او گفت كه هاروارد رفت تا از افرادي كه باهوش‌تر از او بودند چيز ياد بگيرد... و دلسرد و نااميد شد. اظهارنظر احتمالا به همان اندازه كه در مورد خود عقيده بيل گيتس گفته مي‌شود درباره هاروارد هم وجود دارد.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;گيتس با انتخاب اوليه حقوق به عنوان رشته اصلي دانشگاهي ممكن است انتظار داشته كه رد پاي پدر حقوقدانش را دنبال كند. ولي درواقع، او علاقه چنداني به حرفه حقوق نداشت و پدر و مادرش در مورد اينكه پسر سرسخت آنها راه خود را خواهد يافت كمي شك داشتند. با وجود اين، در روياهاي پرهيجان خود، هيچكدام از آنها نمي‌توانستند تصور كنند كه چه راهي در پيش روي پسرشان خواهد بود.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;همچنان كه معلوم شد گرفتن مدرك از هاروارد مدنظر نبود. در سال 1975 در حالي كه هنوز در دانشگاه بود، گيتس براي يك نسخه از زبان بيسيك (Basic) كه نوعي زبان اوليه در برنامه‌نويسي كامپيوتر است بار ديگر گروه خود را با پل آلن تشكيل داد. گيتس در سال 1977 با توجه به آمادگي دنياي جديد تصميم گرفت كه هاروارد را رها كند و به طور تمام وقت در شركت كوچك نرم‌افزار كامپيوتر كه با دوستش تاسيس كرده بود كار كند. اين شركت مايكروسافت ناميده شد.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;از ترك تحصيل در دانشگاه هاروارد تا شكلك كامپيوتر&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;ظهور مايكروسافت هم سريع بود و هم بي‌وقفه. گيتس به زودي ثابت كرد كه فردي است با درك مفاهيم فني همراه با غريزه‌هاي عالي بازرگاني. هنگامي كه بيماري باعث شد كه آلن شركت مايكروسافت را در اوايل دهه 1980 ترك كند، جايگاه گيتس به عنوان رهبر محكم‌تر شد. در نيمه دوم دهه 1980، شركت مايكروسافت محبوب مركز معتبر مالي وال استريت (Wall Street) گرديد. از بهاي سهام 2 دلار در سال 1986، سهام مايكروسافت تا نيمه اول سال 1996 به 105 دلار افزايش يافت و گيتس را ميلياردر و بسياري از همكارانش را ميليونر كرد.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;اما افزايش بهاي سهام شركت مايكروسافت خبر از يك نظم كسب و كار جديد جهاني مي‌داد. تام پيترز كارشناس مديريت مي‌گويد هنگامي كه ارزش بازار مايكروسافت از ارزش بازار شركت جنرال موتورز تجاوز نمود دنياي تجاري دگرگون شد. در خلال نوشتن اين كتاب در 16 سپتامبر سال 1998، ارزش شركت مايكروسافت در بازار از ارزش شركت بزرگ جنرال الكتريك (GE) فراتر رفت و بزرگترين شركت آمريكا گرديد كه ارزش آن در بازار به 262 بيليون دلار رسيد.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;گيتس و مايكروسافت عمدتا جدا نشدني‌اند.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;فلسفه كسب و كار&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;سرگذشت مايكروسافت تقريبا سرگذشت يكي از شركت‌هايي است كه رشدي سريع و بي‌وقفه در يكي از رقابتي‌ترين صنايع جهاني داشته است. تحت رهبري بيل گيتس كه شركت را به كمك پل آلن در سال 1974 بنيان نهاد شركت مايكروسافت با دو نفر آغاز به كار نمود و در حال حاضر بيش از 20500 نفر را در استخدام داشته و فروش آن افزون بر 8/8 بيليون دلار در سال مي‌باشد.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;شركت مايكروسافت موفقيت خود را ناشي از 5 عامل زير مي‌داند:&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;- نگرش بلندمدت&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;- جهت‌دهي به نتايج&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;- كار گروهي و تلاش همه جانبه فردي&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;- دلبستگي به فرآورده‌هاي خود و مشتريان و&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;- گرفتن واكنش مشتري به طور پيوسته.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;شركت افراد خيلي باهوش و خلاق را استخدام مي‌كند و با ايجاد شور و شوق آنها را در چالش مداوم و شرايط كار عالي نگه مي‌دارد. (دادن سهام جور واجور نيز كمك خواهد كرد.) با كمتر از 8 درصد، تغييرات پرسنلي آن در صنعت فن‌آوري اطلاعات فوق‌العاده پايين است.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;با ايجاد محيطي آرام و دانشگاهي و بيزاري از نشانه‌هاي موقعيت اجتماعي با نگرش پرتوقع نسبت به كارآيي و تامين مهلت‌ها متعادل مي‌گردد. هنگامي كه افراد شركت را ترك مي‌كنند، پژوهش مايكروسافت نظر مي‌دهد كه آنها به اين علت اين كار را كرده‌اند كه چالش تمام شده است. ولي شايد آشكارترين آزمايش فرهنگ مايكروسافت اين است كه بسياري از كاركنان اصلي و اوليه آن هنوز آنجا هستند و كار مي‌كنند. افراد زيادي در سنين اواخر 20 سالگي و اوايل دهه 30 سالگي با استفاده از امكانات سهام شركت ميليونر شده‌اند. آنها به راحتي مي‌توانستند بازنشسته شوند يا كنار بروند ولي نرفتند.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;به قول يك مدير مايكروسافت «چه كار ديگري در زندگي خود مي‌كردند؟ در كجا مي‌توانستند اين قدر سرگرمي و لذت داشته باشند؟»&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;رمز و رازهاي موفقيت&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;با تحليل دقيق، ده رمز كه موفقيت شركت مايكروسافت و مديران اجرايي استثنايي آن را توجيه مي‌كند، آشكار مي‌گردد. رمزهاي انجام كسب و كار به شيوه بيل گيتس به قرار زيرند:&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;1- در مكان مناسب و زمان درست دست به كار بزن&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;نسبت دادن موفقيت مايكروسافت به يك شانس و اقبال فوق‌العاده يعني تضمين قرارداد تامين سيستم عامل براي اولين كامپيوتر شخصي آي بي ام راحت و آسان است. ولي در اين كار عوامل ديگري بيش از شانس و اقبال دخالت داشته است. گيتس اهميت معامله آي بي ام را تشخيص داد. او مي‌دانست كه آن معامله مي‌تواند تاريخ كاربرد كامپيوتر شخصي را دگرگون كند و او بيش از شش ماه به طور خستگي‌ناپذيري كار كرد تا شانس موفق بودن را به حداكثر برساند.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;2- عاشق فن‌آوري باش&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;يكي از مهم‌ترين جنبه‌هاي موفقيت مداوم مايكروسافت دانش و آگاهي فني گيتس بوده است. كنترل تصميم‌هاي كليدي و مهم در اين زمينه به عهده وي بوده و در بسياري از مواقع او سمت و سوي فن‌آوري را خيلي روشن‌تر از رقبايش تشخيص داده و همچنين آماده بوده كه راه را نشان دهد.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;3- هيچكس را زنداني خود مكن&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;گيتس رقيب سرسختي است. هر كاري كه كرده برنده شده. به عنوان يك معامله‌گر، اين كار او را يك مذاكره كننده فوق‌العاده انعطاف‌ناپذير مي‌سازد. او استخواني لاي زخم باقي نمي‌گذارد و به طور آشكار در مورد رقباي كاري صحبت مي‌كند.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;4- افراد خيلي باهوش را استخدام كن&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;«افراد داراي بهره يا ضريب هوشي بالا» اصطلاحي است در مايكروسافت براي باهوش‌ترين افراد. از همان ابتدا، گيتس هميشه اصرار داشته كه شركت به بهترين ذهن‌ها نياز دارد. از اينكه افراد نادان از نظر فن شناختي به او صدمه نمي‌زنند خرسند است. در برخي جاها اين كار به عنوان نخبه‌گرايي محسوب شده و انتقادهايي را برانگيخته ولي اثرات مثبتي داشته است. شركت قادر به استخدام بسياري از دانشجويان تيزهوش شده كه مستقيما از دانشگاه به اميد كار در بهترين شركت جذب مي‌شوند.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;5- رمز بقا را فراگير&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;گيتس به راحتي مي‌پذيرد كه رقبايش بيشتر نبردهاي بازرگاني را به خاطر اشتباهات خودشان باخته‌اند. آنچه او به ويژه در آن مهارت دارد فرار از دام‌هايي است كه ديگران در آن مي‌افتند و اين در حالي است كه او از فرصت‌هاي ناشي از اشتباهات ديگران بهره‌برداري مي‌كند.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;6- انتظار تشكر و سپاس‌گزاري را نداشته باش&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;بيل گيتس اهميت داشتن دوستان را در جايگاه‌هاي بالا مي‌داند. با وجود نبرد جاري او با تنظيم‌كنندگان ضد تراست آمريكا، گيتس تلاش كرده كه نظر مديران اجرايي شركت‌هاي فورچون 500 را جلب نموده و گردهمايي‌هايي از مديران اجرايي در سياتل و ساير شهرها در سراسر ايالات متحده برگزار مي‌كند.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;7- جايگاه برتر را برگزين&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;بيل گيتس نوعي رهبر جديد در كسب و كار است. در طول ساليان، بارها نشان داده كه گويا او نزديك‌ترين ارتباط را با غيب‌گوي صنعت كامپيوتر دارد. درك عميق او از فن‌آوري به عنوان يك شيوه منحصر به فرد از تركيب كردن داده‌ها به او توانايي ويژه‌اي داده كه روندهاي آتي را دريابد و استراتژي مايكروسافت را هدايت و راهنمايي كند. اين كار نيز مايه شگفتي در بين طرفداران مايكروسافت و مرعوب شدن رقباي آن شده است.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;8- همه پايگاه‌ها را تحت پوشش قرار ده&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;عنصر مهم و كليدي موفقيت مايكروسافت همانا توانايي آن در اداره و كنترل چند پروژه بزرگ به طور همزمان مي‌باشد. خود گيتس يك فرد چندكاره اصلي است و گفته مي‌شود كه قادر به انجام چند گفت‌وگوي فني به طور هم‌زمان مي‌باشد، اين توانايي قابل توجه وي در روش و نگرش شركت بازتاب يافته است. به عبارت ديگر مرتب در حال كشف بازارهاي جديد و كاربردهاي جديد نرم‌افزاري است. با اين كار حذف كارهاي بزرگ بعدي منتفي است.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;9- يك كسب و كار جمع و جور را تدارك بين&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;در پيوند با ارزش‌گذاري بازار سهام شركت، مايكروسافت نسبتا شركت كوچكي باقي مانده است. همچنين از نظر داخلي، شركت همواره به بخش‌هاي كوچك‌تر تقسيم شده تا مناسب‌ترين محيط گروه بازرگاني را حفظ كند. گاهي اوقات، تغييرات به قدري سريع بوده كه به نظر مي‌رسد مايكروسافت تقريبا به طور هفتگي بخش‌هاي جديد ايجاد مي‌كند. گيتس به حفظ يك ساختار ساده اعتماد دارد تا او را قادر به حفظ كنترل شركت كند. هر موقع احساس كند كه خطوط ارتباطي در حال كشش يا نامشخص است او در ساده كردن ساختار ترديدي به خود راه نمي‌دهد.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;10- هميشه مواظب كارهايت باش&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;اكنون بيش از دو دهه است كه گيتس در بالاي سر كار و حرفه خود است. در اين زمان او ثروتمندترين مرد جهان است كه براي كسي كه هنوز در اوايل دهه چهل سالگي خود است بد نيست. معذالك با وجود ثروت هنگفت و موفقيت‌هايش هيچ نشانه‌اي از كم شدن فعاليت گيتس ديده نمي‌شود. او مي‌گويد كه با اين «ترس پنهان» برانگيخته مي‌شود كه ممكن است كار بزرگ بعدي را از دست بدهد. او قصد تكرار اشتباهات ساير شركت‌هاي مسلط كامپيوتري نظير آي- بي- ام و اپل (Apple) را ندارد.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;B&gt;George Eastman [بنيانگذار Kodak] &lt;/B&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;امروزه از «George Eastman» موسس كمپاني بزرگ «Eastman Kodak» به عنوان پدر صنعت عكاسي مدرن و نوين ياد مي‌شود. او در سال 1854 در يكي از روستاهاي «نيويورك» ديده به جهان گشود. پدرش «George Washington Eastman» در همان سال دانشكده اقتصاد «Eastman» را در «Rochester» بنا كرد و چند سال بعد خانواده را براي زندگي در آن شهر به «Rochester» برد. در سال 1862 درست زماني كه دانشكده در حال شكل‌گيري و رشد خود به سر مي‌برد، به ناگاه پدر خانواده از دنيا رفت و اندك سرمايه‌اي را براي آنها به ارث گذاشت.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;با پديد آمدن چنين شرايطي «George» كه تنها پسر خانواده بود براي سرپرستي و حمايت مالي مادر و دو خواهرش مجبور به ترك تحصيل شد و راهي بازار كار گرديد. ابتدا براي يك شركت كوچك بيمه مشغول به كار شد و پس از آن به استخدام بانك محلي «Rochester» درآمد.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;هنگامي كه 23 سال بيشتر نداشت يكي از همكارانش با مشاهده فعاليت‌هاي خستگي‌ناپذير او پيشنهاد كرد كه تعطيلات آخر هفته را به همراه مادر و خواهرانش به خارج از شهر بروند و به تفريح بپردازند. در ميان كلام همكار دلسوز پيشنهادي مطرح شد كه سرآغاز تحول زندگي «George» و تكنولوژي بشر به حساب مي‌آمد. او گفت كه براي ثبت خاطره آن روز گردش «George» دوربيني تهيه نمايد و از خانواده‌اش چند عكس يادگاري بگيرد.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;اگر چه «George» دوربيني اجاره كرد اما هرگز تعطيلات آخر هفته را در بيرون از خانه نگذراند. سنگيني، حجم و گراني مبلغ تهيه يك دوربين و يا حتي يك عكس تمامي فكر او را به خود مشغول ساخته بود. «آيا امكان ظهور دوربيني جديد با خصوصيات كاملاً متفاوت وجود ندارد؟»&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;از همان روز به مدت سه سال، شب‌ها و در ساعات بيكاري او مدام در آشپزخانه خانه مشغول آزمايش موادي بود تا بتواند امولسيون ژلاتين را در جايگاه نگاتيو فيلم دوربين قرار دهد. سرانجام پس از يكسري آزمايشات مستمر و طولاني مدت او در سال 1880 توانست ماشيني با قابليت كارايي با نگاتيو خشك جهت تهيه عكس اختراع نمايد و به ثبت رساند.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;يكسال بعد با كمك‌هاي مالي «Henry Strong» كمپاني «Eastman Dry Plate» برپا شد و به سبب فعاليت‌هاي شديد «George» در آن ديگر مجبور به استعفا از بانك شد. در سال 1884 فعاليت‌هاي كمپاني «Eastman» كه حال به يك كمپاني توليد فيلم تبديل شده بود گسترش يافت و او توانست فيلم‌هاي حلقه‌اي را جايگزين نگاتيوهاي شيشه‌اي نمايد كه با استقبال بسيار بي‌نظيري مواجه شد.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;سرانجام در سال 1892 كمپاني «Eastman Kodak» افتتاح شد، كمپاني كه با ظهور خود انقلاب بزرگي در صنعت عكاسي دنيا پديد آورد. اندكي بعد كمپاني «Kodak» توانست با بكارگيري چند نوآوري ديگر، دوربين‌هاي سبك با كارايي بسيار ساده را با نام «Kodak» وارد بازار نمايد. شعار آنها با فرستادن اين دوربين‌ها به بازار اين بود: «شما تنها يك دكمه را فشار دهيد، ما بقيه كارها را انجام مي‌دهيم.» در مدت زمان بسيار اندكي دوربين‌هاي عكاسي «Kodak» در سراسر جهان شهرت يافت و ميزان تقاضاي آن به شدت سرعت گرفت.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;در همان فاصله زماني ابتكار جديد «Eastman» براي پايه‌ريزي ظهور فيلم‌هاي متحرك در سال‌هاي بعد نيز با سر و صداي بسياري همراه شد. در سال 1888 هنگامي كه «Eastman» نام «Kodak» را براي كمپاني و محصولات خود برگزيد، از او سؤالات بسياري در مورد علت انتخاب اين نام پرسيده شد و او در پاسخ اظهار داشت كه از دوران كودكي علاقه خاصي به حرف «K» داشته است و هميشه آن را حرف مورد علاقه و قدرت بخش خود مي‌ دانسته است. از نظر او انتخاب كلمه‌اي كه با اين حرف شروع و با آن خاتمه مي‌يابد، قطعاً خوش‌شانسي و موفقيت فراواني براي او دربر خواهدداشت.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;در سال 1902 «George Eastman» كه حال به يك ثروتمند مشهور تبديل شده بود، تصميم گرفت تا خانه‌اي را كه هميشه در خواب‌هاي كودكي‌اش مي‌ديده بنا نمايد. از همين رو مشهورترين آرشيتكت آن دوران در ايالات متحده «J.Foster Warner» را به خدمت گرفت و ساخت خانه را آغاز نمود. خانه‌اي به مساحت 3200 متر با 50 اتاق و مجهزترين سيستم گرمايش، تلفن و برق و از همه مهم‌تر با طراحي داخلي طراحان كاخ سفيد كه هزينه ساختش مبلغي معادل 335 هزار دلار آن زمان شد، ساخت.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;از خصوصيات بارز «Eastman» مي‌توان به سخاوتمندي و علم دوستي او اشاره كرد. از آنجا كه او در دوران نوجواني به دليل مصائب مالي و خانوادگي نتوانسته بود ادامه تحصيل دهد، در اين دوران كه صاحب مال و شهرت شده بود همواره به موسسات آموزشي كمك‌هاي شاياني اهدا مي‌كرد. او در دوران حياتش مبلغي معادل 20 ميليون دلار به موسسه تكنولوژيكي «ماساچوست» اهدا نمود. همچنين مركز فن‌آوري «Rochester» مبلغي معادل 625 هزار دلار در سال 1901 از «Eastman» به عنوان هديه دريافت كرد. او همچنين هديه‌اي معادل 2 ميليون دلار به هر يك از موسسات آموزشي «Tuskegee» و «Hampton» ارايه نمود.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;«George Eastman» همچنين علاقه فراواني به شهر «Rochester» داشت و با تمام قوا جهت پيشرفت و توسعه اين شهر گام برمي‌داشت. بناي موسسه و انجمن «Chest» به عنوان دانشكده موسيقي اين شهر و همچنين بخشيدن منزل مسكوني مشهورش پس از مرگ به دانشگاه «Rochester» از جمله اين اقدامات به شمار مي‌روند.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;سرانجام در 14 مارس 1932 اين مخترع بزرگ و ثروتمند خير دار فاني را وداع گفت. هنگامي كه جسد او را به خاك مي‌سپردند، آخرين جمله وصيتنامه او توجه همگان را به خود جلب كرد: «من كارم را انجام دادم. پس ماندن ديگر لزومي ندارد.»&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;اگر چه «Eastman» به اين نتيجه رسيده كه كارش را به اتمام رسانده است اما كمپاني صاحب‌نامش راه درازي را مقابل خود مي‌ديد. امروز كمپاني «Kodak» به عنوان يكي از بزرگترين توليدكنندگان فيلم‌هاي دوربين عكاسي در جايگاهي قرار گرفته كه بدون شك روح بنيانگذار خود را راضي و خشنود در بالاي سر خود مشاهده مي‌نمايد&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;B&gt;Mark Cuban [از فروش کیسه های زباله تا قرار گرفتن در لیست میلیادرها] &lt;/B&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;« Mark Cuban» در یک خانواده متوسط در «Pitts burgh» آیالات متحده متولد شد. از همان دوران کودکی و نوجوانی به دلیل وضعیت اقتصادی خانواده و همچینین به سبب علاقه فراوان خودش به تجارت به این عرصه قدم گذاشت. در سن 12 سالگی کودکی دست و پا چلفتی با یک عینک ته استکانی در محله های اطراف کیسه زباله می فروخت. و اندک درآمد خود را صرف هزینه های ضروری کودکانه اش می کرد. در همان روزها بود که اصول اولیه تجارت را به خوبی آموخت؛ او دریافت که هیچ شغلی سبب کاهش اعتبار اجتماعی نمی شود و از سویی دیگر آموخت که برای کسب درآمد حتما نیازی نیست که انسان سرمایه کلان اولیه داشته باشد. &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;او که در مدرسه علیرغم مشکل بینایی و همچنین فرصت اندک برای درس خواندن به سبب کار روزانه اش توانسته بود. همواره بهترین نمرات را به دست آورد، به عنوان یکی از بهترین شاگردان مدرسه دوران تحصیلی را به اتمام رسانده و تصمیم به ورود به دانشگاه گرفت. رشته مورد علاقه او با بازرگانی بود و در سراسر آیالات متحده تنها ده دانشگاه تدریس این رشته را در اختیار داشتند. از میان این ده دانشگاه، کم هزینه ترین یعنی دانشگاه «Indiana» را برگزید وبرای ادامه تحصیل وارد آنجا شد. اگر چه«Indiana» در مقایسه با دیگران کم هزینه تر بود اما به هر حال دوران دانشجویی نیز خرج و مخارج خاص خود را داشت. و «Mark» برای تامین هزینه هایش به مشاغل گوناگونی روی آورد تا بتواند حداقل علاوه بر هزینه تحصیل، خود را از گرسنگی برهاند. &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;از همان سال اول با مشکلات فراوانی روبه رو شد: سنگینی هزینه ها و اجبار او برای روی آوردن به حرفه های مختلف از یکسو و رفتار خشن و ناملایم ناظم دانشکده از سویی دیگر هر لحظه او را تشویق به ترک تحصیل می کرد؛ اما علاقه او به بازرگانی توانست تا اخذ مدرک کارشناسی با بهترین نمرات او را همراهی سازدولی دیگر هر لحظه او را تشویق به ترک تحصیل می کرد؛ اما علاقه او به بازرگانی توانست تا اخذ مدرک کارشناسی با بهترین نمرات او را همراهی می سازد ولی دیگر تاب ادامه تحصیل برای MBA را نداشت. از همین رو به کارشناسی اکتفا کرد و از دانشگاه بیرون آمد. &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;با بیرون آمدن از دانشگاه «Cuban» تصمیم گرفت تا تمامی آموخته ها و تجربیات این سالهای سخت را به کار بندد. و تلاش خود را برای آینده ای روشن آغاز نماید. او که با نیاز بازار وقت جامعه به خوبی آَشنایی داشت تصمیم گرفت تا وارد وضعیت کامپیوتر شود، صنعتی که حتی کوچکترین اطلاعاتی در مورد آن نداشت! با بکار گیری تمامی زوآیای اقتصادی و همچنین مطالعه بسیار در مورد مسائل ابتدایی این عرصه، «Cuban» در سال 1983 یک شرکت کامپیوتری با نام «MICroSolutinos» و با کاربری مشاوره کامپیوتری بنا کرد که در عرض چند سال به سرعت به اولین شرکت مشاوره و ادغام سیستم ها تبدیل شدو واز سالی 1990 این شرکت سالانه درآمدی معادل 30 میلیون دلار به دست آورد. اما در آمد واقعی زمانی عاید«Cuban» شد که کمپانی بزرگ «COMPU Sever» اقدام به خرید شرکت«cuban » نمود ودر جریان این معامله سرمایه بسیار خوبی از آن او کرد.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;با بدست آوردن این گنج باور نکردنی«Cuban» دیگر تمامی روزهای سخت گذشته را پشت سر گذاشته بود وحال تمامی رویاهایش را در عالم واقعیت می دید. او که در دوران کودکی همیشه آرزو داشت همانند اشراف زاده ها در گوشه ای بنشیند و از گذر زندگی لذت ببرد، تصمیمم گرفت تا کسب و کار را رها کرده و روزهای خوش زندگی را آغاز نماید.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;از این رو به همراه یکی از هم کلاسی های قدیمی اش در «Indiana» خانه ای در «Dalls» خرید و هر دو به اتفاق هم به یاد آوری خاطرات تلخ و شیرین گذشته پرداختند. اگر چه «Cuban» خرید و هر دو به اتفاق هم به یادآوری خاطرات تلخ و شیرین گذشته پرداختند. اگر چه«Cuban» به طور فیزیکی به کار اشتغال نداشت اما ذهن او همواره درگیر مسائل متعدد بود. او که علاقه شدیدی به ورزش بسکتبال داشت، به خود می اندیشید که چرا نمی تواند بازی تیم های مورد علاقه اش را از رادیو دنبال نماید، همین فکر جرقه ای بود برای یک پدیده نوین! &quot;چرا نمی شود شبکه های رادیویی و تلویزیونی را مستیما از طریق اینترنت دریافت کرد؟ &quot; &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;این سوال به تولد «Broadcast.com» در سال 1995 انجامید و در نتیجه آن«Cuban» به شهرت بسیار بالایی دریافت. &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;با روی کار آمدن«Broadcast.com» دیگر تمامی کاربران اینترنتی قادر بودند تمامی برنامه های داخواهشان را به طور مستقیم از طریق اینترنت دریافت کنند و این مساله شور و هیجان خاصی در میان مردم پدید آورد. چندی بعد در سال 1999 کمپانی «yahoo» این سایت را به مبلغ 2 میلیارد دلار «Cuban» خرید و با این اقدام او را روانه لیست میلیارددرهای دنیا نمود. &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;حال او حتی از رویاهای کودکانه اش نیز فراتر رفته بود و دیگر نمی توانست با این سرمایه چه کند؟! ابتدا خانه ای به مساحت 6000 مترمربع در «Dallas» خریداری کرد وبعد یک هواپیمای شخص به قمیت 41 میلیون دلار برای خرید و سرانجام بهترین هدیه زندگی اش را به خودش داد: خرید ساهم یکی از تیم های بسکتبال حاضر درNBA با نام «dallas Mavericks» به مبلغ 280 دلار! &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;در 14 فوریه سال 2000 با در اختیار گرفتن این تیم، می نماید. &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;عشق و علاقه فراوان او به این رشته ورزشی سبب شد تا او یک شبکه ورزشی تلویزیون را مختص به این تیم نمایدو همچنین در خطوط هوایی.America Airlines اقدام به بخش مسابقات این تیم می نماید. نکته قابل توجه در مورد تعصب بیش از حد به این رشته و این تیم آن است که او تا به این سن ازداوج نکرده و حتی قصد ازدواج نیز ندارد و چرا که او خود را در عقد تیم بستکبالش می داند وزندگی مشترکین با این تیم را به زندگی های رایج فعلی ترجیح می دهد!!&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;B&gt;فرزاد ناظم [مدير فني سايت ياهو!] &lt;/B&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;امروزه تمامي كساني كه با دنياي اينترنتي در ارتباط هستند، نام «Yahoo» برايشان از نام برادر و خواهرشان نيز آشناتر است. در ميان تمامي سايت‌هاي ارتباطي موجود، دو سايت «Yahoo» و «Google» كه از رقباي جدي و ديرين يكديگر به شمار مي‌روند، هر روز با بكارگيري متدهاي جديد و روش‌هاي آسان براي دستيابي كاربر به اطلاعات مورد نيازشان گام ديگري جهت پيشي گرفتن از حريف و درنهايت نزديك شدن به دنياي الكترونيكي ايده‌آل برمي‌دارند.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;سايت «Yahoo» كه بنا به گفته مسوولينش امروزه بيش از 180 ميليون كاربر در سراسر دنيا دارد، در حال حاضر به عنوان يكي از بزرگترين بازارهاي اطلاعاتي و تجاري مشغول به فعاليت است. اما اين حجم بالاي فن‌آوري و ارايه خدمات هرگز بدون حضور متخصصان خردمند و زبردست ميسر نخواهد شد. متخصصاني كه از مليت‌ها و نژادهاي مختلف جهت رشد و شكوفايي دهكده جهاني دست به دست هم داده و براي پيشبرد اهداف بلند خود از هيچ تلاشي دريغ نمي‌كنند. يكي از اين متخصصين به نام سرشناس، جواني است ايراني كه شهره مهارت و ابتكار او مديران سايت‌هاي مختلف را برآن داشته تا از توانايي‌هاي بي‌نظير او به بهترين شكل استفاده نمايند.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;مهندس فرزاد ناظم، 46 ساله، دارنده مدرك مهندسي كامپيوتر از دانشگاه پلي‌تكنيك كاليفرنيا كه از ژانويه سال 2002 رسماً مديريت فني سايت ياهو را در اختيار گرفته است. مهندس ناظم از سال 1985 فعاليت حرفه‌اي خود را در «SYDIS» آغاز نمود. در اين مدت بر اثر شايستگي‌هاي فراواني كه از خود به نمايش گذاشت توانست به سرعت پله‌هاي ترقي را طي نمايد و به مدارج مديريتي دست يابد. در همين سال به كمپاني عظيم «Oracle» پيوست و در مدت ده سالي كه در اين شركت فعاليت مي‌كرد توانست سمت معاونت رسانه‌اي اين امپراطوري را از آن خود نمايد و علاوه بر آن در دو نقش مسوول تقسيمات سرور شبكه‌اي و همچنين به عنوان يكي از اعضاي مديريت كميته فروش محصولات ظاهر گردد.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;در مارس 1996 «ناظم» به ياهو پيوست و به عنوان يكي از اعضاي اصلي مهندسي شبكه اين سايت مشغول به كار شد. در كمتر از يك‌سال بنا به تشخيص مديران ياهو، ناظم به بخش فني سايت منتقل شد و در كمتر از يك‌ماه اين بار نيز توانست با تخصص خود مديريت آن بخش را برعهده گيرد. در اين سمت او مسووليت رسيدگي به كليه امور مربوط به فعاليت‌هاي سايت، ارايه خدمات و مسايل فني آن را برعهده داشت.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;به عقيده بسياري از همكاران ناظم، عامل اصلي موفقيت‌هاي او اتكا به نيروي بشري براي انجام تمامي امور است. او بر اين باور است كه اگر عده‌اي كه در يك مكان مشغول به كار هستند تمام توان خود را به كار گيرند، به طور قطع مي‌توانند به تمام اهداف خود دست يابند. به همين دليل است كه ناظم به هر بخشي و هر ارگاني وارد مي‌شود، فوراً به مدارج بالا دست مي‌يابد و به خوبي مي‌تواند سكان هدايت اعضاي تيم را در اختيار گيرد.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;چند سال بعد يعني در ژانويه سال 2002 اخبار رسمي حكايت از سمت جديد مهندس ناظم در سايت ياهو داشت. در اين تاريخ او مسووليت نهايي فني اين سايت را برعهده گرفت و فعاليت قبلي خود را گسترده‌تر ساخت. در اين سمت او با بكارگيري تيم‌هاي تخصصي قوي كه اكثراً زير نظر خود او آموزش ديده بودند، سعي دارد تا با تمام توان ياهو را به عنوان قدرت اول دنياي اينترنت به كاربران بشناساند و در اين مسير از هيچ تلاش علمي و تخصصي دريغ نمي‌نمايد.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;نكته جالب در مورد فعاليت‌هاي او در اين بخش اين است كه قصد دارد تنها با كمك تيم‌هاي تخصصي خودش و نه دخالت سرمايه‌گاران مختلف اين راه را به مقصد رساند و عقيده دارد كه دخالت ديگران كه از تخصص كافي برخوردار نيستند سبب كاهش سرعت رشد خواهد شد. اين باور او اگر چه به مذاق بسياري از حاميان مالي سايت خوشايند نبوده است اما روحيه ايراني و خستگي‌ناپذير اين مدير شايسته باعث شده تا همچنان مديران ياهو از او به طور كامل حمايت نمايند.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;باشد كه در آينده‌اي نزديك شمار بيشتري از هموطنان ايراني را در نقاط كليدي اقتصادي و علمي دنيا شاهد باشيم.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;B&gt;Akio Morita بنیان گذار سونی &lt;/B&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;«Akio Morita» در 26 ژانويه سال 1921 در «Nagoya» كشور ژاپن متولد شد. او كه در رشته فيزيك تحصيل مي كرد، با آغاز جنگ جهاني دوم به خدمت ارتش ژاپن درآمد و در ناوگان دريايي ارتش به كار مشغول شد. &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;در هفتم ماه مه سال 1946 «Marito» به همراه يكي از همرزمانش در جنگ با نام «Masaru Ibuka» يك شركت تعمير راديوهاي دست دوم تحت عنوان «Tokyo Tsushin kogyo» بنا كردند. در آن زمان «Morita» 25 سال و «Ibuka» 38 سال داشت و هر دو با سرمايه اوليه 190 هزار ين ژاپن شركت را با 20 كارمند اداره مي كردند. &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;در سال 1949 شركت اولين نوارهاي مغناطيسي خود را روانه بازار كرد و در سال 1950 توانست اولين ضبط صوت هاي ژاپني را توليد نمايد. در سال 1957 نيز اولين راديوهاي جيبي توسط اين كمپاني توليد و به بازار عرضه گرديد. يكسال بعد زماني كه شركت كوچك سابق حال به يك كمپاني نسبتا صاحب نام تبديل شد، تصميم به تغيير عنوان آن به «Sony» گرفته شد . در سال 1960 كمپاني Sony اولين تلويزيون هاي ترانزيستوري را ابداع نمود و بعد به طور گسترده روانه بازار نمود. در سال 1965 نيز اولين دوربين فيلمبرداري خانگي توسط اين كمپاني ساخته و به بازار عرضه شد. پس از آن محصولات مهم Sony عبارت بودند از «Walkman» تلويزيون هاي «Trinitron» مايكرو ديسكت هاي كامپيوتر و سرانجام از «Sony Playstation» كه هر يك شهرت فراواني را به سوي اين امپراطوري عظيم روانه ساخت. با گسترده تر شدن فعاليت كمپاني در عرصه الكترونيك و افزايش حجم تقاضا از سراسر دنيا شعبات متعددي در سراسر اين كره خاكي بنا شد. در كشور آمريكا اين شعبه در سال 1970 كار خود را با رياست شخص «Morita» آغاز نمود و اينگونه شد كه «Sony» به عنوان اولين شركت ژاپني در بورس نيويورك حضور يافت. دو سال بعد يعني در سال 1972 مجددا Sony اولين كمپاني بود كه يك كارخانه آمريكايي داير مي كرد. &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;البته روند كاري «Morita» و قلمرو تحت فرمانش هميشه با خط سير صعودي همراه نبوده است. شكست Sony در رقابت با كمپاني Matsushita در عرضه و توليد نوارهاي VHS و همچنين خريد ناموفق 4/3 ميليارد دلاري اين شركت كه قصد داشت با در اختيار گرفتن كمپاني فيلم سازي «Columbia Pictures» حضور قطعي در هاليوود داشته باشد، از جمله روزگار تخلي به شمار مي روند &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;كه در دوره اي مشكلات عديده اي براي پادشاهي Sony پديد آورده بودند. اما به هر حال sonyهمواره حرف اول را در بازار الكترونيك مي زده و مي زند. &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;در رابطه زندگي شخصي «Morita» نكات جالبي وجودارد . او در مدت زندگاني اش دوستان پرنفوذ بسياري در سراسر دنيا علاوه بر كشور ژاپن داشت كه نخست وزير پيشين ژاپن و همچنين «Kissinger» رئيس جمهور دهه هاي سابق ايالات متحده از جمله اين افراد به شمار مي روند. &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;در اواخر دهه 1990 ثروت او كه بيش از 3/1 ميليارد دلار تخمين زده مي شد سبب گشت تا مجله اقتصادي «Forbes» نام «Morita» را در ليست ثروتمندترين هاي دنيا قرار دهد. همچنين او تنها غير آمريكايي بود كه مجله «Time» به عنوان بزرگترين و موفق ترين مديران و بازرگانان در ليست خود جاي داد. او همچنين به سبب سياست هاي اقتصادي و مهارت هاي مديريتي كه از خود به نمايش گذارد، از سوي مجامع علمي مختلف ژاپن ، انگلستان و ايالات متحده نشان يادبود و لياقت دريافت كرد. &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;ديگر اينكه به سبب مشغله فراوان كاري در دوران جواني «Morita» پس از سن 50 سالگي تازه به يادگيري ورزش هاي اسكي، تنيس و همچنين غواصي روي آورد كه اين امر در نوع خود بي نظير است. اشتغال يكباره او به اين ورزش ها موجب گرديد تا در سال 1993 هنگامي كه مشغول بازي تنيس بود، دچار حمله قلبي شود و مابقي عمر را بر روي صندلي چرخ دار سپري نمايد. يكسال بعد يعني در سال 1994 از سمت خود در كمپانيSony استعفا داد و «Norio Ohga» را جانشين خود ساخت. &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;سرانجام « Akio Morita» در سوم اكتبر 1999 در سن 78 سالگي بر اثر بيماري ذات الريه جان سپرد و تمامي اموال و دارايي خود را براي همسر و دو پسر و تنها دخترش به ارث گذاشت.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;هم اكنون امپراطوري عظيم Sony با فروش سالانه بيش از 33 ميليارد دلار، در جايگاه قدرتمندترين بازار صوتي تصويري قرار دارد.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;B&gt;Steve Jobs [كارآفرين بزرگ صنعت كامپيوتر] &lt;/B&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;«استيون پل» كودك يتيمي بود كه «پل» و «كلارا جابز» در ايالت كاليفرنيا سرپرستي او را برعهده گرفتند. كودك شرور و شيطاني كه عليرغم تمامي بازيگوشي‌هاي كودكانه‌اش با ديگر همسن وسالانش تفاوت‌هاي بسياري داشت. علاقه او به دستكاري لوازم الكتريكي اگر چه عصبانيت‌هاي شديد اطرافيان را در پي داشت، اما مواقعي نيز پديد مي‌آمد كه سبب حيرت ديگران گردد.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;دوران مدرسه نيز با اين شور و هيجان نسبت به ابزارآلات برقي سپري شد تا اينكه در سال 1972 از دبيرستان فارغ‌التحصيل شد و به دانشكده «Reed» در «پورتلند» قدم گذاشت. علاقه فراوان او به شركت در سمينارهاي الكترونيك در مكان‌هاي مختلف شهر سبب شد تا در همان ترم اول در كلا‌س‌هاي درس حاضر نشود و سرانجام از دانشگاه اخراج گردد.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;از آنجا كه در طول تابستان در يكي از كارگاه‌هاي الكترونيكي مشغول به كار شده بود، توانست دوستان خوبي در آنجا به دست آورد كه «استفان وزيناك» از بهترين آنها به شمار مي‌رفت و بعدها فعاليت‌هاي بسياري را به همراه او انجام داد. مهمترين علتي كه سبب علاقه شديد «استيو» به «وزيناك» گرديد، دستگاه كوچكي بود كه «وزيناك» ساخته بود. اين دستگاه كه نام آن را «blue box» گذاشته بودند به دستگاه تلفن متصل مي‌شد و به صاحب آن اين امكان را مي‌داد كه تماس‌هاي تلفني خود را به طور رايگان انجام دهد.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;در سال 1974 پس از ترك تحصيل از دانشگاه «استيو» در يك شركت طراحي بازي‌هاي كامپيوتري تحت عنوان «آتاري» مشغول به كار شد. پس از گذشت چند ماه، توانست مبالغي پول پس‌انداز كند و براي يك دوره آموزش روح و روان راهي كشور هند شد.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;اما در پاييز 1974 مجددا به كاليفرنيا بازگشت و به سراغ دوست قديمي‌اش «وزيناك» رفت. از آنجا كه ديگر از الكترونيك و ساخت و بررسي ابزارآلات الكترونيكي خسته شده بود، توانست دوست صميمي‌اش را قانع كند كه از اين كار دست بردارد و هر دو به كمك هم اقدام به ساخت يك كامپيوتر شخصي نمايند.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;پس از مدتي اين دو دوست كوشا و خلاق توانستند در اتاق خواب «استيو»- كه از آن به عنوان كارگاه استفاده مي‌كردند- يك دستگاه كامپيوتر كوچك شخصي درست كنند و آن را به مغازه‌دار محله نشان دادند. مغازه‌دار كه از ديدن آن بسيار متحير و شگفت‌زده شده بود، به آنها سفارش ساخت 25 دستگاه از اين نوع را داد. اندكي بعد با مشورت يكي از دوستان ديگر كه مدير فروش يك كمپاني نه چندان بزرگ بود؛ تصميم گرفتند، شركتي بنا كنند و كار توليد اين نوع كامپيوتر را آغاز نمايند.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;با اين تصميم، هر دو هر چه داشتند فروختند و هزينه‌هاي اوليه تأسيس شركت را فراهم كردند. به ياد روزهاي خوش تابستان و بازي‌هاي كودكانه در ميان درختان بر آن شدند تا نام شركت تازه تأسيس و محصولاتش را «Apple I»- سيب- قرار دهند.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;اولين سري كامپيوترهاي كوچك خانگي تحت عنوان «Apple I» چنان سر و صدايي در جهان ارتباطات پديد آورد كه نام جابز و وزيناك به سرعت در سراسر دنيا پراكنده شد و اين فروش اوليه مبلغي معادل هفتصد و هفتاد و چهار هزار دلار سود براي اين دو دربرداشت. در سال بعد نوع جديد و پيشرفته‌تر اين كامپيوترها با نام «Apple II» به بازار فرستاده شد. اما هنوز براي رقابت با فروش «IBM» راه درازي در پيش داشت. از همين رو آنها تصميم گرفتند تا به سراغ دوستان خبره اما گمنام خود در شركت «آتاري» روند و از آنها كمك بجويند. در نتيجه اين همكاري‌ها و يافتن تعدادي سرمايه‌گذار كلان، وضعيت «Apple II» به جايي رسيد كه در عرض سه سال با افزايش فروش 700 درصد، سودي معادل 139 ميليون دلار عايد آنها نمود.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;جالب اينجاست كه آن دو به اين ميزان پيشرفت نيز راضي نبودند. از همين رو نسل جديد محصولات خودرا تحت عنوان «Apple III» راهي بازار نمودند. سال‌هاي بعد با طراحي «Macintosh» شهرت «جابز» بيش از پيش شد و نام او را براي هميشه در صنعت و تكنولوژي جهان به ثبت رساند.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;عليرغم تمام ثروت و شهرتي كه از طريق «Apple» عايد «استيو» شده بود، تصميم گرفت در سال 1985 از سمت خود كناره‌گيري كند و از كمپاني عظيمش فاصله گيرد. با اين تصميم چند سالي به تفريح و لذت از زندگي پرداخت اما عشق او به كار و خلق نوآوري هرگز رهايش نمي‌كرد، تا اينكه در سال 1989 با خود انديشيد كه دوباره شركت بزرگي همانند «Apple » برپا كند و رهبري آن را برعهده گيرد و با تمام توان فكر خود را عملي سازد، كمپاني «Next step» پايه‌گذاري شد و توليد نسل جديدي از كامپيوترهاي خانگي را آغاز نمود. اما تلاش او در اين زمينه دوام چنداني نيافت،&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;در سال 1993 بخش سخت‌افزاري «Next step» تعطيل شد و «جابز» تمام تمركز خودرا بر روي بخش نرم‌افزاري آن نهاد. طراحي برنامه‌هاي نوين در عالم كامپيوتر دوباره «جابز» و «Next step» را بر سر زبان‌ها انداخت و سرمايه و شهرت بي‌شماري را از آن او ساخت.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;در خاتمه تنها براي بيان اندكي از توانايي‌هاي اين مبتكر خلاق فاقد تحصيلات دانشگاهي بايد گفت كه در ليست مشهورترين و ثروتمندترين افراد جهان نام «استيوجابز» به عنوان فردي ثبت شده است كه پيش از سن 30 سالگي توانست شهرت و ثروت عظيمي را از طريق پايه‌گذاري كمپاني «Apple» از آن خود نمايد و همچنان تا به امروز به فعاليت بي‌وقفه خود ادامه دهد&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;B&gt;جك ولش [مدير قدرتمند جنرال الكتريك] &lt;/B&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;«Jack Welch» روش نويني در نحوه اداره شركت‌ها و كمپاني‌هاي بزرگ ابداع كرد كه امروزه بسياري از مديران بزرگ فارغ‌ از اصول فرسوده و سنتي پيشين، به راحتي كنترل امور مرزهاي تجاري خود را در دست گرفته و با سرعتي باورنكردني به سوي پيشرفت و توسعه پيش مي‌روند. تكنيك‌هاي افسانه‌اي مديريت «Welch» به گونه‌اي است كه هر مديري را در هر قلمرويي به اوج مي‌رساند. او خود نمونه بارز و موفق تكنيك‌هاي «Welch» است كه در سن 44 سالگي كنترل تمامي امور كمپاني بزرگ و نامداري چون جنرال الكتريك آمريكا را در اختيار گرفت و عنوان جوان‌ترين مدير يكي از بزرگترين شركت‌هاي ايالات متحده را از آن خود نمود.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;«John Frances Welch Jr.» در سال 1935 در ايالت «ماساچوست» آمريكا به دنيا آمد. در سال 1957 مدرك مهندسي شيمي خود را از دانشگاه همان ايالت دريافت كرد و پس از آن به سرعت به ادامه تحصيل مشغول شد و توانست در كوتاه‌ترين زمان ممكن دكتراي اين رشته را از دانشگاه «Illinois» دريافت نمايد.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;بلافاصله پس از فراغت از تحصيل يعني در سال 1960، «Welch» به كمپاني «جنرال الكتريك» پيوست و مشغول به كار شد؛ اما يك سال بعد تصميم به ترك اين كمپاني گرفت. او كه از بدو ورود به اين مكان با نحوه ارتقا شغلي كاركنان و برخي روش‌هاي مديريتي مشكل داشت، پس از يك سال فعاليت با دريافت پيشنهاد كار در يك شركت «شيمي معدن» با جديت تمام تصميم به ترك جنرال الكتريك گرفت. دريافت حقوق 10500 دلار براي يك مهندس جوان و تازه‌كار اگرچه ايده‌آل به نظر مي‌رسيد، اما او سواي مسائل مادي به روحيات حاكم بر محيط كارش بيشتر اهميت مي‌داد. به هر ترتيبي كه بود تا يك سال توانست اين شرايط را تحمل نمايد اما به محض دريافت پيشنهاد جديد از شركتي ديگر، تصميمش جدي‌تر شد.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;هنگامي كه «Welch» تصميمش را براي مسئول رده بالايش، «Reuben Gutoff» مطرح كرد، با عكس‌العمل عجيبي روبه‌روشد. او كه تا پيش از اين تصور مي‌كرد، «Gutoff» از شكايت‌هاي هرروزه «Welch» در مورد نحوه بوروكراسي دست و پاگير كمپاني خسته شده است و با شنيدن تصميم او بسيار خوشحال خواهد شد، به ناگاه با عكس‌العمل شديد او مبني بر عدم اجازه به وي براي چنين كاري روبه‌رو شد.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;«Gutoff» كه خود مديري جوان و لايق در آن بخش به حساب مي‌آمد، به خوبي مي‌دانست كه وجود افرادي متخصص چون «Welch» براي جنرال الكتريك سرمايه‌اي بي‌كران محسوب مي‌شوند و از دست دادن آن‌ها به منزله از دست دادن بخش مهمي از سرمايه شركت است. از همين‌رو «Welch» و همسر جوانش را براي گردش در خارج از شهر دعوت كرد و در يك گفتگوي چهارساعته توانست او را قانع سازد تا از تصميمش منصرف گردد. او به «Welch» قول داد كه شرايط را به گونه‌اي مهيا سازد كه گويا او به دور از بوروكراسي ادارات و شركت‌هاي بزرگ تنها براي شركت‌هاي كوچك تحت فرمان يك كمپاني بزرگ كار مي‌كنند و بدين ترتيب تمامي اين رفت و آمدهاي وقت‌گير اضافي براي انتقال نظرات و تصميمات براي او برداشته خواهد شد.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;به دنبال اين جريان، «Welch» با عزمي جدي‌تر به كار بازگشت و به كمك «Gutoff» توانست پله‌هاي ترقي را به سرعت طي نمايد. او ابتدا با بكارگيري روش نوين و مبتكرانه بازاريابي محصولات جنرال الكتريك را به طرز شگفت‌آوري ارتقا داد و از همين‌رو نام و اعتبار خاصي در كمپاني به دست آورد. سپس در سال 1972 به سمت معاونت يكي از بخش‌ها، در سال 1977 مديريت آن بخش، در سال 1979 يكي از اعضاي هيات مديره و سرانجام در سال 1981 به عنوان جانشين «Reginald Jones» و جوان‌ترين مديركل كمپاني عظيم جنرال الكتريك منصوب شد.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;در طول فعاليت 20 ساله او در اين سمت، جنرال الكتريك پيشرفتي بي‌سابقه در خود مشاهده كرد به طوري كه فروش محصولات آن از 12 ميليارد دلار در سال 1981 به 280 ميليارد دلار در سال 2001 افزايش يافت. تعداد بسياري از كارشناسان موفقيت «Welch» را مديون توانايي او در مديريت و بكارگيري تكنيك‌هاي فوق‌العاده موثر مي‌دانند. او به سادگي مي‌دانست كه چطور افكار و اهدافش را به تك تك افراد از بالاترين رده تا پايين‌ترين رده شركت انتقال دهد. او اعتقاد داشت كه مديران ارشد شركت به جاي نصب انواع و اقسام اطلاعيه‌هاي مختلف در تابلو اعلانات و يا ابلاغ نظراتشان توسط بوروكراسي طولاني و خسته‌كننده اداري، مي‌بايست از شيوه «تكرار» استفاده نمايند. به باور او اين مساله بايد به گونه‌اي انجام شود كه اهميت اهداف و مقاصد و يا دستورات جديد حتي به خانه كاركنان نيز كشيده شود و آنها سر سفره شام با خانواده نيز در مورد آن صحبت نمايند. در نظر او اگر در ذهن كاركنان، شركت از شكل يك راهرو دراز و پر پيچ و خم با موانع متعدد براي رساندن خبر از جايي به جاي ديگر به يك سوپرماركت بزرگ تشبيه شود، ديگر تمامي اتلاف وقت و انرژي در اين سيستم اداري از بين خواهد رفت. اگر تمامي بخش‌ها همچون قفسه‌هاي سوپرماركت در كنار هم و در معرض تماس ديگران قرار گيرند، نه به سيستم كاري آنها لطمه‌اي خواهد خورد و نه دخالت و ناهماهنگي در انجام امور پديد خواهد آمد، علاوه بر اين‌ها تماس طولاني مدت همه با يكديگر سبب خواهد شد تا مطالب موردنياز كمپاني بارها و بارها دهان به دهان تكرار شده و در ذهن همگان نقش بندد.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;بكارگيري اين روش غيرمعمول سبب شد تا كاركنان همگي خود را جزئي از كل بدانند و تماس‌هاي روزمره آن‌ها با مديران ارشد كمپاني، نوعي اعتماد به نفس و وابستگي عاطفي به جنرال الكتريك در آن‌ها پديد آورد و اينگونه شد كه در مدت 20 سال اين كمپاني چنان رشدي كرد كه قوي‌ترين مديران دنيا از عهده آن برنمي‌آمدند.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;اگرچه در سال 2001، «Welch» از سمت خود بازنشسته شد اما توان علمي و مديريتي او به حدي است كه حتي در سن و سال امروز نيز قريب به 500 كمپاني او را به عنوان مشاور و راهنما در كنار خود دارند و از تكنيك‌هاي خلاق او سود مي‌جويند.&lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Mon, 27 Jul 2009 06:44:08 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=hosseinvahabi&amp;postid=11</comments>
<dc:creator>hosseinvahabi</dc:creator>
<guid>http://hosseinvahabi.blogfa.com/post-11.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>خواندنیها 8</title>
<link>http://hosseinvahabi.blogfa.com/post-9.aspx</link>
<description>&lt;P dir=rtl&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;/STRONG&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;STRONG&gt;داستان جالب شاگرد و استاد....&lt;/STRONG&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;استاد دانشگاه با این سوال ها شاگردانش را به يك چالش ذهنی کشاند.&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;آیا خدا هر چیزی که وجود دارد را خلق کرد؟&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;شاگردی با قاطعیت پاسخ داد:&quot;بله او خلق کرد&quot;&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;استاد پرسید: &quot;آیا خدا همه چیز را خلق کرد؟&quot;&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;شاگرد پاسخ داد: &quot;بله، آقا&quot;&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;استاد گفت: &quot;اگر خدا همه چیز را خلق کرد، پس او شیطان را نیز خلق کرد. چون شیطان نیز وجود دارد و مطابق قانون که کردار ما نمآیانگر صفات ماست، خدا نیز شیطان است&quot;&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;شاگرد آرام نشست و پاسخی نداد. استاد با رضایت از خودش خیال کرد بار دیگر توانست ثابت کند که عقیده به مذهب افسانه و خرافه ای بیش نیست.&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;شاگرد دیگری دستش را بلند کرد و گفت: &quot;استاد میتوانم از شما سوالی بپرسم؟&quot;&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;استاد پاسخ داد: &quot;البته&quot;&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;شاگرد ایستاد و پرسید: &quot;استاد، سرما وجود دارد؟&quot;&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;استاد پاسخ داد: &quot;این چه سوالی است البته که وجود دارد. آیا تا کنون حسش نکرده ای؟ &quot;&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;شاگردان به سوال مرد جوان خندیدند.&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;مرد جوان گفت: &quot;در واقع، سرما وجود ندارد. مطابق قانون فیزیک چیزی که ما از آن به سرما یاد می کنیم در حقیقت نبودن گرماست. هر موجود یا شی را میتوان مطالعه و آزمایش کرد وقتیکه انرژی داشته باشد یا آنرا انتقال دهد. و گرما چیزی است که باعث میشود بدن یا هر شی انرژی را انتقال دهد یا آنرا دارا باشد. صفر مطلق (460- F)  نبود کامل گرماست. تمام مواد در این درجه بدون حیات و بازده میشوند. سرما وجود ندارد. این کلمه را بشر برای اینکه از نبودن گرما توصیفی داشته باشد خلق کرد.&quot; شاگرد ادامه داد: &quot;استاد تاریکی وجود دارد؟&quot;&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;استاد پاسخ داد: &quot;البته که وجود دارد&quot;&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;شاگرد گفت: &quot;دوباره اشتباه کردید آقا! تاریکي هم وجود ندارد. تاریکی در حقیقت نبودن نور است. نور چیزی است که میتوان آنرا مطالعه و آزمایش کرد. اما تاریکی را نمیتوان. در واقع با استفاده از قانون نیوتن میتوان نور را به رنگهای مختلف شکست و طول موج هر رنگ را جداگانه مطالعه کرد. اما شما نمی توانید تاریکی را اندازه بگیرید. یک پرتو بسیار کوچک نور دنیایی از تاریکی را می شکند و آنرا روشن می سازد. شما چطور می توانید تعیین کنید که یک فضای به خصوص چه میزان تاریکی دارد؟ تنها کاری که می کنید این است که میزان وجود نور را در آن فضا اندازه بگیرید. درست است؟ تاریکی واژه ای است که بشر برای توصیف زمانی که نور وجود ندارد بکار ببرد.&quot;&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;در آخر مرد جوان از استاد پرسید: &quot;آقا، شیطان وجود دارد؟&quot;&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;زیاد مطمئن نبود. استاد پاسخ داد: &quot;البته همانطور که قبلا هم گفتم. ما او را هر روز می بینیم. او هر روز در مثال هایی از رفتارهای غیر انسانی بشر به همنوع خود دیده میشود. او در جنایتها و خشونت های بی شماری که در سراسر دنیا اتفاق می افتد وجود دارد. اینها نمآیانگر هیچ چیزی به جز شیطان نیست.&quot;&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;و آن شاگرد پاسخ داد: شیطان وجود ندارد آقا. یا حداقل در نوع خود وجود ندارد. شیطان را به سادگی میتوان نبود خدا دانست. درست مثل تاریکی و سرما. کلمه ای که بشر خلق کرد تا توصیفی از نبود خدا داشته باشد. خدا شیطان را خلق نکرد. شیطان نتیجه آن چیزی است که وقتی بشر عشق به خدا را در قلب خودش حاضر نبیند. مثل سرما که وقتی اثری از گرما نیست خود به خود می آید و تاریکي که در نبود نور می آید.&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;نام مرد جوان يا آن شاگرد تيز هوش كسي نبود جز ، آلبرت انیشتن&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt; &lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Mon, 27 Jul 2009 06:41:56 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=hosseinvahabi&amp;postid=9</comments>
<dc:creator>hosseinvahabi</dc:creator>
<guid>http://hosseinvahabi.blogfa.com/post-9.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>خواندنیها 7</title>
<link>http://hosseinvahabi.blogfa.com/post-8.aspx</link>
<description>آیا میدانستید:&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;-داركوب ها قادرند 20 بار در ثانيه به تنه درخت ضربه بزنند؟&lt;br /&gt;-مدت زمان گردش سياره عطارد بدور خود دو برابر مدت زمان گردش آن بدور خورشيد ميباشد؟&lt;br /&gt;-90 درصد سم مارها از پروتئين تشكيل يافته است؟&lt;br /&gt;-قلب ميگو ها در سر آنها قرار دارد؟&lt;br /&gt;-بعد از مرگ انسان قلب انسان چهار ساعت و ششها شش تا هشت ساعت، كبد دوازده ساعت، لوزالمعده هفده ساعت و كليه ها بيست و چهار ساعت بدون اكسيژن زنده هستند؟&lt;br /&gt;-درازترين جانور يك نوع كرم خاكي است كه درازاي آن به بيش پنجاه و پنج متر ميرسد؟&lt;br /&gt;-آچار فرانسه را فرانسوي ها درست نكردند بلكه اين سوئدي ها بودند كه اين آچار اختراع كردند و جالبتر اينكه در خود فرانسه اين آچار بنام آچار انگليسي معروف است؟&lt;br /&gt;-اغلب مارها داراي 6 رديف دندان ميباشند؟&lt;br /&gt;-شمپانزه ها قادرند مقابل آينه چهره خود را تشخيص دهند اما ميمونها نميتوانند؟&lt;br /&gt;-قلب والها تنها 9 بار در دقيقه ميتپد؟&lt;br /&gt;-اولين كليساي ساخت بشر يعني كليساي پطرس مقدس در انطاكيه تركيه ميباشد؟&lt;br /&gt;-اگر سر لاشخور مو يا پر داشت هنگامي كه با منقار خود از گوشت لاشه تغذيه مي كرد، ميكروبها وارد موهايش مي شدند و همان جا رشد مي كردند اما بي موئي سر لاشخور باعث مي شود كه كله اين حيوان در معرض تابش مستقيم آفتاب قرار گيرد و در نتيجه ميكروبها روي سرش از بين بروند ؟&lt;br /&gt;-چين بيشتر از هر كشوري همسايه دارد، چين با سيزده كشور هم مرز است ؟&lt;br /&gt;-كبوتر ماده اگر تنها و دور از هم جنسان خود باشد نمي تواند تخم بگذارد، امّا اگر خود را در آيينه ببيند به تصور اينكه كبوتر ديگري وجود دارد تخم ميگذارد؟&lt;br /&gt;-مردها از 100 هزار سال پيش شروع به اصلاح كردن صورتهاي خود كرده اند، آنها به كمك گوش ماهي و صدفها اين كار را انجام ميدادند؟&lt;br /&gt;-خليج فـارس 500 هزار سال قدمت دارد ؟&lt;br /&gt;-تنها با خوردن يك عدد گوجه‌فرنگي در روز نزديك به نصف نياز روزانه‌تان به ويتامين ث را دريافت مي‌كنيد؟&lt;br /&gt;-اردني ها چاقترين مردمان دنيا را دارند، بهتر از اين را هم بدانيد كه هفتاد و پنج درصد از خانومها و شصت درصد آقايون اردني چاق هستند؟&lt;br /&gt;-اولين مردماني كه نخ را كشف كردند و موفق به ريسيدن آن شدند ايرانيان بودند؟&lt;br /&gt;-50 درصد جمعيت جهان هيچگاه در طول حيات خود از تلفن استفاده نكرده است؟&lt;br /&gt;-مزه سيب، پياز و سيب زميني يكسان ميباشد و تنها بواسطه بوي آنهاست كه طعم هاي متفاوتي مي يابند؟&lt;br /&gt;-آدولف هيتلر گياهخوار بوده است؟&lt;br /&gt;-از 294 كشور جهان، صد و بيست كشور آن مجازات اعدام را ندارند؟&lt;br /&gt;-كانگوروها قادرند 3 متر به سمت بالا و 8 متر به سمت جلو بپرند؟&lt;br /&gt;-در برج ايفيل دو ميليون و نيم پيچ به كار رفته است؟&lt;br /&gt;-پياز بعلت داشتن انسولين گياهي و اينولين براي مبتلايان به مرض قند مفيد بوده و قند خون را پايين مياورد؟&lt;br /&gt;-اصلاح صورت را اسكندر مقدوني مد كرد؟ بطوري كه هرگز اصلاح نكرده به ميدان جنگ نمي رفت؟&lt;br /&gt;-قويترين زلزله ايي كه تا بحال در جهان رخ داده و به ثبت رسيده است در سال 1960 در اقيانوس آرام نزديك كشور شيلي رخ داد كه قدرت آن نه و نيم ريشتر بود كه فقط سه هزار نفر جان خود را از دست دادند؟&lt;br /&gt;-لباس قرمز و سفيد بابا نوئل از شركت كوكاكولا به يادگار مانده است، سال 1931 ميلادي شركت كوكاكولا براي تبليغات خود از اين رنگها در لباس بابا نوئل استفاده كرد؟&lt;br /&gt;-زالو داراي يازده معده و سه دهان ميباشد و هر دهان داري صد عدد دندان ميباشد، جالب است اين را هم بدانيد كه يك وعده خون مكيدن ميتواند زالو را يك سال زنده نگه دارد؟&lt;br /&gt;-دقت بزرگترين تلسكوپي كه در حال ساخت است ، پنج هزار ميليــــــــــــارد برابر از چشم معمولي قويتر است، جالب است بدانيد كه با اين تلسكوپ ميشود فاصله اي به مسافت سيزده ميليارد سال نوري را مشاهده كرد؟&lt;br /&gt;-پژوهشگران مدعي هستند كه نوشيدن قهوه در طولاني مدت در فشار خون خانم‌ها تعادل ايجاد مي‌كند در حالي كه نوشيدن كوكاكولا باعث ايجاد فشار خون ‌مي‌شود؟&lt;br /&gt;-زبان انگليسي داراي بيشترين كلمه ميباشد، تعداد كلمات در زبان انگليسي بيشتر از نيم ميليون واژه ميباشد؟&lt;br /&gt;-زرتشت يعني ستاره زرين؟&lt;br /&gt;-قطر شاهرگ گردن شش ميليمتر ميباشد؟&lt;br /&gt;-پژوهشگران مدعي هستند كه با برداشتن تخمدانها توسط عمل جراحي عمر بيمار بطور متوسط هشت سال كمتر ميشود؟&lt;br /&gt;-اسكنر 48 سال پيش اختراع شده است؟&lt;br /&gt;-حدود 100 سال پيش پزشكان آمريكايي بر اين عقيده بودند، زناني كه خيلي باهوش هستند باردار نمي شوند؟؟&lt;br /&gt;-سطح آب درياها در عرض صد سال اخير ده تا بيست سانتيمتر بالا آمده و جالب اينجاست كه سه سانتيمترش در عرض اين ده سال آخر بوده است، بد نيست اين را هم بدانيد كه طبق برآوردي كه دانشمندان كردند شهرهايي چون كلكته، لندن، نيويورك و بخش زيادي از بنگلادش در عرض صد سال آينده زير آب خواهند رفت؟&lt;br /&gt;-مرواريد درون سركه ذوب ميگردد؟&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;/p&gt;&lt;p&gt;99 نكته خواندني&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;1&lt;br /&gt;آيا ميدانستيد  که زرافه تار صوتي ندارد و لال است و نميتواند هيچ صدايي از خود در آورد.&lt;br /&gt;2&lt;br /&gt;آيا ميدانستيد  که موشهاي صحرايي چنان سريع تكثير پيدا ميكنند ،كه در عرض هجده ماه دو موش صحرايي قادرند يك ميليون فرزند داشته باشند.&lt;br /&gt;3&lt;br /&gt;آيا ميدانستيد  که جنين بعد از هفته هفدهم خواب هم ميتواند ببيند.&lt;br /&gt;4&lt;br /&gt;آيا ميدانستيد  که گربه و سگ هر كدام پنج گروه خوني دارند و انسان چهار گروه&lt;br /&gt;5&lt;br /&gt;آيا ميدانستيد  که روباهها همه چيز را خاكستري ميبينند.&lt;br /&gt;6&lt;br /&gt;آيا ميدانستيد  که اسبها در مقابل گاز اشك آور مصون اند.&lt;br /&gt;7&lt;br /&gt;آيا ميدانستيد  که زرافه ايستاده وضع حمل مي‌كند و نوزادش از فاصله 180 سانتي متري به زمين ميافتد.&lt;br /&gt;8&lt;br /&gt;آيا ميدانستيد  که 1300 كره زمين در سياره مشتري جاي مي گيرد.&lt;br /&gt;9&lt;br /&gt;آيا ميدانستيد  رود دجله به خليج فارس ميريزد.&lt;br /&gt;10&lt;br /&gt;آيا ميدانستيد  که 85% گياهان در اقيانوسها رشد ميكنند.&lt;br /&gt;11&lt;br /&gt;آيا ميدانستيد  که اولين تمبر جهان در سال 1840 در انگلستان به چاپ رسيد.&lt;br /&gt;12&lt;br /&gt;آيا ميدانستيد  که سريعترين پرنده شاهين است و ميتواند با سرعت 200 كيلومتر در ساعت پرواز کند.&lt;br /&gt;13&lt;br /&gt;آيا ميدانستيد  که اولين اتوموبيل را مظفرالدين شاه قاجار وارد ايران كرد.&lt;br /&gt;14&lt;br /&gt;آيا ميدانستيد  که قدرت بينايي جغد 82 برابر قدرت ديد انسان است.&lt;br /&gt;15&lt;br /&gt;آيا ميدانستيد  که در شيلي منطقه ی صحرايي وجود دارد كه هزاران سال است در آن باران نباريده است.&lt;br /&gt;16&lt;br /&gt;آيا ميدانستيد  هر 50 ثانيه يک نفر در دنيا به بيماری ايدز مبتلا ميشود&lt;br /&gt;17&lt;br /&gt;آيا ميدانستيد  که وزن اسكلت انسان بالغ سيزده تا پانزده كيلوگرم است.&lt;br /&gt;18&lt;br /&gt;آيا ميدانستيد  که خرس قطبي هنگامي كه روي دو پا مي‌ايستد حدود سه متر است.&lt;br /&gt;19&lt;br /&gt;آيا ميدانستيد  زرافه ميتواند با زبانش گوشهايش را تميز کند.&lt;br /&gt;20&lt;br /&gt;آيا ميدانستيد  خرگوش و طوطي تنها حيواناتي هستند كه مي‌توانند بدون برگشتن اشياء پشت سر خود را ببينند.&lt;br /&gt;21&lt;br /&gt;آيا ميدانستيد  که اگر همه يخهاي قطب جنوب آب شود بر سطح آب اقيانوسها هفتاد متر اضافه مي شود و در اين صورت يک چهارم خشکيهای کره زمين زير آب ميرود.&lt;br /&gt;22&lt;br /&gt;آيا ميدانستيد  که كبد يا جگر تنها عضو داخلي بدن است كه اگر با عمل جراحي قسمتي از آن برداشته شود دوباره رشد ميكند.&lt;br /&gt;23&lt;br /&gt;آيا ميدانستيد  که ميزان انرژي كه خورشيد در يك ثانيه توليد ميكند ، براي توليد برق مورد نياز تمام كشورهاي جهان به مدت يك ميليون سال كافي است.&lt;br /&gt;24&lt;br /&gt;آيا ميدانستيد  هر عنكبوت تار ويژه خود را دارد و هيچگاه تارهای آنها به هم شبيه نيستند.&lt;br /&gt;25&lt;br /&gt;آيا ميدانستيد  که اگر در يك سال هيچ يك از نسلهاي يك جفت مگس نر و ماده از بين نروند ، حجم مگسهاي متولد شده با حجم كره زمين برابر ميشود.&lt;br /&gt;26&lt;br /&gt;آيا ميدانستيد  که رودي در كامبوج شش ماه سال ازشمال به جنوب و شش ماه ديگر سال از جنوب به شمال جريان دارد.&lt;br /&gt;27&lt;br /&gt;آيا ميدانستيد  که طول قد هر انسان سالم برابر هشت وجب دست خود اوست.&lt;br /&gt;28&lt;br /&gt;آيا ميدانستيد  که سريع ترين عضله بدن انسان زبان است.&lt;br /&gt;29&lt;br /&gt;آيا ميدانستيد  که شبكه چشم 135 ميليون سلول احساس دارد كه مسووليت گرفتن تصاوير و تشخيص رنگها را بر عهده دارد.&lt;br /&gt;30&lt;br /&gt;آيا ميدانستيد  که بدن انسان پنجاه هزار كيلومتر رشته عصبي دارد.&lt;br /&gt;31&lt;br /&gt;آيا ميدانستيد  که در برج ايفل دو ميليون و نيم پيچ به كار رفته است.&lt;br /&gt;32&lt;br /&gt;آيا ميدانستيد  طول رگهاي بدن انسان پانصد و شصت هزار كيلومتر است&lt;br /&gt;33&lt;br /&gt;آيا ميدانستيد  که هشت پا با وجود داشتن بدني بزرگ ميتواند از سوراخي به قطر پنج سانتيمترعبور كند.&lt;br /&gt;34&lt;br /&gt;آيا ميدانستيد  که تنها موجودي كه ميتواند به پشت بخوابد انسان است.&lt;br /&gt;35&lt;br /&gt;آيا ميدانستيد  چشم سالم انسان ميتواند ده ميليون رنگ را مختلف را ببيند و آنها را از يکديگر تميز دهد.&lt;br /&gt;36&lt;br /&gt;آيا ميدانستيد  که فيل بالغ در روز بطور متوسط دويست و بيست كيلوگرم غذا و دويست ليتر آب مصرف ميكند.&lt;br /&gt;37&lt;br /&gt;آيا ميدانستيد  که اگر زني به كوررنگي مبتلا باشد، فرزندان پسر اوكوررنگ ميشوند.&lt;br /&gt;38&lt;br /&gt;آيا ميدانستيد  كوههاي آلپ در سال حدود يك سانتيمتر بلند ميشوند.&lt;br /&gt;39&lt;br /&gt;آيا ميدانستيد  که همه نوزادان ميگو نر متولد مي شوند و بعد از چند هفته بخشي از نوزادان به ماده تبديل مي شوند.&lt;br /&gt;40&lt;br /&gt;آيا ميدانستيد  وزن كوه يخي متوسط الحجم بيست ميليون تن است.&lt;br /&gt;41&lt;br /&gt;آيا ميدانستيد  حس بويايي انسان قادر به دريافت وتشخيص ده هزار بوي متفاوت است.&lt;br /&gt;42&lt;br /&gt;آيا ميدانستيد  يك قطره آب داراي يك‌ صد ميليارد اتم است.&lt;br /&gt;43&lt;br /&gt;آيا ميدانستيد  که تعداد افرادي كه سالانه از نيش زنبور ميميرند بيشتر از كساني است كه سالانه از نيش مار ميميرند.&lt;br /&gt;44&lt;br /&gt;آيا ميدانستيد  که خورشيد روزانه معادل صد و بيست و شش هزار ميليارد اسب بخارانرژي به زمين مي‌فرستد.&lt;br /&gt;45&lt;br /&gt;آيا ميدانستيد  که گرده گل هرگز فاسد نمي شود و از محدود مواد طبيعي است که تا زمان نا محدودي باقي مي ماند.&lt;br /&gt;46&lt;br /&gt;آيا ميدانستيد  که حس بويايي خرس تقريبا صد برابر قوي تر از انسان است.&lt;br /&gt;47&lt;br /&gt;آيا ميدانستيد  که تا قرن پنجم ميلادي متوسط عمر مردم اروپا از سي سال فراتر نمي‌رفت .&lt;br /&gt;48&lt;br /&gt;آيا ميدانستيد  مغز فيزيكدان نابغه، آلبرت اينشتين پانزده درصد از حجم مغز انسان عادي بزرگتر بود.&lt;br /&gt;49&lt;br /&gt;آيا ميدانستيد  تنها چيزي كه در اسيد حل نمي‌شود الماس است و فقط خيلي زياد آن را از بين مي‌برد.&lt;br /&gt;50&lt;br /&gt;آيا ميدانستيد  که هنگام صحبت براي بيا ن هر كلمه هفتاد و دو ماهيچه به كار گرفته مي‌شود.&lt;br /&gt;51&lt;br /&gt;آيا ميدانستيد  که اگر تكثير باكتري تا بيست و چهار ساعت ادامه يابد ، توده دو تني از يك باكتري بوجود مي آيد.&lt;br /&gt;52&lt;br /&gt;آيا ميدانستيد  يك ميليون سياره به اندازه زمين در خورشيد جاي مي گيرد.&lt;br /&gt;53&lt;br /&gt;آيا ميدانستيد  که خرسها موجوداتي چپ دست هستند.&lt;br /&gt;54&lt;br /&gt;آيا ميدانستيد  که هر يك ليتر بنزين معادل بيســــــــت و سه و نيم تــــــــن گياهان مدفون شده در قرنها پيش است.&lt;br /&gt;55&lt;br /&gt;آيا ميدانستيد  که آلباتوس که يک نوع مرغ دريايي ست بلندترين بالها را دارد فاصله دو نوک بالهای او تا دو متر ميرسد و درضمن آنها مي توانند در حال پرواز بخوابند.&lt;br /&gt;56&lt;br /&gt;يا ميدانستيد  کوه قره قوروم در هند بعد از کوه هيماليا با تفاضل دويست و سه و هفت متر بلندترين کوه دنيا ميباشد.&lt;br /&gt;57&lt;br /&gt;آيا ميدانستيد  هر ساله حدود پانصد شهاب‌سنگ نسبتا&quot; بزرگ به زمين برخورد مي‌كند.&lt;br /&gt;58&lt;br /&gt;آيا ميدانستيد  17 هزار نوع زنبور در جهان شناسايي شده است.&lt;br /&gt;59&lt;br /&gt;آيا ميدانستيد  که بلندی شترمرغ به دو متر و نيم و وزنش به 90 کيلو ميرسد.&lt;br /&gt;60&lt;br /&gt;آيا ميدانستيد  که لاکپشت در بين جانوران جهان، طولاني ترين عمر را دارد و ممکن است تا150سال عمر کند.&lt;br /&gt;61&lt;br /&gt;يا ميدانستيد  که باز مهاجر، يا عقاب اردکي، تيز پروازترين پرنده است آنها مي تواند دقيقه اي چهار تا هشت کيلومتر پرواز کند.&lt;br /&gt;62&lt;br /&gt;آيا ميدانستيد  که مرغ زرين بال کوچکترين پرنده است وزن نوع سرخ گلوي بالغ آن کمتر از وزن يک دو ريالي است&lt;br /&gt;63&lt;br /&gt;آيا ميدانستيد  که پروانه هرکول استرالياي که فاصله دو نوک بالهاي آن در حالت گسترده سي و پنج سانتي متراست، بزرگترين پروانه جهان است.&lt;br /&gt;64&lt;br /&gt;آيا ميدانستيد  نيروي نگهدارنده در پاهاي عنكبوت که تعداد آنها هشت عدد می باشد، حتي بر روي يك سطح صاف و صيقلي به اندازه اي است كه قادر است وزني معادل صد و شصت برابر وزن خود را تحمل كند.&lt;br /&gt;65&lt;br /&gt;آيا ميدانستيد  کنه که حشره ای ريز است، ميتواند يک سال تمام بدون غذا زنده بماند.&lt;br /&gt;66&lt;br /&gt;آيا مي دانستيد بيشترين سرعتي كه يك جسم مي تواند در اثر سقوط آزاد داشته باشد حدود ۱۲۰ مايل در ساعت است و ديگر از اين سرعت تجاوز نمي كند، دليل اين امر اصطکاک هوا ميباشد.&lt;br /&gt;67&lt;br /&gt;آيا ميدانستيد  که حداكثر سرعت لاك پشت هاي غول پيكر چهار و نيم متر در دقيقه است كه خرگوش اين فاصله را در كمتر از نيم ثانيه مي پيمايد.&lt;br /&gt;68&lt;br /&gt;آيا ميدانستيد د که مساحت سطح کره زمين ۵۱۵ ميليون کيلومتر مربع است دبا مقايسه با مساحت وسعت ايران ميتوان نتيجه گرفت که ايران ۳۲/۰ ٪ از سطح زمين را تشکيل ميدهد.&lt;br /&gt;69&lt;br /&gt;آيا ميدانستيد  پل خواجو در زمان سلاطين صفويه در اصفهان ساخته شده است.&lt;br /&gt;70&lt;br /&gt;يا ميدانستيد  گوش و بيني در تمام طول عمر انسان در حال رشد ميباشد و بزرگتر ميشود.&lt;br /&gt;71&lt;br /&gt;يا ميدانستيد  نام پايتخت قرقيزستان بيشکک است و مساحت آن از استان کرمان کمتر است.&lt;br /&gt;72&lt;br /&gt;آيا ميدانستيد  بيش از صد ميليــــــــارد کهکشان تا به اکنون در جهان شناسايي شده اند.&lt;br /&gt;73&lt;br /&gt;آيا ميدانستيد  که اسب ماده سي دندان و اسب نر سي و شش دندان دارد.&lt;br /&gt;74&lt;br /&gt;آيا ميدانستيد  که آب دريا بهترين ماسک زيباي پوست است، البته بخاطر منيزيم و املاح معدني موجود در آب دريا ميباشد.&lt;br /&gt;75&lt;br /&gt;آيا ميدانستيد  که سياره اورانوس پانزده قمر « ماه » دارد.&lt;br /&gt;76&lt;br /&gt;آيا ميدانستيد  که زمين از حيث بزرگي پنجمين و از حيث فاصله با خورشيد ، سومين سياره منظومه شمسي است.&lt;br /&gt;77&lt;br /&gt;آيا ميدانستيد  که کنگوکينشاسا همان کشور زئير ميباشد.&lt;br /&gt;78&lt;br /&gt;يا ميدانستيد  که زهر مار کبری بيشتر بر روی مراکز تنفسی اثر کرده و باعث خفگی صيد می‌شود.&lt;br /&gt;79&lt;br /&gt;آيا ميدانستيد  که بيشتر سردردهای معمولي از کم نوشيدن آب ميباشد.&lt;br /&gt;80&lt;br /&gt;آيا ميدانستيد  کشور بلغارستان از نصف استان کرمان هم کوچکتر است.&lt;br /&gt;81&lt;br /&gt;آيا ميدانستيد  اندونزی چهارمين کشور پر جمعيت دنيا بعد از چين و هند و آمريکا مي باشد.&lt;br /&gt;82&lt;br /&gt;آيا ميدانستيد  که ايرانها روزانه بطور متوسط حتي نصف استکان هم شير نــــــميخورند.&lt;br /&gt;83&lt;br /&gt;يا ميدانستيد  که شواهد نشان داده است که انسان از هفتاد هزار سال پيش لباس بر تن ميکرده است.&lt;br /&gt;84&lt;br /&gt;آيا ميدانستيد  که انسانهای امروزی بطور متوسط شش سال از عمرش را تلويزيون نگاه ميکند و شش سالش را هم صرف غذا خوردن ميکنيم و يک سومش را هم ميخوابد.&lt;br /&gt;85&lt;br /&gt;آيا ميدانستيد  که نامهای قديمي ترکيه، روم شرقي و عثماني بوده است.&lt;br /&gt;86&lt;br /&gt;آيا ميدانستيد  که دود سيگار موجود در محيط بيشتر از مصرف مواد قندی در پوسيدگي دندانهای کودکان نقش دارد.&lt;br /&gt;87&lt;br /&gt;آيا ميدانستيد  که پروانه ها، چشم هاي مرکب دارند که تعداد آنها گاهي به هجده هزار مي رسد.&lt;br /&gt;88&lt;br /&gt;آيا ميدانستيد  که بی رحم ترین حشره دنیــا، حشره &quot;دعا خوان&quot; ماده است.هنگامی که حشـــره ماده از همسرش باردار می شود، به آن نیش می زند و همسر نیمه جان پس از جفتگیری غذای لذیـذی برای حشــــــــره ماده می شود.&lt;br /&gt;89&lt;br /&gt;آيا ميدانستيد  که ما حتي در روزهای ابری هم در معرض اشعه بنفش خورشيد مي باشيم، بين هفتاد تا هشتاد درصد از اين نور ميتواند به راحتي از ابرها رد شوند.&lt;br /&gt;90&lt;br /&gt;آيا ميدانستيد  که يک نوع پشه وجود دارد که در ثانيه هزار بار بال ميزند.&lt;br /&gt;91&lt;br /&gt;آيا ميدانستيد  که نمک از پنج هزار سال پيش در سفره ما انسانها بوده است.&lt;br /&gt;92&lt;br /&gt;آيا ميدانستيد  که خطر بيماري قلبي و سرطان ريه در افراد غير سيگاري كه در خانه در معرض دود سيگار اطرافيانشان هستند، بيست و پنج درصد بيشتراز ديگران است.&lt;br /&gt;93&lt;br /&gt;آيا ميدانستيد  که ستارگان آبي داغتر از خورشيد و قرمز ها سردتر از آن هستند.&lt;br /&gt;94&lt;br /&gt;آيا ميدانستيد  که استرس تا 5 برابر سيستم ايميني بدن را پايين ميآورد.&lt;br /&gt;95&lt;br /&gt;آيا میدانستيی که پيشانی انسان مرکز دمای انسان است يعنی اگر شما دمای پيشانيتان را تغيير دهيد دمای بدنتان هم به همان انداره تغيير ميکند اين يکی از دلايلی است که وقتی ما می خواهيم ببينيم که آيا تب داريم يا نه دستمان را روی آن ميگذاريم.&lt;br /&gt;96&lt;br /&gt;يا ميدانستيد  که اگر روند شيوع سرطان درهمين حد بماند حدود سي و پنج درصد احتمال دارد كه شمادر طول زندگي تان به يكي از انواع سرطان مبتلا شويد.&lt;br /&gt;97&lt;br /&gt;اگر تمام رگهاي خوني را در يك خط بگذاريم تقريبا 97000 كيلو متر ميشود .&lt;br /&gt;98&lt;br /&gt;آيا ميدانستيد  که قويترين نيروهاي دنيا بترتيب عبارتند از : نيروي هسته اي ، الكترو مغناطيس و نيروي جاذبه.&lt;br /&gt;99&lt;br /&gt;آيا ميدانستيد  که 1,260,000,000,000,000,000,000 ليتر آب بروي كره زمين وجود دارد.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt; &lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;/p&gt;&lt;br /&gt;
</description>
<pubDate>Thu, 18 Jun 2009 16:53:38 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=hosseinvahabi&amp;postid=8</comments>
<dc:creator>hosseinvahabi</dc:creator>
<guid>http://hosseinvahabi.blogfa.com/post-8.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>خواندنیها 6</title>
<link>http://hosseinvahabi.blogfa.com/post-7.aspx</link>
<description>&lt;P dir=rtl&gt;&lt;STRONG&gt;خواندنی های جالب&lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;- هر تکه کاغذ را نمیتوان بیش از 9 بار تا کرد.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;- در هرم خئوپوس در مصر که 2600 سال قبل از میلاد ساخته شده است به اندازه ای سنگ بکار رفته که میتوان با آن دیواری اجری به ارتفاع 50 سانتی متر در دور دنیا ساخت.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;- هر سال از 600/557/31 ثانیه تشکیل شده است &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;- بزرگترین گل جهان فلوزیا نام دارد&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;- بیشترین ضربان قلب را قناریها با 1000 بار در دقیقه و کمترین را فیل با 27 بار در دقیقه دارد&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;- اگر تمام رگهای خونی را در یک خط بگذاریم تقریبا 97000 کیلو متر میشود&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;- سرعت صوت در فولاد 14 بار سریعتر از سرعت آن در هواست&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;- وقتی مگس بر روی یک میله فولادی مینشیند میله فولادی به اندازه دو میلیونیم میلیمتر خم میشود&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;- نور خورشید فقط تا عمق 400متری آب دریا نفوذ میکند&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;- امریکا تا 50 میلیون سال دیگر دو نیم خواهد شد&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;- عدد 2520 را میتوان بر اعداد 1 تا10 تقسیم نمود بدون آنکه خارج قسمت کسری داشته باشد&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;- فشار در مرکز خورشید تقریبا700میلیون تن بر452/6سانتی متر مربع است&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;- طول عمر مردم سوئد و ژاپن از دیگر ملل جهان بیشتر است&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;- شیشه در ظاهر جامد به نظر میرسد ولی در واقع مایعی است که بسیار کند حرکت میکند&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;- داغ ترین نقطه کره زمین در دالول اتیوپی است. در این منطقه در یک روز عادی دمای هوا در سایه به 94 درجه فارنهایت میرسد&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;- آبشار آنجل در ونزوئل 20 بار بلندتر از آبشار نیاگارا است &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;- یک لیتر سرکه در زمستان سنگینتر از تابستان است&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;- 30 برابر مردمی که امروزه بر سطح زمین زندگی میکنند در زیر خاک مدفون شده اند&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;- نزدیکترین ستاره به زمین بعد از خورشید آلفامنچوری است که فاصله آن تا زمین 3/4 سال نوری است&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;- تنها حیوانی که نمی تواند شنا کند شتر است&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;- فلز اوسمیم سنگینترین ماده روی زمین است&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;- آیا میدانید ۶۰٪ از ماهواره های جهان نظامی و ۴۰٪ بقیه غیر نظامی است&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;- در هر ثانیه بیش از ۵۰۰۰ بیلیون بیلیون الکترون به صفحه تلویزیون بر خورد میکند و تصویری را که شما تماشا میکنید بوجود می آورد&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;- بیل گیتس در هر ثانیه 250 دلار آمریکا درآمد دارد، یعنی 20 میلیون دلار در روز و 8/7 میلیارد دلار در سال&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;- گزنه برای درمان رماتیسم، درد کمر در ناحیه دمبالچه، درد لگن خاصره ( درد اعصاب کمر ) و نیز درمان بیماریهای مثانه، مجاری ادراری و کلیه بسیار مفید است&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;- آیا میدانید شانس شبیه بودن دو اثر انگشت یک به ‫64 میلیارد است‌.‏&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;- اگر امواج ماورای صوت را به قسمت محدودی از فضا که در آن گرد و غبار و یا ذرات دود سیگار موجود باشد بتابانیم این ذرات با سرعت رسوب میکنند&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;- آیا میدانستید درجه حرارت بالاترین قسمت یک شعله به 1540 درجه میرسد در حالی که پایین ترین قسمت آن فقط 300 درجه حرارت دارد.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;- در تقسیمات لشگری به ده هزار سرباز، تومان گفته و فرمانده آنرا امیر تومان می نامند.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;- نماز مهمترین اعمال دینی است که اگر قبول درگاه خداوند عالم گردد عبادتهای دیگر هم قبول میشود.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;- جاهایی که نماز خواندن مکروه است:&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;حمام، زمین نمکزار، مقابل انسان، مقابل دربی که باز است، مقابل قبر، در قبرستان و روبروی آتش.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;- آیا میدانید سجده بر توتون جایز است&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;- نماز مستحبی را میتوان در حال راه رفتن و سواری خواند گر چه رو به قبله هم نباشی.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;- آیا میدانید که تقریبا یازده ساعت و یک ربع بعد از ظهر شرعی آخر وقت نماز مغرب و عشا است.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;STRONG&gt;هشت موضوع شگفت انگیز از زندگی آلبرت انیشتین&lt;/STRONG&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;هشت موضوع شگفت انگیز از زندگی آلبرت انیشتین که شما آنان را نمی دانستید. بله، همگی ما می دانیم که انیشتین این فرمول (e=mc2) را کشف کرد. اما واقعیت آن است که چیز های کمی در مورد زندگی خصوصیش می دانیم، خودتان را با این هشت مورد، شگفت زده کنید!&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;&lt;B&gt;1- &lt;/B&gt;&lt;B&gt;او با سر بزرگ متولد شد&lt;/B&gt;&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;وقتی انیشتین به دنیا آمد او خیلی چاق بود و سرش خیلی بزرگ تا آنجایی که مادر وی تصور می کرد، فرزندش ناقص است، اما بعد از چند ماه سر و بدن او به اندازه طبیعی باز گشت.&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;&lt;B&gt;2- &lt;/B&gt;&lt;B&gt;حافظه اش به خوبی آنچه تصور می شود، نبود&lt;/B&gt;&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;مطمئناً انیشتین می توانسته کتاب های مملو از فرمول و قوانین را حفظ کند، اما برای به یاد آوری چیز های معمولی واقعاً حافظه ضعیفی داشته است. او یکی از بدترین اشخاص در به یاد آوردن سالروز تولد عزیزان بود و عذر و بهانه اش برای این فراموشکاری، مختص دانستن آن ( تولد ) برای بچه های کوچک بود.&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;&lt;B&gt;3- &lt;/B&gt;&lt;B&gt;او از داستان های علمی- تخیلی متنفر بود&lt;/B&gt;&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;انیشتین از داستان های تخیلی بیزار بود. زیرا که احساس می کرد، آنها باعث تغییر درک عامه مردم از علم می شوند و در عوض به آنها توهم باطلی از چیزهایی که حقیقتاً نمی توانند اتفاق بیفتند می دهد.&lt;BR&gt;به بیان او &quot;من هرگز در مورد آینده فکر نمی کنم، زیرا که آن به زودی می آید.&quot; به این دلیل او احساس می کرد کسانی که به طور مثال بشقاب پرنده ها را می بینند باید تجربه هایشان را برای خود نگه دارند.&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;&lt;B&gt;4- &lt;/B&gt;&lt;B&gt;او در آزمون ورودی دانشگاه اش رد شد&lt;BR&gt;&lt;/B&gt;&lt;BR&gt;در سال 1895 در سن 17 سالگی، انیشتین که قطعاً یکی از بزرگترین نوابغی است که تاکنون متولد شده، در آزمون ورودی دانشگاه فدرال پلی تکنیک سوئیس رد شد.&lt;BR&gt;در واقع او بخش علوم و ریاضیات را پشت سر گذاشت ولی در بخش های باقیمانده، مثل تاریخ و جغرافی رد شد. وقتی که بعد ها در این رابطه از او سوال شد؛ او گفت: آنها بینهایت کسل کننده بودند، و او تمایلی برای پاسخ دادن به این سوالات را در خود احساس نمی کرد.&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;&lt;B&gt;5- &lt;/B&gt;&lt;B&gt;علاقه ای به پوشیدن جوراب نداشت&lt;/B&gt;&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;انیشتین در سنین جوانی یافته بود که شصت پا باعث ایجاد سوراخ در جوراب می شود. سپس تصمیم گرفت که دیگر جوراب به پا نکند و این عادت تا زمان مرگش ادامه داشت.&lt;BR&gt;علاوه بر این او هرگز برای خوشایند و عدم خوشایند دیگران لباس نمی پوشید، او عقیده داشت یا مردم او را می شناسند یا نمی شناسند. پس این مورد قبول واقع شدن ( آن هم از روی پوشش ) چه اهمیتی می تواند داشته باشد؟&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;&lt;B&gt;6- &lt;/B&gt;&lt;B&gt;او فقط یک بار رانندگی کرد&lt;/B&gt;&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;انیشتین برای رفتن به سخنرانی ها و تدریس در دانشگاه ، از راننده مورد اطمینانش کمک می گرفت. راننده وی نه تنها ماشین او را هدایت می کرد، بلکه همیشه در طول سخنرانی ها در میان شنوندگان حضور داشت.&lt;BR&gt;انیشتین، سخنرانی مخصوص به خود را انجام می داد و بیشتر اوقات راننده اش، به طور دقیقی آنها را حفظ می کرد.&lt;BR&gt;یک روز انیشتین در حالی که در راه دانشگاه بود، با صدای بلند در ماشین پرسید: چه کسی احساس خستگی می کند؟&lt;BR&gt;راننده اش پیشنهاد داد که آنها جایشان را عوض کنند و او جای انیشتین سخنرانی کند، سپس انیشتین به عنوان راننده او را به خانه بازگرداند.&lt;BR&gt;(عدم شباهت آنها مسئله خاصی نبود. انیشتین تنها در یک دانشگاه استاد بود، و در دانشگاهی که وقتی برای سخنرانی داشت، کسی او را نمی شناخت و طبعاً نمی توانست او را از راننده اصلی تمیز دهد.)&lt;BR&gt;او قبول کرد ، اما کمی تردید در مورد اینکه اگر پس از سخنرانی سوالات سختی از راننده اش پرسیده شود ، او چه پاسخی خواهد داد، در درونش داشت.&lt;BR&gt;به هر حال سخنرانی به نحوی عالی انجام شد، ولی تصور انیشتین درست از آب در آمد. دانشجویان در پآیان سخنرانی انیشتین جعلی شروع به مطرح کردن سوالات خود کردند.&lt;BR&gt;در این حین راننده باهوش گفت:&quot;سوالات به قدری ساده هستند که حتی راننده من نیز می تواند به آنها پاسخ گوید&quot; سپس انیشتین از میان حضار برخواست و به راحتی به سوالات پاسخ داد به حدی که باعث شگفتی حضار شد.&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;&lt;B&gt;7- &lt;/B&gt;&lt;B&gt;الهام گر او یک قطب نما بود&lt;/B&gt;&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;انیشتین در سنین نوجوانی یک قطب نما به عنوان هدیه تولد از پدرش دریافت کرده بود.&lt;BR&gt;وقتی که او طرز کار قطب نما را مشاهده می نمود، سعی می کرد طرز کار آن را درک کند. او بعد از انجام این کار بسیار شگفت زده شد. بنابراین تصمیم گرفت علت نیروهای مختلف در طبیعت را درک کند.&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;&lt;B&gt;8- &lt;/B&gt;&lt;B&gt;راز نهفته در نبوغ او&lt;/B&gt;&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;بعد از مرگ انیشتین در 1955 مغز او توسط توماس تولتز هاروی برای تحقیقات برداشته شد.&lt;BR&gt;اما این کار به صورت غیر قانونی انجام شد. بعدها پسر انیشتین به او اجازه تحقیقات، در مورد هوش فوق العاده پدرش را داد.&lt;BR&gt;هاروی تکه هایی از مغز انیشتین را برای دانشمندان مختلف در سراسر جهان فرستاد. از این مطالعات دریافت می شود که مغز انیشتین در مقایسه با میانگین متوسط انسان ها، مقدار بسیار زیادی سلول های گلیال که مسئول ساخت اطلاعات هستند داشته است. همچنین مغز انیشتین مقدار کمی چین خوردگی حقیقی موسوم به شیار سیلویوس داشته، که این مسئله امکان ارتباط آسان تر سلول های عصبی را با یکدیگر فراهم می سازد.&lt;BR&gt;علاوه بر این ها مغز او دارای تراکم و چگالی زیادی بوده است و همینطور قطعه آهیانه پایینی دارای توانایی همکاری بشتر با بخش تجزیه و تحلیل ریاضیات است.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;B&gt;نامه ی ویکتور هوگو ! &lt;/B&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;/STRONG&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;قبل از هر چیز برایت آرزو می کنم که عاشق شوی، &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;و اگر هستی، کسی هم به تو عشق بورزد، &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;و اگر اینگونه نیست، تنهاییت کوتاه باشد، &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;و پس از تنهاییت، نفرت از کسی نیابی، &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt; آرزومندم که اینگونه پیش نیاید ... &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt; اما اگر پیش آمد، بدانی چگونه به دور از نا امیدی زندگی کنی، &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;برایت همچنان آرزو دارم دوستانی داشته باشی، &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;از جمله دوستان بد و ناسازگار ... &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;برخی نادوست و برخی دوستدار ... &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;که دست کم یکی در میانشان بی تردید مورد اعتمادت باشد &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;و چون زندگی بدین گونه است، &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt; برایت آرزومندم که دشمن نیز داشته باشی ... &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;نه کم و نه زیاد ... درست به اندازه، &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;تا گاهی باورهایت را مورد پرسش قرار دهند، &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;که دست کم یکی از آنها اعتراضش به حق باشد ... &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;تا که زیاده به خود غره نشوی &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt; و نیز آرزومندم مفید فایده باشی، نه خیلی غیر ضروری ... &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt; تا در لحظات سخت، &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;وقتی دیگر چیزی باقی نمانده است، &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;همین مفید بودن کافی باشد تا تو را سرپا نگاه دارد. &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt; همچنین برایت آرزومندم صبور باشی، &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt; نه با کسانی که اشتباهات کوچک می کنند ... &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;چون این کار ساده ای است، &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt; بلکه با کسانی که اشتباهات بزرگ و جبران ناپذیر می کنند ... &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt; و با کاربرد درست صبوریت برای دیگران نمونه شوی. &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;و امیدوارم اگر جوان هستی، &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt; خیلی به تعجیل، رسیده نشوی ... &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;و اگر رسیده ای، به جوان نمایی اصرار نورزی، &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt; و اگر پیری، تسلیم نا امیدی نشوی ... &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;چرا که هر سنی خوشی و ناخوشی خودش را دارد و لازم است &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;بگذاریم در ما جریان یابد. &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt; امیدوارم سگی را نوازش کنی، به پرنده ای دانه بدهی و به آواز یک سهره گوش کنی، وقتی که آوای سحرگاهیش را سر می دهد ... &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt; چرا که به این طریق، احساس زیبایی خواهی یافت ... &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt; به رایگان ... &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;امیدوارم که دانه ای هم بر خاک بفشانی ... &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;هر چند خرد بوده باشد ... &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;و با روییدنش همراه شوی، &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;تا دریابی چقدر زندگی در یک درخت وجود دارد. &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt; به علاوه امیدوارم پول داشته باشی، زیرا در عمل به آن نیازمندی ... &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt; و سالی یکبار پولت را جلو رویت بگذاری و بگویی : &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;« این مال من است » &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;فقط برای اینکه روشن کنی کدامتان ارباب دیگری است! &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;و در پایان، اگر مرد باشی، آرزومندم زن خوبی داشته باشی ... &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;و اگر زنی، شوهر خوبی داشته باشی، &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt; که اگر فردا خسته باشید، یا پس فردا شادمان، &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt; باز هم از عشق حرف برانید تا از نو بیآغازید ... &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt; اگر همه ی اینها که گفتم برایت فراهم شد، &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;دیگر چیزی ندارم برایت آرزو کنم ... &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;U&gt;ویکتور هوگو&lt;/U&gt;&lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Mon, 01 Jun 2009 08:46:23 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=hosseinvahabi&amp;postid=7</comments>
<dc:creator>hosseinvahabi</dc:creator>
<guid>http://hosseinvahabi.blogfa.com/post-7.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>خواندنیها 5</title>
<link>http://hosseinvahabi.blogfa.com/post-6.aspx</link>
<description>عنوان کتاب : گلستان سعدي&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;نويسنده : سعدي&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;تايپ : حسين وهابي&lt;/P&gt;
&lt;P&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P&gt; باب اول در عبرت پادشاهان&lt;/P&gt;
&lt;P&gt; حکايت&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;در يكى از جنگها، عده اى را اسير كردند و نزد شاه آوردند. شاه فرمان داد تا يكى از اسيران را اعدام كنند. اسير كه از زندگى نااميد شده بود، خشمگين شد و شاه را مورد سرزنش و دشنام خود قرار داد كه گفته اند: هر كه دست از جان بشويد، هر چه در دل دارد بگويد.&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;وقت ضرورت چو نماند گريز&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;دست بگيرد سر شمشير تيز&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;ملک پرسيد: اين اسير چه مى گويد؟&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;يكى از وزيران نيک محضر گفت : اي خداوند همي گويد:&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;والكاظمين الغيظ و العافين عن الناس &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;ملک را رحمت آمد و از سر خون او درگذشت.وزير ديگر که ضد او بود گفت : ابناي جنس مارا نشايد در حضرت پادشاهان جز راستي سخن گفتن.اين ملک را دشنام داد و ناسزا گفت . ملک روي ازين سخن درهم آمد و گفت : آن دروغ پسنديده تر آمد مرا زين راست که تو گفتي که روي آن در مصلحتي بود و بناي اين بر خبثي .  چنانكه خردمندان گفته اند: دروغ مصلحت آميز به ز راست فتنه انگيز &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;هر كه شاه آن كند كه او گويد&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;حيف باشد كه جز نكو گويد&lt;/P&gt;
&lt;P&gt; و بر پيشانى ايوان كاخ فريدون شاه ، نبشته بود:&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;جهان اى برادر نماند به كس&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;دل اندر جهان آفرين بند و بس&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;مكن تكيه بر ملك دنيا و پشت&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;كه بسيار كس چون تو پرورد و كشت&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;چو آهنگ رفتن كند جان پاك&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;چه بر تخت مردن چه بر روى خاك&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;* * * *&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;حکايت&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;يكى از ملوک خراسان ،  محمود سبکتکين را در عالم خواب ديد كه جمله وجود او ريخته بود و خاک شده مگر چشمان او که همچنان در چشمخانه همي گرديد و نظر مي کرد. ساير حکما از تاويل اين فرو ماندند مگر درويشي که بجاي آورد و گفت : هنوز نگران است که ملکش با دگران است.&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;بس نامور به زير زمين دفن كرده اند&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;كز هستيش به روى زمين يك نشان نماند&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;وان پير لاشه را كه نمودند زير خاك&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;خاكش چنان بخورد كزو استخوان نماند&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;زنده است نام فرخ نوشيروان به خير&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;گرچه بسى گذشت كه نوشيروان نماند&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;خيرى كن اى فلان و غنيمت شمار عمر&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;زان پيشتر كه بانگ بر آيد فلان نماند &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;* * * *&lt;/P&gt;
&lt;P&gt; حکايت&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;ملک زاده اي را شنيدم که کوتاه بود و حقير و ديگر برادران بلند و خوبروي . باري پدر به کراهت و استحقار درو نظر مي کرد . پسر بفراست استيصار بجاي آورد و گفت : اي پدر ، کوتاه خردمند به که نادان بلند . نه هر چه بقامت مهتر به قيمت بهتر . اشاة نظيفة و الفيل جيفية. &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;اقل جبال الارض طور و انه   &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;لاعظم عندالله قدرا و منزلا&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;آن شنيدى كه لاغرى دانا&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;گفت بار به ابلهى فربه&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;اسب تازى وگر ضعيف بود&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;همچنان از طويله خر به&lt;/P&gt;
&lt;P&gt; پدر بخنديد و ارکان دولت پسنديد و برادران بجان برنجيدند. &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;تا مرد سخن نگفته باشد&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;عيب و هنرش نهفته باشد&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;هر پيسه گمان مبر نهالى&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;شايد كه پلنگ خفته باشد&lt;/P&gt;
&lt;P&gt; شنيدم که ملک را در آن قرب دشمني صعب روي نمود . چون لشکر از هردو طرف روي درهم آوردند اول کسي که به ميدان درآمد اين پسر بود . گفت :&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;آن نه من باشم که روز جنگ بيني پشت من&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;آن منم گر در ميان خاک و خون بيني سري&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;کان که جنگ آرد به خون خويش بازي مي کند&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;روز ميدان وان که بگريزد به خون لشکري&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;اين بگفت و بر سپاه دشمن زد و تني مردان کاري بينداخت . چون پيش پدر آمد زمين خدمت ببوسيد و گفت :&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;اى كه شخص منت حقير نمود&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;تا درشتى هنر نپندارى&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;اسب لاغر ميان ، به كار آيد&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;روز ميدان نه گاو پروارى&lt;/P&gt;
&lt;P&gt; آورده اند که سپاه دشمن بسيار بود و اينان اندک . جماعتي آهنگ گريز کردند. پسر نعره زد و گفت : اي مردان بکوشيد يا جامه زنان بپوشيد . سواران را به گفتن او تهور زيادت گشت و بيکبار حمله آوردند . شنيدم که هم در آن روز بر دشمن ظفر يافتند. ملک سر و چشمش ببوسيد و در کنار گرفت و هر روز نظر بيش کرد تا وليعهد خويش کرد. برادران حسد بردند و زهر در طعامش کردند. خواهر از غرفه بديد ، دريچه بر هم زد . پسر دريافت و دست از طعام کشيد و گفت : محال است که هنرمندان بميرند و بي هنران جاي ايشان بگيرند. &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;كس نيابد به زير سايه بوم &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;ور هماى از جهان شود معدوم&lt;/P&gt;
&lt;P&gt; پدر را از اين حال آگهي دادند. برادرانش را بخواند و گوشمالي بجواب بداد. پس هريکي را از اطراف بلاد حصه معين کرد تا فتنه و نزاع برخاست که:ده درويش در گليمى بخسبند و دو پادشاه در اقليمى نگنجند.&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;نيم نانى گر خورد مرد خدا&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;بذل درويشان كند نيمى دگر&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;ملك اقلمى بگيرد پادشاه&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;همچنان در بند اقليمى دگر  &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;* * * *&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;حکايت&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;طايفه ي دزدان عرب بر سر کوهي نشسته بودند و منفذ کاروان بسته و رعيت بلدان از مکايد ايشان مرعوب و لشکر سلطان مغلوب . بحکم آنکه ملاذي منيع از قله ي کوهي گرفته بودند و ملجاء و ماواي خود ساخته . مدبران ممالک آن طرف در دفع مضرات ايشان مشاورت همي کردند که اگر اين طايفه هم برين نسق روزگاري مداومت نمايند مقاومت ممتنع گردد. &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;درختى كه اكنون گرفته است پاى&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;به نيروى مردى برآيد ز جاى&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;و گر همچنان روزگارى هلى &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;به گردونش از بيخ بر نگسلى&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;سر چشمه شايد گرفتن به بيل&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;چو پر شد نشايد گذشتن به پيل&lt;/P&gt;
&lt;P&gt; سخن بر اين مقرر شد که يکي به تجسس ايشان برگماشتند و فرصت نگاه داشتند تا وقتي که بر سر قومي رانده بودند و مقام خالي مانده ، تني چند مردان واقعه ديده ي جنگ ازموده را بفرستادند تا در شعب جبل پنهان شدند . شبانگاهي که دزدان باز آمدند سفر کرده و غارت آورده سلاح از تن بگشادند و رخت و غنيمت بنهادند ، نخستين دشمني که بر سر ايشان تاختن آوردد خواب بود . چندانکه پاسي از شب درگذشت ، &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;قرص خورشيد در سياهى شد&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;يونس اندر دهان ماهى شد&lt;/P&gt;
&lt;P&gt; دلاورمردان از کمين بدر جستند و دست يکان بر کتف بستند و بامدادان به درگاه ملک حاضر آوردند . همه را به کشتن اشارت فرمود . اتفاقا در آن ميان جواني بود ميوه ي عنفوان شبابش نورسيده و سبزه ي گلستان عذارش نودميده . يکي از وزرا پاي تخت ملک را بوسه داد و روي شفاعت بر زمين نهاد و گفت : اين پسر هنوز از باغ زندگاني برنخورده و از ريعان جواني تمتع نيافته . توقع به کرم و اخلاق خداونديست که به بخشيدن خون او بربنده منت نهد .. ملک روي از اين سخن درهم کشيد و موافق راي بلندش نيامد و گفت :&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;پرتو نيكان نگيرد هر كه بنيادش بد است&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;تربيت نااهل را چون گردكان برگنبد است&lt;/P&gt;
&lt;P&gt; بهتر اين است كه نسل اين دزدان قطع و ريشه كن شود و همه آنها را نابود كردند، چرا كه شعله آتش را فرو نشاندن ولى پاره آتش رخشنده را نگه داشتن و مار افعى را كشتن و بچه او را نگه داشتن از خرد به دور است و هرگز خردمندان چنين نمى كنند:&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;ابر اگر آب زندگى بارد&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;هرگز از شاخ بيد بر نخور &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;با فرومايه روزگار مبر&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;كز نى بوريا شكر نخورى&lt;/P&gt;
&lt;P&gt; وزير، سخن شاه را طوعا و کرها پسنديد و بر حسن راي ملک آفرين گفت و عرض كرد: راى شاه دام ملکه عين حقيقت است ، چرا كه همنشينى با آن دزدان ، روح و روان اين جوان را دگرگون كرده و همانند آنها نموده است . ولى ، ولى اميد آن را دارم كه اگر او مدتى با نيكان همنشين گردد، تحت تاءثير تربيت ايشان قرار مى گيرد و داراى خوى خردمندان شود، زيرا او هنوز نوجوان است و روح ظلم و تجاوز در نهاد او ريشه ندوانده است و در حديث هم آمده :&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;كل مولود يولد على الفطرة فابواه يهودانه او ينصرانه او يمجسانه .&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;پسر نوح با بدان بنشست&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;خاندان نبوتش گم شد&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;سگ اصحاب كهف روزى چند&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;پى نيكان گرفت و مردم شد&lt;/P&gt;
&lt;P&gt; گروهى از درباريان نيز سخن وزير را تاءكيد كردند و در مورد آن جوان شفاعت نمودند. ناچار شاه آن جوان را آزاد كرد و گفت : بخشيدم اگر چه مصلحت نديدم  .&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;دانى كه چه گفت زال با رستم گرد&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;دشمن نتوان حقير و بيچاره شمرد&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;ديديم بسى ، كه آب سرچشمه خرد&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;چون بيشتر آمد شتر و بار ببرد&lt;/P&gt;
&lt;P&gt; في الجمله پسر را بناز و نعمت براوردند و استادان به تربيت همگان پسنديده آمد . باري وزير از شمايل او در حضرات ملک شمه اي مي گفت که تربيت عاقلان در او اثر کرده است و جهل قديم از جبلت او بدر برده . ملک را تبسم آمد و گفت : &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;عاقبت گرگ زاده گرگ شود&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;گرچه با آدمى بزرگ شود&lt;/P&gt;
&lt;P&gt; سالي دو برين برآمد. طايفه ي اوباش محلت بدو پيوستند و عقد موافقت بستند تا به وقت فرصت وزيبر و هر دو پسرش را بکشت و نعمت بي قياس برداشت و در مغازه ي دزدان بجاي پدر نشست و عاصي شد. ملک دست تحير به دندان گزيدن گرفت و گفت :&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;شمشير نيك از آهن بد چون كند كسى ؟&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;ناكس به تربيت نشود اى حكيم كس&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;باران كه در لطافت طبعش خلاف نيست&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;در باغ لاله رويد و در شوره زار خس   &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;زمين شوره سنبل بر نياور &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;در او تخم و عمل ضايع مگردان&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;نكويى با بدان كردن چنان اس &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;كه بد كردن بجاى  نيكمردان&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;* * * *&lt;/P&gt;
&lt;P&gt; حکايت  &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;رهنگ زاده اي را بر در سراي اغلمش ديدم که عقل و کياستي و فهم و فراستي زايدالوصف داشت، هم از عهد خردي آثار بزرگي در ناصيه ي او پيدا.&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;بالاى سرش ز هوشمندى&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;مى تافت ستاره بلندى&lt;/P&gt;
&lt;P&gt; في الجمله مقبول نظر افتاد که جمال صورت و معني داشت و خردمندان گفته اند  توانگرى به هنر است نه به مال ، بزرگى به عقل است نه به سال .&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;ابناي جنس او بر منصب او حسد بردند و به خيانتي متهم کردند و در کشتن او سعي بي فايده نمودند . دشمن چه زند چو مهر باشد دوست؟ ملک پرسيد که موجب خصمي اينان در حق تو چيست؟ گفت : در سايه ي دولت خداوندي دام ملکه همگنان را راضي کردم مگر حسود را که راضي نمي شود الا به زوال نعمت من و اقبال و دولت خداوند باد.&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;توانم آن كه نيازارم اندرون كسى&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;حسود را چه كنم كو ز خود به رنج در است  &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;بمير تا برهى اى حسود كين رنجى است&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;كه از مشقت آن جز به مرگ نتوان رست&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;شوربختان به آرزو خواهند&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;مقبلان را زوال نعمت و جاه &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;گر نبيند به روز شب پره چشم&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;چشمه آفتاب را چه گناه ؟&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;راست خواهى هزار چشم چنان&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;كور، بهتر كه آفتاب سياه &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;* * * * &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;حکايت &lt;/P&gt;
&lt;P&gt; يکي از ملوک عجم حکايت کنند که دست تطاول به مال رعيت دراز کرده بود و جور و اذيت آغاز کرده ، تا بجايي که خلق از مکايد فعلش به جهان برفتند و از کربت جورش راه غربت گرفتند. چون رعيت کم شد ارتفاع ولايت نقصان پذيرفت و خزانه تهي ماند و دشمنان زور آوردند.&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;هر كه فريادرس روز مصيبت خواهد&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;گو در ايام سلامت به جوانمردى كوش&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;بنده حلقه به گوش از ننوازى برود&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;لطف كن كه بيگانه شود حلقه به گوش&lt;/P&gt;
&lt;P&gt; باري، به مجلس او در ، کتاب شاهنامه همي خواندند در زوال مملکت ضحاک و عهد فريدون.وزير ملک را پرسيد : هيچ توان دانستن که فريدون که گنج و ملک و حشم نداشت چگونه بر او مملکت مقرر شد ؟ گفت : آن چنان که شنيدي خلقي برو به تعصب گرد آمدند و تقويت کردند و پادشاهي يافت . گفت : اي ملک چو گرد آمدن خلقي موجب پادشاهيست تو مر خلق را پريشان براي چه مي کني مگر سر پادشاهي کردن نداري؟&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;همان به كه لشكر به جان پرورى&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;كه سلطان به لشكر كند سرورى&lt;/P&gt;
&lt;P&gt; ملک گفت : موجب گردآمدن سپاه و رعيت چه باشد؟ گفت : پادشاه را کرم بايد تا برو گرد آيند و رحمت تا در پناه دولتش ايمن نشينند و تو را اين هر دو نيست.&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;نكند جور پيشه سلطانى&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;كه نيايد ز گرگ چوپانى&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;پادشاهى كه طرح ظلم افكند&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;پاى ديوار ملك خويش بكند&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;ملک را پند وزير ناصح ، موافق طبع مخالف نيامد . روي ازين سخن درهم کشيد و به زندانش فرستاد.بسي برنيامد که بني غم سلطان بمنازعت خاستند و ملک پدر خواستند . قومي که از دست تطاول او بجان آمده بودند و پريشان شده ، بر ايشان گرد آمدند و تقويت کردند تا ملک از تصرف اين بدر رفت و بر آنان مقرر شد. &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;پادشاهى كو روا دارد ستم بر زير دست&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;دوستدارش روز سختى دشمن زورآور است&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;با رعيت صلح كن وز جنگ ايمن نشين&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;زانكه شاهنشاه عادل را رعيت لشكر است  &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;* * * * &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;حکايت&lt;/P&gt;
&lt;P&gt; پادشاهي با غلامي عجمي در کشتي نشست و غلام ، ديگر دريا را نديده بود و محنت کشتي نيازموده ، گريه و زاري درنهاد و لرزه براندامش اوفتاد. چندانکه ملاطفت کردند آرام نمي گرفت و عيش ملک ازو منغص بود ، چاره ندانستند . حکيمي در آن کشتي بود ، ملک را گفت : اگر فرمان دهي من او را به طريقي خامش گردانم . گفت : غايت لطف و کرم باشد . بفرمود تا غلام به دريا انداختند . باري چند غوطه خورد ، مويش را گرفتند و پيش کشتي آوردند به دو دست در سکان کشتي آويخت. چون برآمد به گوشه اي بنشست و قرار يافت . ملک را عجب آمد. پرسيد: درين چه حکمت بود ؟ گفت : از اول محنت غرقه شدن ناچشيده بود و قدر سلامتي نمي دانست ، همچنين قدر عافيت کسي داند که به مصيبتي گرفتار آيد. &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;اى پسر سير ترا نان جوين خوش ننماند&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;معشوق منست آنكه به نزديك تو زشت است&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;حوران بهشتى را دوزخ بود اعراف&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;از دوزخيان پرس كه اعراف بهشت است &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;فرق است ميان آنكه يارش در بر&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;با آنكه دو چشم انتظارش بر در &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;* * * * &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;حکايت&lt;/P&gt;
&lt;P&gt; هرمز را گفتند : وزيران پدر را چه خطا ديدي که بند فرمودي؟ گفت : خطايي معلوم نکردم ، وليکن ديدم که مهابت من در دل ايشان بي کران است و بر عهد من اعتماد کلي ندارند ، ترسيدم از بيم گزند خويش آهنگ هلاک من کنند پس قول حکما را کار بستم که گفته اند :&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;از آن كز تو ترسد بترس اى حكيم&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;وگر با چو صد بر آيى بجنگ   &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;از آن مار بر پاى راعى زند&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;كه برسد سرش را بكوبد به سنگ   &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;نبينى كه چون گربه عاجز شود&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;برآرد به چنگال چشم پلنگ  &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;* * * *&lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Wed, 06 May 2009 14:07:36 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=hosseinvahabi&amp;postid=6</comments>
<dc:creator>hosseinvahabi</dc:creator>
<guid>http://hosseinvahabi.blogfa.com/post-6.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>خواندنیها 4 (1)</title>
<link>http://hosseinvahabi.blogfa.com/post-5.aspx</link>
<description> &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;راز نامريي بودن هواپيماهاي استيلت (Stealth)&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;هواپيماي استيلت با هدف جذب و انحراف امواج رادار با استفاده از تکنولوژي اي بنام استيلت (stealth) طراحي شده است. استيلت، تکنيکي است که در هواپيما، کشتي و موشک به منظور جلوگيري از رديابي توسط رادار يا ديگر روش هاي تشخيص، مورد استفاده قرار مي گيرد. &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;در واقع هواپيماهاي استيلت - يا ساير ادواتي که از اين ويژگي بهره مي گيرند - کاملا نامرئي نيستند، بلکه با به کارگيري تکنولوژي هاي خاصي، شناسايي آنها سخت تر است. به طور کلي مي توان گفت هدف اصلي اين است که به هواپيما اجازه داده شود تا عمليات مورد حمله خود را بدون شناسايي شدن و با موفقيت به انجام برساند. اين سيستم طي جنگ خليج فارس در سال 1991 مورد استفاده بسيار قرار گرفت و کارايي خود را نشان داد هرچند از آن زمان به بعد کمتر به کار رفته است، اما کشورهايي چون آمريکا، روسيه، چين و چند کشور ديگر کماکان به توسعه هواپيماهاي استيلت ادامه داده اند. &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;روش اصلي به کار گرفته شده در تکنولوژي استيلت در هواپيماهاي مدرن، پوشاندن سطح بيروني آنها با لايه اي از يک ماده جذب کننده بسيار قوي است. لازم به ذکر است که استفاده از اين ماده هزينه نگهداري هواپيما را چندين برابر مي کند. طراحي بدنه هواپيما نيز خود تاثير بسياري در منحرف کردن امواج رادار دارد بطوري که برخي از انوع خاص هواپيماها، مانند F-117 به دليل شکل ظاهري که دارند سيگنالهاي رادار را به طور عمودي از منبع منحرف مي کنند، با اين کار سيگنال ها به سمت گيرنده رادار منعکس نخواهند شد. &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;در هواپيماهاي استيلت امروزي از روش هاي متفاوتي براي مشکل تر کردن عمليات تعقيب و رديابي آنها، استفاده مي شود که برخي از مهمترين آنها عبارتند از : &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;- بخارات خروجي گرم، درون محفظه اي، قبل از حرکت هواپيما خنک مي شوند در نتيجه، علائم مادون قرمز هواپيماهاي استيلت به حداقل مي رسد. &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;- هواپيماهاي استيلت به منظور مخفي ماندن، معمولا به رنگ تيره هستند و شب ها به پرواز در مي آيند. &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;- هواپيماهاي استيلتي از قبيل F-117 و بمب افکن B-2، مافوق صوت نيستند، موتور کمکي ندارند و دهانه آنها طوري تنظيم شده که سر و صداي کمتري داشته باشند و از طريق امواج صوتي نيز قابل شناسائي نباشند. &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;در حاليکه گفته مي شود اولين هواپيماي استيلت ساخته شده احتمالا Horten Ho 229 و بمب افکن Avro Vulcan ساخت کشور انگلستان در سال دهه 1960 بوده اند، اما نسل اول هواپيماهاي استيلت مدرن طراحي شده، شامل F-117 Nighthawk و MBB Lamypridae هستند که ماده جذب کننده اي که در آنها استفاده شده باعث تقليل سيگنال رادار و انحراف امواج آن از فرستنده مي گردد. &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;BR&gt;نسل دوم هواپيماهاي استيلت مدرن که از ميان آنها مي توان به B-2 Spirit و F-22 Raptor اشاره کرد، از يک سيستم کامپيوتري بسيار پيچيده براي واکنش به رادارها استفاده مي کنند و قادرند سطوح منحني را نيز در برگيرند. به همين دليل هواپيماهاي نسل دوم آيروديناميک تر از نسل اول که تنها دربرگيرنده سطوح صاف بودند، هستند. &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;تا کنون روش هاي بسياري براي شناسايي اين هواپيماها مورد بررسي قرار گرفته است، کشورهاي استراليا و روسيه اعلام کرده اند که موفق به توسعه تکنيک هايي شده اند که تکان هاي هواپيما را در مسيرهاي طولاني شناسايي کرده و تکنولوژي استيلت را خنثي مي کند. رادارهاي Passive که فرستنده آنها مانند رادارهاي معمولي در خود رادار قرار ندارد به عنوان بهترين شناسائي کننده هواپيماهاي استيلت ، شناخته شده اند. &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;از آنجائيکه تکنولوژي استيلت انرژي امواج رادار را از افق ديد فرستنده به بيرون منعکس مي کند و باعث افزايش مسيرهاي انعکاسي سيگنال رادار (Radar Cross Section) در چندين جهت مي شود لذا رادارهاي Passive با داشتن تعداد بيشتري گيرنده در مکانهاي مختلف قادر به تشخيص آنها هستند. (در واقع خاصيت اصلي اين رادارها آن است که انعکاس هاي غير هم مسير رفت را هم مي توانند تشخصي دهند.) به علاوه بنظر مي رسد چنانچ از سيگنالهاي تلويزيوني فرکانس پايين و يا سيگنال هاي FM راديويي و يا حتي منابع توليد نوري بعنوان سيگنال رادار استفاده شود جسم استيلت RCS بيشتري نسبت به آن نشان مي دهد و لذا شناسايي آن بسيار ساده تر خواهد شد.&lt;/P&gt;
&lt;P&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;FONT color=#ff0000&gt;*&lt;/FONT&gt; کامپیوتر&lt;/P&gt;
&lt;P&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;توصيه کم من : بازي هايي جديد 2008-9  ، که توسط شما از مراکز فروش رايانه و بازي خريداري مي شود و نصب آن دچار مشکل مي شوند يعني بازي نصب مي شود ولي اجرا نمي شود همانند بازي هاي کال آو ديوتي پنج ( جنگ در جهان ) يا فيير 2 ( وحشت ). &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;براي اجرا چنين بازي هايي شما مبايست  کارت مودم شناخته شده به کامپيوتر يعني ( توسط سي دي آن را به کامپيوتر ميشناسانيم ) را از  اد  ريموو حذف کنيد بعد بازي را اجرا کنيد .&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;چرا : زيرا بيشترين اشکالات در اجرا نشدن بازي به اندازه %90 مودم بر آن تاثير مي گذارد. &lt;/P&gt;
&lt;P&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;آشنايي با قطعات سخت افزاري و نحوه مونتاژ يک سيستم رايانه اي&lt;/P&gt;
&lt;P&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;معرفي قطعات سخت افزاري کامپيوتر&lt;BR&gt;سخت افزار شامل کليه قطعات کامپيوتر مي باشد از قبيل:&lt;BR&gt;3- کيس و پاور ?- فلاپي ديسک CPU - 1- مادر بورد 2&lt;BR&gt;?- هارد ديسک ?- سي دي رام 7- کارت صدا 8- کارت فکس مودم&lt;BR&gt;9- کارت گرافيک 10 - کي بورد 11 - مانيتور 12 - ماوس&lt;BR&gt;TV 13 - پلاتر 1? - پرينتر 1? - کارت شبکه 1? - کارت&lt;BR&gt;20 - رسيور کارت RAM - 18 - قلم نوري 19 I/O 17 - کارت&lt;BR&gt;21 - اسکنر&lt;BR&gt;آشنايي با قطعات سخت افزاري&lt;BR&gt;بردي است که :( Main Board , Mother Board) مادر بورد يا برد اصلي کامپيوتر&lt;BR&gt;کليه بردهاي کامپيوتر روي اين نصب مي شوند. بر روي آن محلهايي براي اتصال يا قرار گرفتن&lt;BR&gt;30 سانتي متر دارد. * کارتهاي مختلف‘ کابلهاي مختلف و سي پي يو قرار دارد. ابعادي حدود 2?&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;BR&gt;جزء اصلي ترين بردها محسوب .Asus ،ATC 7010 ،GIGA : چند مدل رايج آن عبارتند از&lt;BR&gt;مي گردد. نوع سي پي يو و ايرادهايش مستقيما روي نحوه کاردکرد سيستم تاثير مي گذارد و&lt;BR&gt;کوچکترين ايراد آن باعث عدم کارکرد کامپيوتر مي گردد.&lt;BR&gt;قسمتهاي روي برد به شرح زير مي باشد:&lt;BR&gt;که در مادر بردهاي ?8? و پنتيوم به صورت مربع :CPU 1- سوکت مخصوص&lt;BR&gt;بوده ولي در پنتيوم 2 به صورت کارتي مي باشد. نوع سوراخهاي سوکتهاي ?8?&lt;BR&gt;موازي بوده و در سوکتهاي پنتيوم سوراخها به صورت اريب مي باشد. هر دو&lt;BR&gt;داراي ضامني جهت وصل کامل دارند.&lt;BR&gt;يا شيارهاي گسترشي: توانايي مادربرد را گسترش ميدهند. (SLOT) 2- اسلاتها&lt;BR&gt;اي جي پي -(PCI) پي سي آي -(AISA) اسلاتها به سه صورت مي باشند: آيزا&lt;BR&gt;که به ترتيب سريعتر و جديدتر مي باشند. اسلاتها براي نصب انواع (AGP)&lt;BR&gt;بردها يا کارتها روي مادربرد طراحي شده اند.&lt;BR&gt;3- ماژولهاي رم: که جهت نصب رم طراحي شده اند و انواع رم هاي ? مگابايت-&lt;BR&gt;1? مگابايت- 32 مگابايت- ?? مگابايت- 128 مگابايت و ... در اين ماژولهاي&lt;BR&gt;مخصوص خود نصب مي شوند که داراي ضامني نيز مي باشند.&lt;BR&gt;?- باطري ساعت و تاريخ: اين باطري جهت نگهداري ساعت و تاريخ سيستم در&lt;BR&gt;مواقعي که کامپيوتر خاموش مي باشد گذاشته شده است که به صورت جعبه اي و&lt;BR&gt;سکه اي و خازني قابل تعويض مي باشد.&lt;BR&gt;?- خروجي کي بورد: اين خروجي که جهت نصب به صفحه کليد طراحي شده به دو&lt;BR&gt;مي باشد. PS صورت معمولي و 2&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;BR&gt;بعضي از مادربردها بردها را به صورت روي :ONBOARD ?- خروجي هاي&lt;BR&gt;برد دارند که خروجي اين بردها روي مادر برد خواهند بود.&lt;BR&gt;در روي مادربرد جامپرهايي جهت تنظيم ولتاژ و سرعت و نوع سي پي يو وجود دارد که&lt;BR&gt;حتما بايد تنظيم شود چرا که در غير اينصورت ممکن است به سي پي يو آسيب برساند.&lt;BR&gt;يکسري جامپرها در مادر برد ديده مي شود که به کيس وصل مي شود جهت نمايش وضعيت&lt;BR&gt;هاي روي کيس و کي بورد مي باشد. LED روشن و خاموش بودن&lt;BR&gt;جهت اتصال به هارد درايو و يک کابل IDE جعبه مادر بورد معمولا شامل يک کابل&lt;BR&gt;روبان براي اتصال به فلاپي درايو مي باشد. يک سي دي شامل درايورهاي چيپ ست مادر بورد&lt;BR&gt;ONBOARD به صورت LAN که در صورت داشتن کارت صدا و کارت گرافيک و کارت&lt;BR&gt;داراي درايورهاي آنها نيز خواهد بود.&lt;BR&gt;فراهم مي کنند. به عنوان مثال I/O مادربوردها مجموعه وسيعي از کانکتورها را در پنل&lt;BR&gt;ازچپ به راست داريم: کانکتور داخل رنگ آبي کمرنگ يک EPoX 8RDA+ در مادربورد&lt;BR&gt;مي PS/ مي باشد. کانکتور داخل رنگ ارغواني يک کانکتور کي بورد 2 PS/ کانکتور ماوس 2&lt;BR&gt;مي باشند. کانکتور داخل رنگ قرمز USB باشد. دو کانکتور داخل رنگ سبز کانکتورهاي 2.0&lt;BR&gt;دو کانکتور داخل رنگ زرد کانکتورهاي . (LPT) کانکتور پورت پارالل (موازي) مي باشد&lt;BR&gt;RJ45 LAN هستند. کانکتور داخل رنگ نارنجي کانکتور (COM1,COM پورت سريال ( 2&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;BR&gt;مي باشند. کانکتور داخل USB مي باشد. دو کانکتور داخل رنگ سبز دو کانکتور اضافي 2.0&lt;BR&gt;رنگ صورتي براي ميکروفن مي باشد. کانکتور داخل رنگ آبي کانکتور خط ورودي کارت&lt;BR&gt;BUILT و کانکتور داخل رنگ سبز کانکتور خط خروجي کارت صداي BUILT IN صداي&lt;BR&gt;مي باشد. IN&lt;BR&gt;به خاطر راحتي در استفاده روز به روز گسترش USB اتصال وسايل از طريق کانکتور&lt;BR&gt;پيدا مي کند و از آنجا که وسايل به صورت گردان مي توانند به همديگر زنجيره اي وصل شوند&lt;BR&gt;BACK UP تمام شدني نيستند. اما استفاده از يک پرينتر يا سيستم USB بنابراين کانکتورهاي&lt;BR&gt;کي بورد و ماوس PS/ درايو نوار در پورت پارالل غير معمول نيست يا اينکه کانکتورهاي 2&lt;BR&gt;جهت استفاده کي بورد و ماوس.&lt;BR&gt;هنگامي که مادربورد نصب مي شود از پشت کيس کامپيوتر I/O کانکتورهاي روي پنل&lt;BR&gt;برآمدگي دارند بنابراين اين کانکتورها بدون باز کردن کيس کامپيوتر قابل دسترسي هستند.&lt;BR&gt;نصب شوند. جعبه IDE براي کارآيي بهتر سي دي رايتر و هارددرايو نبايد روي يک&lt;BR&gt;ديگر بايد جداگانه خريده شود. در IDE است. بنابراين يک کابل IDE مادربورد شامل يک کابل&lt;BR&gt;ديده مي شود. -BELKIN- با طول 18 اينچ استاندارد با کيفيت بالا IDE شکل زير يک کابل&lt;BR&gt;کانکتورهاي کابل جهت نشان دادن محل اتصال هر کدام رنگهاي متفاوتي را دارند. آبي براي&lt;BR&gt;.SLAVE IDE و خاکستري براي وسيله MASTER IDE مادربورد- سياه براي وسيله&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;BR&gt;AGP نوع جديد مادربوردها که علاوه بر دارا بودن اسلاتهاي :DDR مادربردهاي&lt;BR&gt;را نيز ساپورت مي کنند. DDR ماژولهاي حافظه&lt;BR&gt;مي باشد. ISA نوع قديمي مادربوردها که شامل اسلاتهاي :SDRAM مادربردهاي&lt;BR&gt;نوعي از مادربردها که استفاده از دو هارددرايو را به صورت :RAID مادربردهاي&lt;BR&gt;فراهم مي کند. parallel&lt;BR&gt;کنترل کننده مرکزي کامپيوتر مي باشد که به کليه قسمتهاي :(CPU) واحد پردازش مرکزي&lt;BR&gt;کامپيوتر رسيدگي مي نمايد و عمل پردازش را انجام ميدهد. اين قطعه پردازشگر اصلي آامپيوتر&lt;BR&gt;هاي پنتيوم رايج است آه CPU است و در واقع تعيين آننده نوع آامپيوتر مي باشد. در حال حاضر&lt;BR&gt;مي باشند. IIII ،III ،II انواع آن پنتيوم&lt;BR&gt;بر CPU . 2 مي باشند mm 5 و با ضخامتي حدود * 5 cm ها داراي ابعادي حدود CPU&lt;BR&gt;با واحد مگاهرتز معرفي CPU روي برد اصلي در جاي مخصوص خود نصب مي شود. سرعت&lt;BR&gt;مي شود. اين پردازنده داراي مدار الکترونيکي گسترده و پيچيده است که به انجام دستورات برنامه&lt;BR&gt;حافظه و واحد کنترل و واحد محاسبه و منطق CPU هاي ذخيره شده مي پردازد. بخشهاي اصلي&lt;BR&gt;هستند. در بخش حافظه کار ذخيره سازي موقت دستورها و يا داده ها در داخل ثباتها يا&lt;BR&gt;ها انجام مي شود. واحد کنترل با ارتباط با بخشهاي مختلف سي پي يو کار هدايت و register&lt;BR&gt;کار انجام توابع حسابي و مقايسه اي و (ALU) کنترل آنها را بر عهده دارد. واحد محاسبه و منطق&lt;BR&gt;منطقي را بر عهده دارد.&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;BR&gt;و اينتل که بازار را در چنگ خود دارند پردازنده AMD از ميان انواع سي پي يوهاي&lt;BR&gt;ارزانتر و سريعتر و با کيفيت تر از پردازنده هاي اينتل مي باشد. AMD از athlon&lt;BR&gt;xp نماي پردازنده اتلون&lt;BR&gt;2100 از بالا. شکل مربع +&lt;BR&gt;براق روشن در مرکز هسته&lt;BR&gt;سي پي يو مي باشد.&lt;BR&gt;xp نماي پردازنده اتلون&lt;BR&gt;2100+ از پايين.&lt;BR&gt;xp هسته پردازنده اتلون&lt;BR&gt;2100+ . کلمه اول خط سوم&lt;BR&gt;نشاندهنده (AROIA)&lt;BR&gt;پردازنده است که stepping&lt;BR&gt;overclock مشخص کننده&lt;BR&gt;پردازنده مي باشد.&lt;BR&gt;Duron و Athlon مقايسه پردازنده&lt;BR&gt;200 است ( 200 مگاهرتز). FSB(FSB:Front Side Bus) يک پردازنده Duron&lt;BR&gt;تا Athlon XP . حتي وظايف سخت را به خوبي انجام ميدهد Duron 1.3 GHz پردازنده&lt;BR&gt;به بالا Athlon XP 266 است. از + 2500 FSB يک پردازنده Athlon XP 2600+&lt;BR&gt;400 مي باشد( از روي هم افتادنها معلوم FSB به بالا Athlon XP 333 است. از + 3000 FSB&lt;BR&gt;Athlon XP .( هاي متفاوتي باشند FSB مي شود که دو پردازنده هم سرعته مي توانند داراي&lt;BR&gt;مي باشد. AMD Duron 1.3 GHz 1700+ يا + 1800 تقريبا معادل و کمي قدرتمندتر از&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;BR&gt;اي را استفاده کنيم اهميت دارد: اول اينکه FSB دو مطلب در مورد اينکه پردازنده با چه&lt;BR&gt;را FSB پردازنده را ساپورت کند( هر مادربوردي حداکثر تا يک حد FSB مادربورد بايد کاملا&lt;BR&gt;پردازنده کار کند. مثلا: FSB بايد در همان سرعت RAM ساپورت مي کند). دوم اينکه&lt;BR&gt;استفاده شود. PC1600RAM 200 بايد با FSB پردازنده&lt;BR&gt;استفاده شود. PC2100RAM 266 بايد با FSB پردازنده&lt;BR&gt;استفاده شود. PC2700RAM 333 بايد با FSB پردازنده&lt;BR&gt;استفاده شود. PC3200RAM 400 بايد با FSB پردازنده&lt;BR&gt;غير مطابق با آن RAM پردازنده و سرعت FSB اما احتمال دارد کامپيوتر با سرعت&lt;BR&gt;اين مجموعه هم کار مي کند زيرا .PC2700RAM 266 با FSB اسمبل شود مانند پردازنده&lt;BR&gt;پردازنده FSB به سرعت کلاک حافظه اجازه مي دهد که به صورت تفاضلي با سرعت BIOS&lt;BR&gt;ست شود. بنابراين اين دو قطعه با هم به خوبي کار مي کنند.&lt;BR&gt;پردازنده پنتيوم و پنتيوم ? و پنتيوم 3&lt;BR&gt;در AMD پنتيوم 3 و پنتيوم ? پردازنده هاي بسيار خوبي هستند. کمي قبل پردازنده&lt;BR&gt;مواردي مانند کيفيت خو ب به نظر نمي رسيد و مشکلات سازگاري داشت. بخصوص با کارت&lt;BR&gt;مساوي با پنتيوم 3 و AMD Athlon ويدئوهاي مخصوص. امروزه کيفيت و سازش پذيري&lt;BR&gt;AMD Athlon پنتيوم ? است. وقتي تمام موارد با هم مساوي اند. پس بهتر است به سمت خريد&lt;BR&gt;برويم که ارزانتر است.&lt;BR&gt;قطعه ايست که در ماژولهاي رم نصب :(READ ACCESS MEMORY)RAM&lt;BR&gt;مي شود و وظيفه اش نگهداري اطلاعات به صورت موقتي است تا سي پي يو بهتر بتواند کار&lt;BR&gt;خود را انجام دهد. در واقع به خاطر اختلاف زياد سرعت بين ديسک سخت و سي پي يو از رم&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;BR&gt;SD ) استفاده مي شود تا اين اختلاف سرعت کاهش يابد. دو نوع رم هست: رم هاي معمولي&lt;BR&gt;2?? -128 -?? -32 -1? -8 - رم ها در انواع ? .(DD RAM) و رم هاي سريع (RAM&lt;BR&gt;مگابايتي در بازار وجود دارد. يک رم 2?? تمامي کارها را به خوب انجام مي دهد و ما را&lt;BR&gt;مطمئن مي کند که رويهم رفته کارآيي سيستم به خاطر مقدار رم سيستم بي جهت از بين نمي رود.&lt;BR&gt;براي مادربردهاي )PC2100DDR مادربردهاي خوب امروزي اصولا از حافظه&lt;BR&gt;استفاده ميکنند. همه اينها از (DDR براي مادربردهاي 333 )PC يا از حافظه 2700 (DDR266&lt;BR&gt;تبعيت مي کنند( ساختمان فيزيکي). همه حافظه هاي کامپيوتر DIMM form factor نوع&lt;BR&gt;استفاده مي کنند در SIMM اينگونه نيستند. براي مثال کامپيوترهاي قديمي از ماژولهاي حافظه&lt;BR&gt;براي حافظه JDEC معمولترند و از آنجاييکه استاندارد DIMM حاليکه امروزه ماژولهاي حافظه&lt;BR&gt;در همه PC به مرحله نهايي نرسيده است همه ماژولهاي حافظه 3200 DDR هاي 400&lt;BR&gt;را ساپورت مي کنند کار نمي کنند. PC مادربردهايي که حافظه 3200&lt;BR&gt;در موقع خريد علاوه بر اينکه بايد رمي که با کامپيوتر سازگار باشد مد نظر قرار داده شود&lt;BR&gt;بايد کيفيت رم را نيز در نظر گرفت. مشکلات بسياري از کامپيوترها بعلت استفاده از رم با کيفيت&lt;BR&gt;Mushkin اعتبار بالايي دارند و Corsair و KingSton پايين مي باشد. کمپاني هايي مانند&lt;BR&gt;بالاترين کيفيت رم را مي سازد براي کساني که مايل به پرداخت پول بيشتري هستند.&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;BR&gt;اين قطعه رابطي است بين برد اصلي کامپيوتر و مانيتور که :VGA کارت گرافيک يا&lt;BR&gt;وظيفه اصلي آن آماده سازي اطلاعات براي نمايش توسط مانيتور است. کارت گرافيک بر روي&lt;BR&gt;برد اصلي کامپيوتر نصب مي گردد و فيشي دارد که سيم کابل مانيتور به آن متصل مي گردد.&lt;BR&gt;يا ويدئو مي TV دارند که قابل نصب به TV بعضي از کارتهاي گرافيکي امکانات خروجي&lt;BR&gt;باشند.&lt;BR&gt;چهار جزء کليدي براي تمام سيستمها مادربورد- پردازنده- رم و کارت گرافيک هستند. با&lt;BR&gt;وجود تمام مطلوبيتي که کارتهاي گرافيکي امروزي دارند اما آنها هنوز داراي کاستيهايي هنگام&lt;BR&gt;بسيار عالي اند هم در کارآيي MX کار با پردازنده هاي بسيار قوي و رم هستند. کارتهاي گرافيک&lt;BR&gt;و هم در ارزان بودن و هم در بسته بندي و هم در نرم افزار. خريد يک پردازنده خوب همراه با&lt;BR&gt;يک کارت گرافيک پايين تر از حد پردازنده، پول دور ريختن است.&lt;BR&gt;NVIDIA و ATI رقابت کارتهاي گرافيکي&lt;BR&gt;وجود دارد مانند رقابت ATI و NVIDIA يک رقابت شديد بين دو کارت گرافيک عالي&lt;BR&gt;NVIDIA GeForce4 Ti 4200 128MB و پنتيوم. کارت گرافيک AMD بين پردازنده هاي&lt;BR&gt;4 حداقل کارت گرافيکي است که براي يک سيستم گرافيکي سطح بالا لازم مي باشد که x AGP&lt;BR&gt;DirectX داراي قيمت پاييني مي باشد. بعضي از کارتهاي گرافيکي داراي توضيحي مانند مدل&lt;BR&gt;ها مي باشند. اين يک فاکتور براي خريدن کارت DirectX يا مدل تمام DirectX 8.1 يا مدل 9.0&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;BR&gt;را ساپورت مي کنند. DirectX گرافيک سطح بالا نيست. همه کارتهاي گرافيکي تمام حالتهاي&lt;BR&gt;بعضي ها فقط کارهاي بيشتري را از لحاظ سخت افزاري نسبت به بقيه انجام مي دهند اما تمام&lt;BR&gt;کارتهاي گرافيکي سطح بالا به اندازه کافي براي انجام وظيفه قوي هستند. حالت ديگري که موجب&lt;BR&gt;اختلاف قائل شدن بين کارتهاي گرافيکي سطح بالا از يکديگر مي شود اينست که آيا آنها از لحاظ&lt;BR&gt;را ساپورت مي کنند يا نه. اما اين يک فاکتور براي خريدن کارت گرافيک AA سخت افزاري&lt;BR&gt;پردازشي است که به موجب آن لبه هاي ناهموار و دندانه دار کمي نرم تر و AA . خوب نيست&lt;BR&gt;صافتر مي شوند و تا حدي کار و تاثير دقيق و ماهرانه اي است.&lt;BR&gt;را ساپورت مي کنند. براي گرفتن بيشترين AGP 8x بيشتر کارتهاي گرافيکي سطح بالا&lt;BR&gt;AGP را ساپورت کند. يک ترکيب AGP 8x مادربورد نيز لازم است که ،AGP 8x بازدهي&lt;BR&gt;مي دهد. مدل AGP 4x ? تا % 10 بهبود در اجرا و نمايش را نسبت به همان کامپيوتر با % ،8x&lt;BR&gt;از لحاظ فيزيکي بسيار بزرگند به طوريکه آنها دو اسلات کارت Geforce FX NVIDIA هاي&lt;BR&gt;مجاورش را. PCI و اسلات AGP را اشغال مي کنند، اسلات&lt;BR&gt;براي گرفتن بيشترين بازدهي از کارت گرافيکي سطح بالا بايد پردازنده سطح بالا و حافظه&lt;BR&gt;سريع داشت و گرنه پردازنده قادر نخواهد بود تا کارت گرافيک را با لود کردن مشغول نگهدارد.&lt;BR&gt;استفاده کرد تا Athlon XP و يک پردازنده + 2100 PC بايد حداقل از حافظه 2700&lt;BR&gt;بيشترين بازدهي را از کارت گرافيک سطح بالا گرفت.&lt;BR&gt;براي اينكه آامپيوتر بتواند صدا را نيز پخش نمايد به قطعه : Sound Card آارت صدا يا&lt;BR&gt;ديگري به نام آارت صوتي نياز داريم. آارت صوتي نيز همانند آارت گرافيكي بر روي برد&lt;BR&gt;اصلي نصب مي شود و در پشت آن چند فيش براي ميكروفون و بلندگو قرار دارد. آارت صدا&lt;BR&gt;وظيفه آماده سازي سيگنالها براي پخش و دريافت سيگنالهاي ورودي از ميكروفون و آماد ه سازي&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;BR&gt;آنها براي ذخيره در آامپيوتر را بر عهده دارد. اين قطعه اطلاعات کامپيوتري صفر و يک را به&lt;BR&gt;،Yamaha ،Genius : اطلاعات صوتي تبديل مي کند و انوع رايج آن در حال حاضر عبارتند از&lt;BR&gt;و ... Vibra&lt;BR&gt;براي کامپيوترهاي قديمي تر بايد کارت صدا نيز خريده مي شد، اما همراه با اغلب&lt;BR&gt;Build-in مادربوردهاي امروزي خريدن کارت صدا ضروري نيست چون آنها داراي ساپورت&lt;BR&gt;براي صدا با کيفيت خوب هستند، اما در صورت لزوم مي توان کارت صدا به طور جداگانه بر&lt;BR&gt;Creative Sound Blaster ، روي اين مادربوردها نيز نصب کرد. از بهترين کارت صداها&lt;BR&gt;قابل دسترسي است که هر دو داراي يک نوع Gamer و mp مي باشد که با انواع 3 Audigy&lt;BR&gt;کارت ،Audigy سخت افزار هستند اما شامل بسته هاي نرم افزاري جداگانه اي مي باشند. قبل از&lt;BR&gt;بهترين نوع کارت صدا بود و هنوز هم Creative Labs Sound Blaster Live! صداي 5.1&lt;BR&gt;قابل دسترسي است. X-Gamer و mp در انواع 3&lt;BR&gt;براي شکل کاملش نياز دارد PCI به دو اسلات Audigy ،Live! بر خلاف کارت گرافيک&lt;BR&gt;استفاده مي Joystick دومي در واقع فقط براي فراهم کردن يک کانکتور براي PCI اما اسلات&lt;BR&gt;Audigy . استفاده کرد PCI شود و در صورت عدم نياز به آن مي توان فقط از يک اسلات&lt;BR&gt;مي باشد. FireWire همچنين داراي ساپورت&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;BR&gt;فکس مودم کارتي است که در اسلاتهاي مادربورد :(Fax-Modem) کارت فکس مودم&lt;BR&gt;نصب شده و براي برقراري ارتباط بين کامپيوترها استفاده شده و کامپيوترها را مجهز به امکانات&lt;BR&gt;ارسال و دريافت فکسهاي معمولي با کيفيت بالا و حتي رنگي مي کند علاوه بر اين جهت دريافت&lt;BR&gt;و ارسال اطلاعات کامپيوتري مانند فايل صدا و فايل اطلاعاتي و غيره توسط خطوط مخابراتي به&lt;BR&gt;،Dial-up کار مي رود. انواع مودم هايي که از خطوط تلفن استفاده مي کنند عبارتند از: مودم&lt;BR&gt;.DSL و مودم ISDN مودم&lt;BR&gt;يک شبکه تلفن سنتي بر اساس سيگنالهاي آنالوگ عمل مي کند در حاليکه کامپيوترها با&lt;BR&gt;سيگنالهاي ديجيتالي کار مي کنند، بنابراين وسيله اي لازم است تا سيگنالهاي ديجيتالي کامپيوترها&lt;BR&gt;اين وسيله همچنين بايد .(Modulation) را به سيگنال آنالوگ و سازگار با خطوط تلفن تبديل نمايد&lt;BR&gt;يک چنين .(demodulation) سيگنال هاي آنالوگ خطوط تلفن را به سيگنال ديجيتالي تبديل کند&lt;BR&gt;گرفته Modulation/Demodulation وسيله اي به نام مودم مشهور است. اين نام از دو کلمه&lt;BR&gt;ناميده مي (Data Circuit Terminating Equipment)DCE شده است. يک مودم همچنين&lt;BR&gt;شود که براي اتصال يک کامپيوتر يا ترمينال داده به يک شبکه مورد استفاده قرار مي گيرد. به&lt;BR&gt;نيز مي (Data Terminal Equipment)DTE را (PC) طور منطقي يک کامپيوتر شخصي&lt;BR&gt;که يک برد الکترونيکي است (internal modem) نامند. سه نوع مودم وجود دارد: مودم داخلي&lt;BR&gt;به Rj- بر روي مادربورد قرار مي گيرد و توسط يک کانکتور 11 PCI يا ISA و در گذرگاههاي&lt;BR&gt;ناميده (external modem) خطوط تلفن متصل مي شود. نوع ديگري از مودم ها، مودم خارجي&lt;BR&gt;مي شود که برد الکترونيکي آن درون جعبه مخصوصي قرار داشته و در خارج از کامپيوتر قرار&lt;BR&gt;به يکي از پورتهاي سريال کامپيوتر متصل مي شود. نوع سوم DB- مي گيرد که توسط کانکتور 9&lt;BR&gt;PCMCIA به کار مي رود شامل يک کارت است که در شيار Laptop که در کامپيوترهاي&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;BR&gt;قرار مي گيرد و اين کارت در واقع دربرگيرنده کل برد الکترونيکي مودم است. سرعت انتقال داده&lt;BR&gt;و آهنگ ارسال داده ها (Baud Rate) ها در مودم ها با پارامترهاي زير بيان مي شود: آهنگ باود&lt;BR&gt;آهنگ ارسال داده ها عبارتست از تعداد بيتهايي که يک مودم مي تواند در يک .(Data Rate)&lt;BR&gt;ثانيه ارسال نمايد و آهنگ باود عبارتست از تعداد تغييرات سيگنال که در يک ثانيه اتفاق مي افتد.&lt;BR&gt;را ساپورت مي V. و 44 V. هنگام خريد يک مودم بايد مطمئن شد که آيا استانداردهاي 92&lt;BR&gt;کند يا نه. اين استانداردها تعدادي از بهبود و پيشرفتها را تضمين مي کنند از قبيل ساپورت انتقال&lt;BR&gt;سريع داده ها.&lt;BR&gt;اين قطعه بانك اطلاعات آامپيوتر است و همه اطلاعاتي آه قرار است براي :Hard Disk&lt;BR&gt;مدتي طولاني نگهداري شوند، اغلب در اين قطعه نگهداري مي شوند. هارد از طريق يك آابل داده&lt;BR&gt;به برد اصلي متصل مي گردد و يك آابل برق نيز از منبع تغذيه به آن متصل مي شود. دو مارك&lt;BR&gt;12 دارد. * 8 cm است. هارد ابعادي به اندازه Maxtor و Quantum عمده هارد&lt;BR&gt;استفاده از يک هارد ديسک با ظرفيت بيشتر از 137?? گيگابايت مي تواند بيشتر از&lt;BR&gt;درايوهاي کوچکتر مشکل ساز باشد. اين هارد درايوها احتياج به استاندارد آدرس دهي ?8 بيتي&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;BR&gt;و بوسيله سيستم عامل ساپورت ،BIOS، جديدتري که به وسيله درايورهاي چيپ ست مادربورد&lt;BR&gt;مي شود دارد.&lt;BR&gt;در انتخاب يک هاردديسک بايد به سطح ايجاد نويز و توليد حرارت نيز توجه کرد.&lt;BR&gt;Advanced Technology )ATA بيشتر هارد درايوهاي امروزي از استاندارد&lt;BR&gt;Integrated Digital )IDE استفاده مي کنند. همچنين به عنوان (Attachment&lt;BR&gt;شناخته شده هستند. اين يک رابط پارالل است که سرعت انتقال ماکزيممي بالغ (Environment&lt;BR&gt;بر 133 مگابايت در ثانيه را ساپورت مي کند که اين بيشتر از حدي است که کامپيوترهاي&lt;BR&gt;هم به عرصه ظهور (Serial ATA) SATA امروزي مي توانند استفاده کنند. هارددرايوهاي&lt;BR&gt;استفاده مي کند SATA رسيده اند و روزي چيزي عادي خواهند بود. يک هارد درايو که از&lt;BR&gt;نمي توانند ATA سرعت انتقال بالغ بر 1?0 مگابايت بر ثانيه را ساپورت مي کند. هارددرايوهاي&lt;BR&gt;روزي SATA با سرعت انتقال بيشتر از 133 مگابايت در ثانيه ساخته شوند اما هارددرايوهاي&lt;BR&gt;به سرعت انتقال 300 و حتي ?00 مگابايت در ثانيه خواهند رسيد.&lt;BR&gt;حکايت مي RAID در قالبهاي SATA گزارشهاي اوليه از مشکلات فراوان استفاده از&lt;BR&gt;از کابلهاي SATA - به نظر مطلوب مي رسد ولي نه زياد: 1 SATA کند. اما ساير مزاياي&lt;BR&gt;bulkier ribbon کوچکتر براي اتصال هارد درايو به مادربورد استفاده مي کند نسبت به کابلهاي&lt;BR&gt;به IDE آنرا استفاده مي کنند. اين موضوع مهم است چرا که کابل ريبون IDE که هارددرايوهاي&lt;BR&gt;اندازه اي بزرگ است که به راحتي جريان هوا را در داخل کيس مسدود مي کند و تأثير فن هاي&lt;BR&gt;را خارج از مسير جريان هوا در داخل IDE کيس را تقليل مي دهد. اما مي توان کابلهاي ريبون&lt;BR&gt;از 18 IDE مي تواند تا 39?? اينچ باشد در حاليکه کابلهاي SATA کيس عبورداد. 2- کابل&lt;BR&gt;اينچ تجاوز نمي کنند. اما فقط يک کامپيوتر بلند به کابل بالاي 18 اينچ احتياج دارد. 3- يک کابل&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;BR&gt;احتمال تداخل الکتريکي کمتري که روي اتصال بين هارددرايو و مادربورد واقع مي شود SATA&lt;BR&gt;پارالل است با ?0 سيم در طول اتصال. با اينکه اين IDE دارد چون سريال است. در حاليکه&lt;BR&gt;SATA مورد از لحاظ تئوري معقول به نظر مي رسد اما به سختي مي توان تصور کرد که&lt;BR&gt;پيشرفتي حاصل کرده است. چرا که کسي تا حالا نشنيده است که يک مشکل تداخل الکتريکي در&lt;BR&gt;بوجود آمده باشد. IDE کابلهاي ريبون&lt;BR&gt;نمي تواند هميشه در کامپيوترهاي SATA بايد به اين نکته توجه کرد که يک هارددرايو&lt;BR&gt;را ساپورت کند و ملزومات کانکتور پاور SATA جا بگيرد. مثلا مادربورد بايد رابط ATA&lt;BR&gt;فرق دارد. ATA با هارددرايو SATA براي هارددرايو&lt;BR&gt;محصول جديدي است که قدم جديدي در سرعت هارددرايو برداشته است اما از ATA133&lt;BR&gt;يکي است و حتي بهتر ATA با هارددرايو 133 ATA لحاظ عملي و کاربردي، هارددرايو 100&lt;BR&gt;هم کار مي کند. کامپيوترهاي خانگي داراي مشکل کمتري در بکارگيري پهناي باند فول&lt;BR&gt;.ATA تحت هر شرايطي هستند نسبت به هارددرايوهاي 133 ATA هارددرايو 100&lt;BR&gt;8 است، براي خواندن و ×12×2 cm اين قطعه آه ابعاد آن تقريباً :Floppy Drive&lt;BR&gt;نوشتن بر روي ديسك نرم (فلاپي) آاربرد دارد. اين ديسكتها قابليت ذخيره سازي 1?44 مگابايت&lt;BR&gt;اطلاعات را دارند. ديسكتها اغلب براي جابجا آردن حجم آم اطلاعات بكار مي روند. در حال&lt;BR&gt;بيشترين مصرف را دارد. فلاپي درايو از طريق يك آابل داده به برد Teac حاضر فلاپي درايو&lt;BR&gt;اصلي وصل مي شود.&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;BR&gt;فلاپي درايو ها به دو نوع کلي ?1?? اينچ و 31?2 اينچ مي باشند که مدل ?1?? اينچ استفاده&lt;BR&gt;740 ( که به خاطر قديمي بودن استفاده نمي شود) و kb نمي گردد. مدل 31?2 اينچ به سه نوع&lt;BR&gt;2.88 تقسيم مي شود. mb 1.44 ( که بيشترين مصرف را دارد) و mb&lt;BR&gt;هر کامپيوتر مي تواند دو عدد فلاپي درايو داشته باشد.&lt;BR&gt;ها تكنولوژي نسبت اً جديدي هستند آه اطلاعات آامپيوتري را براساس CD :CD Drive&lt;BR&gt;ها قطعات دايره شكل CD . خواصي ذخيره مي آنند آه با تاباندن نور قابل دستيابي مي باشند&lt;BR&gt;مي تواند محتوي فيلم، تصوير و CD نازآي هستند آه انواع اطلاعات را در خود جاي داده اند. يك&lt;BR&gt;صوت و يا برنامه ها و داده هاي آامپيوتري باشد.&lt;BR&gt;ها اغلب CD . 640 مگابايت اطلاعات ذخيره نمود - مي توان حدود 700 CD بر روي هر&lt;BR&gt;يعني فقط مي توان اطلاعات را از روي آنها خواند و فقط يکبار مي ،(CD-R) فقط خواندني هستند&lt;BR&gt;.(CD-RW) ها قابليت چند بار نوشتن را نيز دارند CD توان روي آنها نوشت ولي برخي از&lt;BR&gt;به صورت نوري مي خواند و CD قطعه اي است که اطلاعات را از روي CD-ROM&lt;BR&gt;فقط امکان خواندن اطلاعات را دارد.&lt;BR&gt;ناميده مي شود که علاوه بر خواندن اطلاعات از CD-Writer قطعه ديگري وجود دارد که&lt;BR&gt;را نيز دارد. CD قابليت نوشتن اطلاعات روي CD روي&lt;BR&gt;ها به کار مي DVD وجود دارد که جهت خواندن DVD-ROM قطعه نوري ديگري به نام&lt;BR&gt;نصب مي شوند، نصب شود. CD-Writer و CD-ROM که IDE رود و مي تواند روي همان&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;BR&gt;مي باشد. CD-ROM همانند CD-Writer تمام مراحل نصب&lt;BR&gt;ها داراي نشانگرهاي سرعت مي باشند که اين سرعت به سرعت انتقال CD-ROM همه&lt;BR&gt;1 برابر است با 1?0 کيلوبايت داده در ثانيه. x داده ها مربوط مي باشد. سرعت&lt;BR&gt;20 ) به ترتيب از چپ به x,10x,40x ها سه شماره نرخ سرعت (مثلا CD-Writer در&lt;BR&gt;.CD و سرعت خواندن CD-RW سرعت نوشتن ، CD-R راست برابر است با سرعت نوشتن&lt;BR&gt;56 تجاوز کرده است بدون اضافه x ها از CD-Writer و CD-ROM امروزه سرعت&lt;BR&gt;شدن هيچ گونه مزيتي در تکنولوژي رسانه يا درايو.&lt;BR&gt;ASUS&lt;BR&gt;از حدود 3 سال و نيم پيش وارد بازار شد و از همان ابتدا پر CD-ROM اين مدل از&lt;BR&gt;بود شکست داد و ظرف مدت کوتاهي تبديل به creative فروش ترين درايو موجود بازار را که&lt;BR&gt;پر فروشترين درايو شد.&lt;BR&gt;اين مدل از درايو 9 مدل دارد که فقط 3 مدل آن اصلي و بقيه قلابي مي باشد.&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;BR&gt;عکسي هم که در بالا نمايش داده شده مدل هفتم قلابي اين محصول است که در حال حاضر&lt;BR&gt;در بازار به وفور يافت مي شود.&lt;BR&gt;چهار کاناله که ba ساخت کارخانه توشيبا و آي سي 5937 tc اين مدل داراي کنترولر 9494&lt;BR&gt;2 کانال از اين آي سي براي درايور کويل اپتيک و دو کانال ديگر يکي براي درايور موتور&lt;BR&gt;استفاده ميشود مي باشد. loading و ديگري براي درايور موتور eject&lt;BR&gt;و به احتمال زياد ساخت کارخانه ba هم مدل 6849 spindle motor آي سي درايور&lt;BR&gt;ميباشد . rohm&lt;BR&gt;مشخصه اين نوع درايو قلابي وجود 3 شيار موازي در بالاي درايو و وجود ? پيچ در زير&lt;BR&gt;درايو است .&lt;BR&gt;اين درايو قلابي ساخت کشور چين ميباشد و عيوب متداول اين درايو به اين شرح است :&lt;BR&gt;به علت بالا رفتن حرارت داخلي و عدم استفاده tc 1- سوختن آي سي کنترولر اصلي 9494&lt;BR&gt;از گرماگير مناسب براي اين آي سي.&lt;BR&gt;2- اين نوع درايو فوق العاده به نوسانات برق حساستر از مدلهاي اصلي است و در صورت&lt;BR&gt;که يک ايپرام از مدل 2701 bios و آي سي tc وجود نوسانات برق بلافاصله کنترلر اصلي 9494&lt;BR&gt;را دارد خواهد سوخت. input/output که وظيفه mt است و در مواردي چيپ 1103&lt;BR&gt;اين درايو در مقابل استفاده مداوم و بالا رفتن حرارت مانند مدلهاي spindle 3- موتور&lt;BR&gt;اصلي مقاوم نيست و به تدريج از حالت عادي خارج ميشود و بوش زير محور موتور که کل&lt;BR&gt;روي آن متصل است به تدريج خورده cd مجموعه محور و آهنربا هاي دور سيم پيچ و نگهدارنده&lt;BR&gt;شده و در نهايت باعث اصطکاک زياد و قفل شدن کل مجموعه شده و در اين حالت به درايور&lt;BR&gt;که يک درايور سه فاز ميباشد فشار آمده و باعث سوختن آن هم خواهد شد. ba موتور که 6849&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;BR&gt;که دقيقا روي مدلهاي toyobo اين درايو با وجود استفاده از اپتيک cd خواندن effect -?&lt;BR&gt;هاي خش دار را به زحمت cd اصلي هم وجود دارد نسبت به مدل هاي اصلي پايين تر است و&lt;BR&gt;ميخواند و با گذشت زمان(حدود ? ماه تا يکسال ) پايين مي آيد که احتياج به تعويض اپتيک ميباشد.&lt;BR&gt;اين دستگاه آه همانند تلويزيون است، براي نمايش اطلاعات :Monitor نمايشگر يا&lt;BR&gt;، پردازش شده در کامپيوتر و کارت گرافيک بكار مي رود. مانيتورها داراي اندازه هاي مختلف 14&lt;BR&gt;17 و 21 اينچ هستند آه در حال حاضر اندازه 15 اينچ آن آاربردي تر از بقيه است. ،15&lt;BR&gt;مانيتورها داراي انواع رنگي و تک رنگ مي باشند که تک رنگ جهت گزارشگيري و&lt;BR&gt;CGA- نمايش اطلاعات به کار مي رود که اشعه نداشته و ارزانتر است و نوع رنگي به انواع&lt;BR&gt;يا به ترتيب ? رنگ، 1? رنگ، 2?? رنگ و ?? ميليون رنگ SUPERVGA-VGA-EGA&lt;BR&gt;تقسيم مي شود که امکان پخش تصاوير ويدئويي را دارند البته نوع کارت گرافيک بر مانيتور تاثير&lt;BR&gt;مستقيم دارد. اگر کارت گرافيک ضعيف و مانيتور قوي داشته باشيم تصاوير ضعيفي خواهيم&lt;BR&gt;داشت يا بالعکس.&lt;BR&gt;بايد به اين نکته توجه کرد که طرف پشت مانيتور اشعه بيشتري نسبت به طرف جلو صادر&lt;BR&gt;مي کند و بايد از نشستن در پشت مانيتور خودداري کرد. هر چقدر صفحه نمايش مانيتور صافتر&lt;BR&gt;باشد اشعه کمتري خواهد داشت.&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;BR&gt;صفحه کليد جهت ورود اطلاعات طراحي :(mouse) و ماوس (keyboard) صفحه کليد&lt;BR&gt;شده که داراي انواع مختلف (نسل قديم و نسل جديد) مي باشد که نسل قديم 101 و 102 کليدي&lt;BR&gt;بوده و نسل جديد 107 تا 11? کليدي مي باشد.&lt;BR&gt;ماوس نيز همانند کي بورد جزو ابزارهاي ورود اطلاعات به کامپيوتر مي باشد که جهت باز&lt;BR&gt;کردن منوها و کنترل کردن منوها و انجام بعضي از دستورات به کار مي رود و به طور کلي کليه&lt;BR&gt;کارهاي صفحه کليد را به جز تايپ انجام مي دهد. ماوس داراي انواع ساچمه اي و ليزري مي&lt;BR&gt;باشد. نوع بي سيم آن نيز در بازار يافت مي شود.&lt;BR&gt;دستگاهي مي باشد که توسط کامپيوتر کنترل شده و جهت چاپ :(Printer) پرينتر يا چاپگر&lt;BR&gt;انواع گزارشات و طرحهاي گرافيکي و غيره بکار مي رود. پرينترها سه نوع مي باشند: 1- نوع&lt;BR&gt;سوزني که در مجموع 2? سوزن داشته که اين سوزنها روي نوار مخصوص ضربه زده و باعث&lt;BR&gt;طراحي شکل مورد نظر مي شوند. 2- نوع جوهرافشان که جوهر را روي کاغذ پخش مي کند و&lt;BR&gt;طرح مورد نظر را چاپ مي کند. 3- نوع ليزري که کيفيت مطلوبي دارد.&lt;BR&gt;پرينترها همچنين به دو دسته رنگي و تک رنگ نيز تقسيم مي شوند.&lt;BR&gt;اين کارت جهت اتصال چند کامپيوتر و ايجاد يک شبکه :(LAN-CARD) کارت شبکه&lt;BR&gt;محلي و به اشتراک گذاشتن امکانات همديگر به کار مي رود. کارت شبکه به هر ايستگاه اجازه&lt;BR&gt;مي دهد که با ساير ايستگاهها تبادل اطلاعات کند. مي توان به نحوه هاي مختلفي کامپيوترها را در&lt;BR&gt;يک شبکه به يکديگر متصل کرد که به توپولوژي هاي شبکه معروفند از جمله ستاره اي و خطي.&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;BR&gt;هر توپولوژي رسانه انتقال مخصوص به خود را مي طلبد که اين رسانه هاي انتقال&lt;BR&gt;کامپيوترها را به هم متصل کرده و موجب برقراري ارتباط بين کامپيوترهاي يک شبکه مي شوند.&lt;BR&gt;برخي از انواع متداول رسانه هاي انتقال عبارتند از: کابل زوج سيم به هم تابيده، کابل کواکسيال و&lt;BR&gt;کابل فيبر نوري.&lt;BR&gt;يک نوع کارت است که قابل نصب بر روي اسلاتها بوده و کامپيوتر را مجهز :TV کارت&lt;BR&gt;به پخش شبکه هاي تلويزيوني محلي و راديو مي نمايد که بعضي ها ورودي و خروجي ويدئو و&lt;BR&gt;تلويزيون نيز دارند. اين نوع کارت فقط جهت اضافه کردن شبکه هاي تلويزيوني به کامپيوتر است&lt;BR&gt;و امتياز ديگري ندارد. اين کارتها از لحاظ قيمت مقرون به صرفه نمي باشند و هم حافظه را&lt;BR&gt;اشغال مي کنند و هم امکانات زيادي از کامپيوتر را به حالت رکود در مي آورند.&lt;BR&gt;با لوازم (Input/Output) يا ورودي خروجي: اين کارت وظيفه تبادل اطلاعات I/O کارت&lt;BR&gt;را به صورت روي بورد دارند. کابل I/O جانبي را دارد. در حال حاضر اکثر مادربوردها کارت&lt;BR&gt;متصل مي I/O لوازم جانبي از قبيل فلاپي درايو و هارددرايو و سي دي رام و ماوس به کارت&lt;BR&gt;بر روي مادربورد باشد به آن وصل مي شوند. Onboard شود و در صورتي که به صورت&lt;BR&gt;قلم نوري: قلم نوري همانند قلم معمولي مي باشد که فقط به قسمت انتهاي آن کابل نصب مي&lt;BR&gt;باشد و کارهاي نوشتاري از قبيل وارد کردن امضاء و غيره را در کامپيوتر انجام مي دهد.&lt;BR&gt;رسيور کارت يا کارت ماهواره: اين کارت جهت دريافت تصاوير ماهواره اي در کامپيوتر&lt;BR&gt;مي باشد و به اسلاتها نصب مي شود و قسمت ديگر کارت به ديش نصب مي گردد. نوع ديگري&lt;BR&gt;از اين کارت جهت استفاده از اينترنت به کار مي رود تا از طريق ماهواره با اينترنت ارتباط&lt;BR&gt;برقرار شود.&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;BR&gt;دستگاهي است که اطلاعات را از روي عکس گرفته و عينا به کامپيوتر :(Scaner) اسکنر&lt;BR&gt;منتقل مي کند. اسکنرها داراي انواع مختلفي مي باشند که براي کارهاي خاصي از قبيل انتقال&lt;BR&gt;امضاء و انتقال گرافيک و عکسبرداري سريع کتابهاي قديمي و انتقال نوشته هاي معمولي دستي،&lt;BR&gt;طراحي وساخته شده اند.&lt;BR&gt;پلاتر: يک نوع چاپگر بزرگ است که با قلمهاي مخصوص هر نوع طراحي و نقشه در&lt;BR&gt;کامپيوتر مانند نقشه هاي ساختماني و صنعتي را در اندازه هاي بزرگتر رسم مي نمايد.&lt;BR&gt;کيس فضايي فلزي و يا پلاستيکي است آه ساير قطعات :Power و (Case) جعبه آامپيوتر&lt;BR&gt;آامپيوتر بر روي آن نصب مي شوند و فضاهاي مناسب و آماده اي براي نصب برد اصلي، هارد&lt;BR&gt;ها در اندازه ها و اشكال مختلف وجود Case . درايو و انواع آارتها دارد CD ، ديسك، فلاپي درايو&lt;BR&gt;دارند. همراه با جعبه کيس يک سيم پاور که به منبع پاور وصل مي شود و يک جعبه کوچک که&lt;BR&gt;شامل قطعاتي است که براي سوار کردن مادربورد در داخل کيس استفاده مي شود ارائه مي گردد.&lt;BR&gt;يکي از فاکتورهاي مهم کيس پارامترهاي خنک کنندگي آن است. همچنين کيس از لحاظ ظاهري&lt;BR&gt;نبايد زياد بزرگ باشد.&lt;BR&gt;همراه با بعضي از کيس ها فن هاي مخصوص کيس نيز ارائه مي گردند که معمولا جفت&lt;BR&gt;هستند، يکي براي جذب و مکش هوا و ديگري براي خالي کردن و خروج هوا. اگر از يک فن&lt;BR&gt;براي کيس استفاده کنيم اين فن بهتر است از نوعي که هواي کيس را به بيرون خالي مي کند باشد&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;BR&gt;زيرا تفاوت زيادي را در دماي سيستم ايجاد مي کند. خيلي مهم است که يک دماي سيستم معقول را&lt;BR&gt;داشته باشيم زيرا درجه حرارت بالا روي بقيه قسمتها همانند هارددرايو تاثير مي گذارد و باعث&lt;BR&gt;خرابي آنها مي شود.&lt;BR&gt;دارد آه وظيفه آاهش ولتاژ برق شهري 220 ولت به (Power) يك منبع تغذيه Case هر&lt;BR&gt;? و 12?5 ولت را بر عهده دارد. پاور يک رشته سيم به ، ولتاژهايي که کامپيوتر نياز دارد مثل ?&lt;BR&gt;رنگ نارنجي دارد که وظيفه اش تست پاور و اعلام سالم بودن پاور به مادربورد مي باشد و در&lt;BR&gt;و SETUP موقع روشن شدن سيگنالي به مادربورد مي فرستد تا باطري قطع و جريان پاور به&lt;BR&gt;که شرح آن در بالا آمده است (AT) مادربورد برسد. پاورها دو نوع مي باشند: پاورهاي معمولي&lt;BR&gt;داشته و رنگ مشکي در وسط مي باشد و روي مادربورد نصب مي شود و P8-P که دو کابل 9&lt;BR&gt;مي باشد که دو رديف کابل دارد و با سيگنال روشن و خاموش (ATX)Auto-Power نوع ديگر&lt;BR&gt;مي شود و امکان خاموش کردن کامپيوتر از داخل برنامه هاي نرم افزاري نيز وجود دارد و يا&lt;BR&gt;وقتي از طريق فکس پيغامي مي رسد کامپيوتر اتوماتيک روشن مي شود.&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;BR&gt;بايد با ATX هستند وسايز کوچکي دارند. هر کيس ATX مادربوردهاي امروزي همگي&lt;BR&gt;کار کند. علاوه بر سايز فيزيکي کيس و پارامترهاي خنک کنندگي آن، ATX يک مادربورد&lt;BR&gt;فاکتور مهم ديگر اينست که آيا کيس ولتاژهاي کافي را تامين مي کند يا نه. منبع پاور بايد با کيفيت&lt;BR&gt;بالا باشد و توان کافي را تامين کند. منبع پاورکيس ها داراي توانهاي مختلفي هستند که بيشتر&lt;BR&gt;کيسهاي امروزي داراي پاور 300 وات هستند. منبع پاور بايد حداقل 300 وات باشد. توان پاور&lt;BR&gt;2?0 وات کافي نيست. منظور از 300 وات اين نيست که کامپيوتر در تمام اوقات از تمام 300&lt;BR&gt;وات استفاده مي کند بلکه هر چقدر توان که لازم داشته باشد از اين مقدار وات استفاده مي کند.&lt;BR&gt;و وسايلي که لود مي شوند DVD و CD وسايلي که استفاده مي شوند از قبيل درايوهاي از نوع&lt;BR&gt;مانند ويدئو کارتها، بيشتر توان را مصرف مي کنند. از اين ولتاژها جهت فعال ساختن نشانگرهاي&lt;BR&gt;داشته باشند، يکي براي نشان LED روي کيس نيز استفاده مي شود. کيس ها بايد حداقل دو LED&lt;BR&gt;دادن پاور کامپيوتر و ديگري براي نشان دادن فعال بودن هارددرايو.&lt;BR&gt;يک منبع پاور 300 وات کيفيت بالا، در بيشتر موارد خوب عمل ميکند اما استثناهايي نيز&lt;BR&gt;به جز آنهايي که سيستم پاور جداگانه اي دارند، از طريق کابل USB هست. براي مثال، وسايل&lt;BR&gt;را به صورت USB از منبع پاور کامپيوتر تغذيه مي کنند. مطمئنا اگر تعدادي از وسايل USB&lt;BR&gt;زنجيره اي استفاده کنيم و همه آنها را بوسيله منبع پاور کامپيوترتغذيه دهيم بايد يک ارزيابي&lt;BR&gt;جديدي از مقدار وات پاوري که بايد استفاده کنيم داشته باشيم.&lt;BR&gt;به راحتي مي توان منبع تغذيه يک کيس را برداشت و يک پاوربهتر را جايگزين آن نمود.&lt;BR&gt;دماي پردازنده نبايد از ?0 درجه سانتيگراد :(Heat-Sink And Fan) CPU Cooler&lt;BR&gt;در هنگام لود تجاوز کند و مطلوب آنست که زير ?0 درجه سانتيگراد باشد. اگر از ?0 درجه&lt;BR&gt;سانتيگراد تجاوز کرد قطعا وقت آنست که به مقدار خنک کنندگي آن بيفزاييم.&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;BR&gt;پردازنده به سه مورد بايد توجه کرد: 1- کارآيي آن يعني اينکه چقدر fan در موقع خريد&lt;BR&gt;خنک مي کند 2- قيمت آن 3- مقدار نويز آن&lt;BR&gt;را تشکيل ميدهند: فن- سينک ( رادياتور) و خمير cpu سه قسمت جداگانه، يک کولر&lt;BR&gt;داشتن فلز مسي در کف سينک براي از بين بردن cpu حرارتي. از ويژگيهاي مهم يک کولر&lt;BR&gt;بيشتر حرارت مي باشد. همچنين سينک بزرگتر، خنک کنندگي بيشتري را به همراه دارد. براي&lt;BR&gt;fan ي قويتري نيز لازم است. معمولا با افزايش قدرت cpu پردازنده هاي سريعتر، کولرهاي&lt;BR&gt;داراي تنظيم سرعت فن به دلخواه cpu پردازنده، نويز آن نيز بالا مي رود. بعضي از کولرهاي&lt;BR&gt;مي باشند. بعضي هم داراي سنسور حرارتي مي باشند که جدول بندي هايي را مطابق با دماي&lt;BR&gt;را تنظيم مي کند. cpu پردازنده نگهداري مي کند و سرعت فن کولر&lt;BR&gt;روي تمام مادربوردها فيت نمي شوند. cpu بايد به اين نکته توجه کرد که تمام کولرهاي&lt;BR&gt;همراه با خمير حرارتي از کارخانه عرضه مي شود. خمير cpu در بيشتر موارد کولر&lt;BR&gt;عرضه مي شود زياد خوب نيست. خمير cpu حرارتي که به صورت استاندارد با کولرهاي&lt;BR&gt;حرارتي مهم است چرا که بطور موثر گرما را از پردازنده به سينک منتقل مي کند. بنابراين اگر&lt;BR&gt;همراه با خمير حرارتي باشد ارزش دارد که آنرا کنار گذاشته و چيز بهتري بگيريم. cpu کولر&lt;BR&gt;همراه با خمير حرارتي نصب شده بر روي آن توسط کارخانه عرضه شود cpu اگر کولر&lt;BR&gt;ابتدا بايد آنرا جدا و سپس خمير حرارتي جديد نصب شود.&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;BR&gt;اسمبل قطعات کامپيوتر&lt;BR&gt;احتياط ها: قبل از اينکه شروع به نصب اجزا در داخل کيس کنيم، ما احتياج به آشنا شدن با&lt;BR&gt;تعدادي احتياطات پايه اي در رابطه با استفاده از تجهيزات داريم.&lt;BR&gt;چيپ ها- پين ها و اتصالات روي قسمتهاي مختلف کامپيوتر، ظريف و حساس هستند و بد به&lt;BR&gt;کاربردن آنها مي تواند نتايج تاسف باري داشته باشد. هميشه بايد سعي کنيم که کارتها و ساير بردها&lt;BR&gt;را با گرفتن از لبه هايشان جابجا کنيم و مورد استفاده قرار دهيم. نبايد اتصالات فلزي طلارنگ&lt;BR&gt;روي چيپ هاي حافظه و کارتها لمس شوند، زيرا مايعات استخراج شده از انگشتها مشکل ساز&lt;BR&gt;حتما بايد آنرا از برق کشيد. همچنين بايد نسبت به ،PC هستند و هميشه قبل از کار بر روي&lt;BR&gt;الکتريسيته ساکن محتاط بود. جرقه ناشي از جابجايي الکتريسيته ساکن توسط نوک انگشتان، مي&lt;BR&gt;تواند براي هميشه يک چيپ را خراب کند. تا حد ممکن نبايد کامپيوتر را در محيط فرش شده&lt;BR&gt;اسمبل کرد.&lt;BR&gt;قبل از آنکه قطعه اي را در کامپيوتر از جاي خود برداريم، بايد کارهاي زير را دنبال کنيم:&lt;BR&gt;پاهاي خود را بر جاي خود محکم کنيم و حرکت ندهيم&lt;BR&gt;با تماس با فلز در تماس با زمين- از جمله پشت کيس کامپيوتر وقتي متصل به سوکت سه&lt;BR&gt;پايه اي است- بر زمين تکيه دهيم تا هرگونه حرکت در حال سکون در بدنمان را از بين ببريم&lt;BR&gt;بدون حرکت پاهاي خود، هر چه را که بايد با قطعه مورد نظر از کامپيوتر انجام دهيم را&lt;BR&gt;انجام ميدهيم&lt;BR&gt;اگر احتياج به حمل قطعه اي از کامپيوتر شخصي خود را داريم، آن را در يک بسته حمل&lt;BR&gt;مي کنيم که قطعه مورد نظر ثابت باشد و حرکت نداشته باشد&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;BR&gt;پاهاي خود را محکم مي کنيم و خود را به زمين ثابت مي کنيم قبل از آنکه قطعه را از بسته&lt;BR&gt;حمل جابجا کنيم.&lt;BR&gt;کامپيوتر شخصي خود را در ميز بزرگي اسمبل مي کنيم. بايد اطمينان پيدا کنيم که فضاي&lt;BR&gt;کافي براي قرار دادن قطعات بر روي آن داريم. يک ظرف يا کاسه کوچکي براي پيچ ها و&lt;BR&gt;ابزارهاي ريز ديگر به کار مي بريم. براي کار اسمبل احتياج به انبردست و آچار و پيچ گوشتي&lt;BR&gt;چهار سوي کوچک و پيچ گوشتي دوسوي کوچک داريم. همچنين ممکن است به يک آينه کوچک&lt;BR&gt;و يک چراغ قوه احتياج پيدا کنيم وقتي مي خواهيم در اطراف کيس که قابل رويت نيستند کار کنيم.&lt;BR&gt;مراحل اسمبل کردن:&lt;BR&gt;1- مطالعه کتابچه مادربورد: براي اسمبل کردن بايد ابتدا کتابچه مادربورد را مطالعه کنيم.&lt;BR&gt;مي توان مقدار زيادي در وقت ،PC با مطالعه کتابچه مادربورد قبل از شروع به اسمبل کردن&lt;BR&gt;cpu خود صرفه جويي کرد و دردسر خود را کم کرد، حتي اين مطالعه قبل از خريدن حافظه و&lt;BR&gt;نيز مي تواند بسيار مفيد باشد. همه کتابچه هاي مادربورد، همه اطلاعاتي را که بايد داشته باشند&lt;BR&gt;مستندات تشريحي را (Abit و Asus ندارند، ولي اکثر قريب به اتفاق شرکتهاي معروف ( مانند&lt;BR&gt;تهيه مي کنند. کتابچه ها اطلاعات مهمي را به ما ميدهند، از جمله اينکه چگونه جامپرها را ست&lt;BR&gt;کنيم و کدام اسلاتها براي نصب انواع رم هستند. هر چند توصيه مي شود که از مادربورد بدون&lt;BR&gt;DIP جامپر استفاده شود، بعضي از مادربوردها ممکن است شامل تعدادي جامپر يا سوئيچهاي&lt;BR&gt;داراي يک جامپر جهت تغيير بين 200 VIA KT باشند. مادربوردهاي مبتني بر چيپ ست 266&lt;BR&gt;معمولا داراي RAID گذر گاه هستند و مادربوردهاي front side ، مگاهرتز و 2?? مگاهرتز&lt;BR&gt;هستند. DIP تنظيم سوئيچ هاي&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;BR&gt;را از لبه ها يش cpu ي سوکت دار استفاده مي شود: بايد cpu اگر از يک :CPU 2- نصب&lt;BR&gt;در دست بگيريم و به گوشه هاي رديف پين هاي آن نگاه کنيم، يک يا دو تا از گوشه ها بايد پينهاي&lt;BR&gt;کمتري از بقيه داشته باشند. سپس به سوکت روي مادربورد نگاه مي کنيم و گوشه هايي که مشابه&lt;BR&gt;است را شناسايي مي کنيم. سپس بازوي کوچک را بلند کرده و به نزديک cpu با گوشه هاي تک&lt;BR&gt;cpu ، سوکت مادربورد برده و به ملايمت و آرامي، با هم خط کردن گوشه هاي مناسب و مقتضي&lt;BR&gt;بايد به Cpu . از فشار استفاده نمي کنيم cpu را در سوکت قرار ميدهيم. در هنگام داخل کردن&lt;BR&gt;درستي در جاي خود بلغزد و قرار گيرد. اگر اين گونه نشد، اطمينان پيدا مي کنيم که بازوي آزاد&lt;BR&gt;با گوشه هاي مربوطه در سوکت تطابق cpu سازي سوکت کاملا بلند شده باشد و گوشه هاي تک&lt;BR&gt;داشته باشند. سپس بازو را به پايين فشار داده و مطمئن مي شويم که آن را به جاي درست خود&lt;BR&gt;چفت مي کنيم.&lt;BR&gt;نوارهاي گرمايي از قبل ،cpu را اضافه مي نماييم. برخي از کولرهاي cpu سپس کولر&lt;BR&gt;است. اگر کولر از اينگونه بود، cpu تعبيه شده دارند که در جايي قرار دارد که در تماس با&lt;BR&gt;هرگونه پوشش محافظ را جدا مي کنيم (معمولا نواري از پلاستيک آبي). اگر کولر نوار گرمايي&lt;BR&gt;پخش ميکنيم ( خمير cpu متعلق به خود را نداشت، مقدار کمي از خمير گرمايي را در وسط&lt;BR&gt;گرمايي خيلي موثرتر از نوار گرمايي است، بنابراين اگر کولر نوار داشته باشد ممکن است کار&lt;BR&gt;را به سوکت همانطور که در دستورالعملهايش cpu بهتر اين باشد که آن را جدا کنيم). کولر&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;BR&gt;توضيح داده شده مرتبط مي سازيم. در مکانيزم بستن کولر ممکن است به مقدار زيادي فشار&lt;BR&gt;اجتناب مي cpu احتياج باشد، ولي از فشار دادن کولر به طور شديد به طرف پايين بر روي هسته&lt;BR&gt;را خرد کند. ممکن است بهتر اين باشد از Athlon کنيم، فشار مستقيم زياد مي تواند هسته هاي&lt;BR&gt;يک سري انبردستهاي با سرهاي برآمده سوزني براي متصل کردن کولر استفاده کنيم. سرانجام،&lt;BR&gt;کابلهاي تغذيه کولر را به محل سه شعبه اي نزديک بر روي مادربورد متصل مي سازيم.&lt;BR&gt;را به درون کارتريج/ کولر وارد cpu اسلاتي استفاده مي شود: اگر قبلا کارت cpu اگر از&lt;BR&gt;نکرده اند اين کار را انجام مي دهيم. محلهاي نصب کارتريج را به سوراخهاي مقتضي موجود بر&lt;BR&gt;وارد مي کنيم و آن را با محلهاي cpu روي مادربورد پيوند مي زنيم. کارتريج را به درون اسلات&lt;BR&gt;نصب محکم مي سازيم. کابلهاي تغذيه کولر را به محل سه شعبه اي نزديک بر روي مادربورد&lt;BR&gt;متصل مي سازيم.&lt;BR&gt;cpu 3- نصب حافظه: مادربوردها دو يا بيشتر اسلاتهاي بلند دارند که معمولا نزديک&lt;BR&gt;مي باشند. بايد توجه کرد DIMM هستند که مشابه پين هاي اتصالي طلايي بر روي حافظه هاي&lt;BR&gt;و PC هاي 133 DIMM را ترکيب و تطبيق ساخت. نبايد RAM که نمي توان انواع گوناگون&lt;BR&gt;را با هم ترکيب ساخت. بايد از non-ECC و ECC را با هم به کار برد و نبايد حافظه PC100&lt;BR&gt;کتابچه مادربورد کمک گرفت تا انواع حافظه هايي که مادربورد پشتيباني مي کند را مشخص&lt;BR&gt;هاي حافظه ها با سايزهاي مختلف را با هم ترکيب DIMM ساخت. اما به هر حال غالبا مي توان&lt;BR&gt;DIMM 128 و يک MB PC133 NON-ECC DIMM ساخت. به عنوان مثال، اگر يک&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;BR&gt;256 داشته باشيم احتمالا مي توانيم آن دو را با هم به کار گيريم. از MB PC133 NON-ECC&lt;BR&gt;هاي سايزهاي مختلف را مرتب و DIMM کتابچه مادربورد استفاده مي کنيم تا ببينيم چگونه&lt;BR&gt;بچينيم.&lt;BR&gt;براي نصب حافظه، اطمينان پيدا مي کنيم که مادربورد بر روي سطح صافي قرار دارد و&lt;BR&gt;يک قلاب ( گيره قفلي) در هر انتهاي آن DIMM هيچ چيزي زير آن قرار ندارد. هر سوکت&lt;BR&gt;خواهد داشت تا اتصال حافظه را وقتي درون آن قرار دارد مستحکم کند. به گيره هاي قفلي ضربه&lt;BR&gt;ها را يکي يکي وارد مي سازيم. شکافهاي DIMM . سبک و ناگهاني وارد مي سازيم تا باز شوند&lt;BR&gt;مرتب مي سازيم. فشار مساوي بر کل DIMM ها را با برآمدگي در سوکت DIMM بر روي لبه&lt;BR&gt;را به داخل DIMM محل وارد مي سازيم تا با صداي تيک شديدي به جاي خود بيفتد. هنگاميکه&lt;BR&gt;سوکت فشار مي دهيم گيره هاي قفلي بايد بسته شوند. قبل از اقدام بيشتر، اطمينان پيدا مي کنيم که&lt;BR&gt;کاملا به جاي خود وارد شده است و قفل ها بسته هستند. DIMM&lt;BR&gt;?- محکم کردن مادربورد در داخل کيس: کاور کيس را بر داشته، در داخل آن بايد يک&lt;BR&gt;بسته سخت افزار باشد، شامل پيچ هاي عريض، پيچ هاي باريک، برجستگي هايي از جنس برنج،&lt;BR&gt;واشرهاي نايلوني قرمز رنگ و ضمائم ديگر.&lt;BR&gt;قبل از آنکه مادربورد را نصب کنيم، ابتدا بايد کيس را با برداشتن هر گونه چيز قابل&lt;BR&gt;استفاده مي شود، آن tower case جابجايي که ورود را مشکل مي سازد آماده سازيم. اگر از يک&lt;BR&gt;را به کنار مي خوابانيم. نگاهي به صفحه فلزي بزرگ در زير آن مي اندازيم. سوراخهايي متعددي&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;BR&gt;خواهد داشت، تعدادي از آنها براي آن است که ما با برجستگيهايي براي پشتيباني کردن مادربورد&lt;BR&gt;خود آنها را پرسازيم. اگر مادربورد خود را از نزديکي چک کنيم، سوراخهايي با حاشيه نقره اي&lt;BR&gt;خواهيم يافت. اغلب آنها با سوراخهاي برجسته در داخل کيس منطبق خواهند بود به خاطر روشي&lt;BR&gt;و بردها استاندارد شده اند. ATX که بر اساس آن کيس هاي&lt;BR&gt;برجستگيهايي که مادربورد را در فاصله&lt;BR&gt;مناسبي از کيس نگه ميدارند.&lt;BR&gt;حداقل ? برجستگي را براي محکم کردن مادربورد خود به کار مي گيريم و اطمينان پيدا مي&lt;BR&gt;کنيم که هر برجسته برنجي که ما نصب مي کنيم، با سوراخي در مادربورد انطباق دارد. نبايد هر&lt;BR&gt;برجستگي که به طور کامل با مادربورد پوشانده مي شود ( با سوراخهاي آن انطباق ندارد) را&lt;BR&gt;نصب کرد، زيرا تماس غير صحيح بين مادربورد و کيس مي تواند باعث سوء عمل و خرابي&lt;BR&gt;شود. از يک جفت انبردست، براي پيچ دادن برجستگيهاي هر گوشه مادربورد و حداقل دو يا&lt;BR&gt;قهوه اي و ديگري در جهت AGP بيشتر براي پشتيباني از وسط مادربورد يکي نزديک اسلات&lt;BR&gt;مخالف، استفاده مي کنيم. اگر خواستيم مي توانيم از تعداد بيشتري استفاده کنيم.&lt;BR&gt;سپس منطقه برجسته روي مادربورد را آماده مي کنيم که پشت کيس مي باشد که به سريال&lt;BR&gt;و پورتهاي ديگر مربوط مي شود. برخي از کيس ها صفحات پانچ USB ،ps موازي، 2 ،mobo&lt;BR&gt;شده اي دارند که قسمتي يا همه سوراخهاي برجسته را مي پوشانند، پانچ آنها را جدا کرده و آنها را&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;BR&gt;دور مي ريزيم. برخي از کيس ها يک صفحه برجسته جداگانه دارند که بايد آنرا به محکمي به&lt;BR&gt;درون محل قبل از وارد کردن مادربورد اضافه کنيم.&lt;BR&gt;برجستگي کانکتور پشتي بايد با سوراخهاي داخل صفحه&lt;BR&gt;فيت شوند. ATX برجسته&lt;BR&gt;مادربورد را به درون کيس وارد مي کنيم. مطمئن مي شويم که هيچ چيز زير آن نيفتاده يا&lt;BR&gt;يا cpu نلغزيده است. از لبه هايش آنرا نگه ميداريم. بايد مواظب باشيم که آنرا به کمک کولر&lt;BR&gt;اجزاء برد نگيريم. اگر مواظب نباشيم ممکن است چيزي را بشکنيم. هماهنگ سازي برجستگيها&lt;BR&gt;احتياج به مهارت کمي دارد ولي بايد با صبر و حوصله کار کنيم و به چيزي فشار وارد نکنيم.&lt;BR&gt;وقتي که مادربورد در جاي خود است يک پيچ را ( عريض يا باريک، هر کدام را که برجستگي&lt;BR&gt;ها لازم دارند) براي هر برجستگي همراه با يک واشر نايلوني به کار مي بريم.&lt;BR&gt;هر پيچي را با يک يا دو دور چرخش مي بنديم، اما هيچ کدام را محکم نمي کنيم تا وقتي که&lt;BR&gt;همگي آنها را ببنديم. وقتي همه پيچها را نصب کرديم از اول همه پيچها را محکم مي کنيم. سپس&lt;BR&gt;دسته کابل بزرگتر پاور را از تغذيه پاور به سوکت بزرگ پاور روي مادربورد متصل مي کنيم.&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;BR&gt;يک ATX کانکتورهاي پاور مادربورد&lt;BR&gt;قالب 20 پيني است.&lt;BR&gt;مادربوردهاي پنتيوم ? داراي سوکت پاور ديگر و کوچکتري نيز هستند، به جهت اينکه&lt;BR&gt;جديد داراي يک کانکتور براي اين مورد هستند. ATX پاورهاي&lt;BR&gt;اکنون يک بسته کوچک سيم پيدا مي کنيم که از جلوي کيس بيرون زده و داراي&lt;BR&gt;و “Power LED” و “Power SW,” کانکتورهاي کوچکي است که داراي برچسبهايي مثل&lt;BR&gt;و احتمالا چيزهاي ديگري مي باشد. بيشتر مادربوردها داراي قالبهاي “Speaker,” و “hd led,”&lt;BR&gt;کوچک پين مخصوص اين کابلها مي باشند. کتابچه مادربورد داراي دياگرامي است که نشان مي&lt;BR&gt;دهد که هر کدام از اينها به کدام يکي تعلق دارد.&lt;BR&gt;?- تست اول: قبل از آنکه به ادامه کار بپردازيم ما بايد مطمئن شويم که مادربورد و&lt;BR&gt;پردازنده به درستي کار ميکنند. بيشتر کيس ها به کامپيوتر اجازه کار با کيس باز را مي دهند.&lt;BR&gt;به منبع AC کارت گرافيک خود را نصب و آن را با يک پيچ محکم مي کنيم. سپس يک کابل پاور&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;BR&gt;ي کارت گرافيک متصل مي کنيم. کي VGA تغذيه پاور متصل مي کنيم و مانيتور را به پورت&lt;BR&gt;متصل مي کنيم. اگر منبع پاور داراي يک سوئيچ در بيرون باشد آنرا PS/ بورد را به يک 2&lt;BR&gt;مي زنيم. PC روشن کرده و سپس دکمه پاور را روي&lt;BR&gt;رويت شود يعني همه چيز post screen وقتي اين&lt;BR&gt;صحيح است.&lt;BR&gt;به سوکت روي ديوار متصل شود يا AC اگر اتفاقي نيفتاد احتمالا فراموش شده که کابل&lt;BR&gt;يکي از کابلهاي جلوي کيس به مادربورد به طرز صحيحي متصل نشده است ( ابتدا کانکتورهاي&lt;BR&gt;را چک مي کنيم). “reset SW” و “Power SW”&lt;BR&gt;نيز بايد cpu اگر پاور به درستي کار مي کند ما بايد حداقل صداي فن پاور را بشنويم و فن&lt;BR&gt;با متن سفيد (Power-On Self Text )POST Screen بچرخد. وقتي همه چيز کار کند ما بايد&lt;BR&gt;روي پس زمينه مشکي را ببينيم.&lt;BR&gt;IDE نشان مي دهد که کامپيوتر چقدر حافظه دارد و به طور اتوماتيک درايوهاي POST&lt;BR&gt;همگي کار مي RAM و cpu را شناسايي مي کند. با اين تست ما مطمئن مي شويم که مادربورد و&lt;BR&gt;کنند.&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;BR&gt;ظاهر نشد نبايد نگران شد. کامپيوتر را خاموش و از برق مي کشيم و تمام POST اگر&lt;BR&gt;ها سرجايشان محکم هستند و DIMM اتصالات را چک ميکنيم. اطمينان حاصل مي کنيم که همه&lt;BR&gt;محکم نصب شده است و مادربورد در داخل کيس درست نصب AGP کارت گرافيک در اسلات&lt;BR&gt;شده است. اگر پشت سر هم صداي بيپ بشنويم به اين معني است که مادربورد مي خواهد يک کد&lt;BR&gt;را درست نصب کرده ايم). PC اشتباه را به ما بدهد( و حداقل به اين معني است که ما اسپيکرهاي&lt;BR&gt;کتابچه مادربورد را چک ميکنيم تا بفهميم که چه چيزي را مادربورد مي خواهد به ما&lt;BR&gt;هستند که کدهاي اشتباه را نشان مي دهند. LED بفهماند. بعضي از مادربوردها داراي يک سري&lt;BR&gt;را از برق کشيده و نصب بقيه قطعات را ادامه ميدهيم. PC وقتي همه چيز درست بود&lt;BR&gt;?- نصب وسايل ذخيره سازي: کيس ها ممکن است داراي چندين محل درايو باشند. بعضي&lt;BR&gt;از محل هاي درايو داراي صفحه هاي قابل جداشدن در جلوي کيس هستند که به آنها محلهاي&lt;BR&gt;CD-ROM گفته مي شود و در دو سايز هستند: ? اينچ براي قطعاتي مانند درايوهاي External&lt;BR&gt;و 3 اينچ براي وسايل ذخيره سازي کوچکتر مانند فلاپي درايوها. کيس ها احتمالا چندين محل&lt;BR&gt;3 اينچي دارند که براي هاردديسکها در نظر گرفته شده اند. گاهي اوقات محل Internal&lt;BR&gt;نصب شده قابل جابجايي است که نصب و محکم کردن هارددرايو را بسيار آسان مي Internal&lt;BR&gt;سازد. بعضي از کيس ها داراي ريل هايي هستند که به درايوها اضافه مي شوند تا آنها را کشويي&lt;BR&gt;کنند و به راحتي در داخل کيس حرکت داده شوند. براي دريافت جزئيات بيشتر بايد به مستندات&lt;BR&gt;کيس خود مراجعه کنيم.&lt;BR&gt;را نصب مي کنيم. بيشتر هارددرايوها داراي يک قالب جامپر IDE ابتدا ما هارددرايوهاي&lt;BR&gt;درپشتشان نزديک کانکتورها هستند. در ليبل آنها، همچنين يک دياگرام مي باشد که توضيح مي&lt;BR&gt;يا master دهد که چگونه جامپرها را ست کنيم تا از خود درايو استفاده کنيم يا به عنوان درايو&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;BR&gt;اگر ما يک هارددرايو داشته باشيم بايد آنرا به عنوان درايو .IDE BUS روي يک slave&lt;BR&gt;و ديگري master ست کنيم. اگر دو تا داشته باشيم يکي را به عنوان single/master يا single&lt;BR&gt;ست مي کنيم. slave را به عنوان&lt;BR&gt;را نصب مي slave و master درايوهاي&lt;BR&gt;بين آنها حلقه IDE کنيم بنابراين کابل&lt;BR&gt;درست مي کند.&lt;BR&gt;را دربياوريم. اگر internal همچنان که قبلا گفته شد اگر ممکن باشد بايد محل هاي درايو&lt;BR&gt;مناسب و دم دست در داخل کيس مي internal محلهاي کيس بيرون نمي آيند فقط دنبال محل&lt;BR&gt;گرديم. اگرمحلي در نزديکي منبع پاور باشد سعي شود که از آن استفاده نشود، منبع پاور توليد&lt;BR&gt;گرما مي کند و ما مي خواهيم که هارددرايو تا آنجا که ممکن است خنک بماند. هارددرايو را داخل&lt;BR&gt;مي کنيم. بنابراين کانکتورها به سمت داخل قرار مي گيرند به سمت internal يک محل درايو&lt;BR&gt;مادربورد. آن را با چهار پيچ سفت مي کنيم ( درايوهاي مختلف از پيچهاي مختلفي بهره مي گيرند&lt;BR&gt;بنابراين سعي کنيم که از آنهايي که همراه درايو عرضه مي شوند استفاده کنيم). محل درايو&lt;BR&gt;را همراه با هارددرايو نصب شده خارج از کيس نگه مي داريم تا زماني که کابل ها را internal&lt;BR&gt;وصل کنيم. سپس آنرا به جاي خودش برمي گردانيم و سفت مي کنيم.&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;BR&gt;باشند. اگر فقط يک slave يا master همانند هارددرايو ها، درايوهاي نوري نيز مي توانند&lt;BR&gt;درايو داشته باشيم مهم نيست که جامپرهاي آن چگونه ست مي شوند. اما اگر دو درايو داشته باشيم&lt;BR&gt;،CD-ROM ) باشد. اکنون براي هر درايو نوري slave و ديگري بايد master يکي بايد&lt;BR&gt;جدا مي کنيم. پوشش متناظر را از جلوي کيس external يک محل (CD-RW يا DVD-ROM&lt;BR&gt;بر مي داريم. ممکن است يک صفحه پانچ شده فلزي وجود داشته باشد که احتياج به برداشتن آن&lt;BR&gt;نيز هست. درايوها را در محل ها سر مي دهيم. بسته به کيس، طرف چپ درايوها ( وقتي به سمت&lt;BR&gt;جلوي کيس نگاه مي کنيم) قابل دسترسي آسانتر نسبت به طرف راست مي باشد. سفت کردن اين&lt;BR&gt;درايوها تنها با 2 پيچ در طرف چپ کافي است.&lt;BR&gt;بيشتر مادربوردها شامل 2 کابل ريبون ?0 پيني :Power و Data 7- اتصال کابلهاي&lt;BR&gt;و يک کابل 3? پيني براي درايوهاي فلاپي هستند. IDE براي درايوهاي&lt;BR&gt;هارددرايو IDE اتصال کابلهاي ريبون&lt;BR&gt;همراه با مادربوردهاي جديد امروزي، حداقل يک و ممکن است هر دو تا از کابلهاي ?0&lt;BR&gt;يا سريعتر ATA- پيني در واقع 80 سيم داشته باشند ( اينها براي درايوهايي هستند که از رابط 66&lt;BR&gt;استفاده مي کنند) و يک کانکتور آبي دارند.&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;BR&gt;کانکتورها معمولا اسلات شده هستند. بنابراين آنها فقط در يک جهت نصب مي شوند. اگر&lt;BR&gt;اين گونه نيستند نگاهي به خود ريبون مي اندازيم، يک سيم، رنگي است. آن سيم بايد به پيني که با&lt;BR&gt;1 ليبل گذاري شده است يا با يک پيکان روي درايو و مادربورد به ترتيب علامتگذاري شده است&lt;BR&gt;مرتبط شود.&lt;BR&gt;نصب مي کنيم. همانند درايوهاي External فلاپي درايو را در يک محل درايو 3 پيني&lt;BR&gt;نوري، شايد احتياج به برداشتن کاور و صفحه پانچ باشد. آنرا حداقل با 2 پيچ سفت مي کنيم.&lt;BR&gt;کابل فلاپي درايو يک تاب مشخصي دارد.&lt;BR&gt;اصلي مادربورد IDE اگر تنها يک کابل 80 سيمي داشته باشيم، سر آبي آن را به پورت&lt;BR&gt;ليبل &quot;master&quot; متصل مي کنيم. سپس به بقيه کانکتورها نگاهي مي اندازيم. يکي بايد با عنوان&lt;BR&gt;يا تنها هارددرايو) متصل مي کنيم. اگر دو تا ) master گذاري شده باشد. آن را به هارددرايو&lt;BR&gt;متصل مي کنيم و کانکتور master هارددرايو داشته باشيم کانکتور آخري روي کابل را به درايو&lt;BR&gt;دوم IDE همين کار را با درايوهاي نوري تکرار مي کنيم، آنها را به پورت .slave مياني را به&lt;BR&gt;متصل مي کنيم. کابل فلاپي درايو يک گره در يک انتهايش دارد. آن سر را به کانکتور 3? پيني&lt;BR&gt;فلاپي درايو متصل مي کنيم و مطمئن مي شويم که ترتيب کابل رنگ شده را با پين هاي مارکدار&lt;BR&gt;حفظ کرده ايم. سر ديگر کابل را به اسلات مخصوص روي مادربورد متصل مي کنيم.&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;BR&gt;بايد از اتصالات درايوهاي با سرعت بالا ،IDE بايد توجه کرد که هنگام اتصال قطعات&lt;BR&gt;اجتناب کرد. به عنوان مثال، اگر (ATA/ با درايوهاي با سرعت پايين ( 33 (Ultra-ATA/100)&lt;BR&gt;و ديگري يک brand-new ATA/ ما يک جفت هارددرايو داشته باشيم که يکي از آنها 100&lt;BR&gt;درايو قديمي تر باشد، ما بايد آن دو را در کانالهاي جداگانه نگهداري کنيم. چرا که سرعت انتقال&lt;BR&gt;پايين تر درايو قديمي، مزاياي درايو جديد را از بين مي برد. حساب انگشتي: سريع را با سريع و&lt;BR&gt;کند را با کند بايد نگهداشت.&lt;BR&gt;اکنون بايد همه اين درايوها را پاوردهي کنيم. اگر نگاهي به دسته سيمهاي بيرون زده از&lt;BR&gt;پاور داشته باشيم دو نوع کانکتور را مي بينيم. کانکتورهاي بزرگتر براي هارددرايوها و&lt;BR&gt;درايوهاي نوري هستند که آنها در يک جهت باريک شده اند و هر درايوي يک قالب متناظر با آنها&lt;BR&gt;خواهد داشت. کانکتورهاي کوچکتر براي فلاپي درايو هستند که آنها هم همچنين فقط در يک جهت&lt;BR&gt;مي باشند.&lt;BR&gt;اکنون که قطعات اصلي را نصب کرده ايم ما بايد :expansion 8- نصب کارتهاي&lt;BR&gt;را براي تست کارآيي اجزاء AGP را نصب کنيم. ما قبلا کارت گرافيک expansion کارتهاي&lt;BR&gt;ديگري نيز داريم که لازم PCI اصلي نصب کرده ايم. ما همچنين احتمالا کارت صدا و کارتهاي&lt;BR&gt;بصورت audio سفيد رنگ نصب کنيم. اگر مادربورد چيپ PCI است آنها را در اسلاتهاي&lt;BR&gt;ي audio داشته باشد و ما مايل به نصب کارت صدا به جاي آن باشيم ما بايد ساپورت onboard&lt;BR&gt;.Bios setup مادربورد را از کار بيندازيم از طريق برنامه&lt;BR&gt;در مقايسه با تمام مراحلي که قبلا انجام داده ايم ساده است. به expansion نصب کارتهاي&lt;BR&gt;ي ( کادر فلزي کوچک در پشت کيس) را که متناظر با اسلات کارت است gate ، سادگي&lt;BR&gt;برميداريم و با دقت کارت را در محلش قرار ميدهيم. اطمينان حاصل مي کنيم که آن را در جايش&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;BR&gt;کاملا به طرف پايين فشار مي دهيم. آن را با يک پيچ سفت مي کنيم ( بايد توجه کرد که بيشتر&lt;BR&gt;بهره مي گيرند اما بعضي از پيچهاي expansion کيس ها از پيچهاي عريض براي اسلاتهاي&lt;BR&gt;که مايل به نصب آنها هستيم expansion باريک استفاده مي کنند). اين کار را براي تمام کارتهاي&lt;BR&gt;و غيره. network ،audio ،video : انجام مي دهيم&lt;BR&gt;از پيچ هاي کيس براي اطمينان از اينکه&lt;BR&gt;به طور سفت در expansion کارتهاي&lt;BR&gt;جايشان قرار مي گيرند استفاده مي شود.&lt;BR&gt;CD-ROM اکنون يک کابل اضافي وجود دارد که بايد نسبت به آن دقيق باشيم. درايو&lt;BR&gt;audio-out همراه با يک کابل خاکستري عرضه مي شود. ما بايد يک طرف آن را به کانکتور&lt;BR&gt;onboard کارت صدا ( يا مادربورد، اگر از CD-in درايو متصل کنيم و سر ديگر آن را به قاب&lt;BR&gt;کاربردي نيست. هدف از آن اين است PC استفاده مي شود). اين کابل يک ضرورت در sound&lt;BR&gt;که موزيک را از درايو سي دي رام به فرم آنالوگ تا کارت صدا عبور دهد. همچنين در بيشتر&lt;BR&gt;موارد اين امکان وجود دارد تا از اين کابل استفاده نشود و به تبادل ديجيتال موزيک از کابل&lt;BR&gt;تکيه شود. IDE ريبون&lt;BR&gt;را PC 9- تست اصلي: هنوز نبايد کيس را ببنديم. يک کار مهم در اين لحظه اين است که&lt;BR&gt;تست کنيم ( حتي شايد بهتراين باشد تا يک سيستم عامل نصب کنيم و مطمئن شويم که همه چيز&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;BR&gt;خوب کار مي کند قبل از آنکه کاور را در پشت کيس قرار دهيم). تست کامپيوتر در اين لحظه&lt;BR&gt;باعث مي شود که اگر اشتباهي در اسمبل قطعات رخ داده باشد مجبور نشويم دوباره کيس را باز&lt;BR&gt;کنيم و به بررسي مشکل بپردازيم. همانند تست اول، مانيتور را به کارت گرافيک متصل مي&lt;BR&gt;POST Screen را به منبع پاور. کامپيوتر را روشن مي کنيم و منتظر ديدن AC سازيم و سيم&lt;BR&gt;تغيير دهيم BIOS Setup ها را در برنامه setting مي مانيم. ممکن است ما بخواهيم بعضي از&lt;BR&gt;که در بالا توضيح داده شد وقتي ما از يک onboard audio (مانند از کار انداختن پردازنده&lt;BR&gt;POST را از BIOS Setup کارت صداي اضافه شده استفاده مي کنيم). مي توانيم برنامه&lt;BR&gt;روي کي بورد اين کار انجام مي شود. اما F يا 2 Delete احضار کنيم. اغلب با فشار دادن کليد&lt;BR&gt;اين موضوع را روشن مي POST Screen . ها احتياج به کليد متفاوتي دارند BIOS بعضي از&lt;BR&gt;کند.&lt;BR&gt;ظاهر نشد بايد مراحلي را که در تست اول نام برده شد دنبال کنيم. اگر POST Screen اگر&lt;BR&gt;مي دهد به کتابچه مادربورد نگاهي مي error code يک LED ماشين از طريق بيپ يا چراغهاي&lt;BR&gt;ها به درستي جا DIMM و expansion اندازيم. چک مي کنيم که مطمئن شويم که همه کارتهاي&lt;BR&gt;POST رفته باشند و همه کابلهاي پاور و ديتا به درستي سر جاي خودشان هستند. اگر هنوز هم&lt;BR&gt;را Power . را در مي آوريم PCI ظاهر نشده باشد کامپيوتر را خاموش و کارتهاي Screen&lt;BR&gt;ظاهر شد کامپيوتر را خاموش و هر بار يک کارت نصب مي کنيم تا POST وصل کرده اگر&lt;BR&gt;را که کارتها را در آن جا PCI زماني که مورد مشکل ساز را پيدا کنيم. سعي مي کنيم اسلاتهاي&lt;BR&gt;مي دهيم تغيير دهيم.&lt;BR&gt;10 - روشن کردن کامپيوتر و نصب سيستم عامل:&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;BR&gt;نتيجه نهايي. جمع کردن کابلها خارج&lt;BR&gt;ازمسير جريان هوا تا هوا آزادانه بچرخد.&lt;BR&gt;ظاهر شد، مي توان با خيال آسوده کابلهاي اسپيکر، ماوس، پرينتر و هر چيز POST وقتي&lt;BR&gt;ديگر را نصب کرد.&lt;BR&gt;بدون يک سيستم عامل براي اجراي نرم افزار، هر کامپيوتري بلا استفاده است. بعد از اينکه&lt;BR&gt;اسمبل سخت افزار تمام شد ما بايد به اختيار خودمان يک سيستم عامل نصب کنيم. بيشتر ورژن&lt;BR&gt;عرضه مي شوند که bootable CD-ROM disk با يک (XP هاي جاري ويندوز ( شامل&lt;BR&gt;براي bootable floppy diskette با يک Windows شروع کار را بسيار آسان مي کند. 98&lt;BR&gt;عرضه مي شود. بقيه ديسکهاي نرم افزاري که موقع نصب سيستم عامل بايد setup آسان کردن&lt;BR&gt;همراه ما باشند درايورهاي مادربورد و ويدئو کارت و کارت صدا و لوازم ديگر که نصب شده اند&lt;BR&gt;مي باشند.&lt;BR&gt;bootable مي شويم و به بخش انتخاب BIOS Setup دکمه پاور را زده، وارد برنامه&lt;BR&gt;سطح بالا باشد يا يک صفحه setting مي رويم که اين ممکن است روي يک صفحه Devices&lt;BR&gt;CD- : را به درايو مدياي مناسب ست مي کنيم First boot device . مخصوصي داشته باشد&lt;BR&gt;bootable floppy drive است يا فلاپي درايو اگر از يک bootable ، ويندوز CD اگر ROM&lt;BR&gt;استفاده ميکنيم.&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;BR&gt;prompt شويم منتظر يک boot مي خواهيم CD-ROM ماشين را روشن مي کنيم. اگر از&lt;BR&gt;ROM مي مانيم: بعضي وقتها لازم است که يک کليد را فشار دهيم تا به سيستم بگوييم تا از درايو&lt;BR&gt;کند و آنرا در setup بوت شود. به ويندوز اجازه مي دهيم تا يک پارتيشين روي هارددرايو&lt;BR&gt;صورت لزوم فرمت کند. اگر از يک درايو قديمي که شامل اطلاعاتي ميباشد که به آنها احتياجي&lt;BR&gt;کنيم. create کرده و پارتيشين جديدي delete نداريم استفاده مي کنيم بايد پارتيشين قديمي را&lt;BR&gt;98 ما بايد ,me انجام داد. اما با ويندوز XP ميتوان اين کار را از طريق رابط نصب ويندوز&lt;BR&gt;را استفاده مي Fdisk . را اجرا کنيم Fdisk روشن کنيم و CD-ROM کامپيوتر را با ساپورت&lt;BR&gt;create کرده و سپس يک پارتيشين جديد reboot کنيم تا پارتيشينهاي موجود را از بين ببريم و&lt;BR&gt;کرده و به ويندوز اجازه مي reboot مي شود. براي بار آخر match مي کنيم که با ظرفيت درايو&lt;BR&gt;مناسب است و براي ويندوز FAT32 ،98,me دهيم تا پارتيشين ها را فرمت کند. براي ويندوز&lt;BR&gt;هاي نصب prompt در اين لحظه برنامه نصب ويندوز ما را با يک سري .NTFS ،XP&lt;BR&gt;آماده است. قبل از اينکه به windows desktop ،reboot راهنمايي مي کند. بعد از يک جفت&lt;BR&gt;در properly نصب برنامه اي بپردازيم ابتدا چک ميکنيم تا مطمئن شويم تمام وسايل به صورت&lt;BR&gt;نمايش داده مي شوند. device manager&lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Wed, 06 May 2009 13:55:45 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=hosseinvahabi&amp;postid=5</comments>
<dc:creator>hosseinvahabi</dc:creator>
<guid>http://hosseinvahabi.blogfa.com/post-5.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>خواندنیها 3</title>
<link>http://hosseinvahabi.blogfa.com/post-4.aspx</link>
<description>ترجمه کلمه &quot; دوستت دارم &quot; به 101 زبان جهان 
&lt;P&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;How to say &quot; I Love You &quot; in 101 Languages World !!!&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;BR&gt;Persian - من دوستت دارم&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;English - I love you&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;Afrikaans - Ek het jou lief&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;Albanian - Te dua&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;Arabic - Ana behibak (to male)&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;Arabic - Ana behibek (to female) &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;Armenian - Yes kez sirumen&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;Bambara - M&apos;bi fe&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;Bangla - Aamee tuma ke bhalo aashi &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;Belarusian - Ya tabe kahayu&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;Bisaya - Nahigugma ako kanimo&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;Bulgarian - Obicham te&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;Cambodian - Soro lahn nhee ah&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;Cantonese Chinese - Ngo oiy ney a &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;Catalan - T&apos;estimo&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;Cheyenne - Ne mohotatse&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;Chichewa - Ndimakukonda&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;Corsican - Ti tengu caru (to male) &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;Creol - Mi aime jou&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;Croatian - Volim te&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;Czech - Miluji te&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;Danish - Jeg Elsker Dig&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;Dutch - Ik hou van jou&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;Esperanto - Mi amas vin&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;Estonian - Ma armastan sind&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;Ethiopian - Afgreki&apos;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;Faroese - Eg elski teg&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;Farsi - Doset daram&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;Filipino - Mahal kita&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;Finnish - Mina rakastan sinua&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;French - Je t&apos;aime, Je t&apos;adore&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;Gaelic - Ta gra agam ort&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;Georgian - Mikvarhar&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;German - Ich liebe dich&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;Greek - S&apos;agapo&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;Gujarati - Hoo thunay prem karoo choo &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;Hiligaynon - Palangga ko ikaw&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;Hawaiian - Aloha wau ia oi&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;Hebrew - Ani ohev otah (to female) &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;Hebrew - Ani ohev et otha (to male) &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;Hiligaynon - Guina higugma ko ikaw &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;Hindi - Hum Tumhe Pyar Karte hae&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;Hmong - Kuv hlub koj&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;Hopi - Nu&apos; umi unangwa&apos;ta&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;Hungarian - Szeretlek&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;Icelandic - Eg elska tig&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;Ilonggo - Palangga ko ikaw&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;Indonesian - Saya cinta padamu&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;Inuit - Negligevapse&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;Irish - Taim i&apos; ngra leat&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;Italian - Ti amo&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;Japanese - Aishiteru&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;Kannada - Naanu ninna preetisuttene &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;Kapampangan - Kaluguran daka&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;Kiswahili - Nakupenda&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;Konkani - Tu magel moga cho&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;Korean - Sarang Heyo&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;Latin - Te amo&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;Latvian - Es tevi miilu&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;Lebanese - Bahibak&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;Lithuanian - Tave myliu&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;Malay - Saya cintakan mu / Aku cinta padamu&lt;BR&gt; &lt;BR&gt;Malayalam - Njan Ninne Premikunnu&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;Mandarin Chinese - Wo ai ni&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;Marathi - Me tula prem karto&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;Mohawk - Kanbhik&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;Moroccan - Ana moajaba bik&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;Nahuatl - Ni mits neki&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;Navaho - Ayor anosh&apos;ni&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;Norwegian - Jeg Elsker Deg&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;Pandacan - Syota na kita!!&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;Pangasinan - Inaru Taka&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;Papiamento - Mi ta stimabo&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;Persian - Doo-set daaram&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;Pig Latin - Iay ovlay ouyay&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;Polish - Kocham Ciebie&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;Portuguese - Eu te amo&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;Romanian - Te ubesk&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;Russian - Ya tebya liubliu&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;Scot Gaelic - Tha gra\dh agam ort &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;Serbian - Volim te&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;Setswana - Ke a go rata&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;Sign Language - ,\,,/ (represents position of fingers &lt;BR&gt;when signing&apos;I Love You&apos;)&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;Sindhi - Maa tokhe pyar kendo ahyan &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;Sioux - Techihhila&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;Slovak - Lu`bim ta&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;Slovenian - Ljubim te&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;Spanish - Te quiero / Te amo&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;Swahili - Ninapenda wewe&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;Swedish - Jag alskar dig&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;Swiss-German - Ich lieb Di&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;Tagalog - Mahal kita&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;Taiwanese - Wa ga ei li&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;Tahitian - Ua Here Vau Ia Oe&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;Tamil - Nan unnai kathalikaraen&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;Telugu - Nenu ninnu premistunnanu&lt;BR&gt; &lt;BR&gt;Thai - Chan rak khun (to male)&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;Thai - Phom rak khun (to female) &lt;BR&gt;Turkish - Seni Seviyorum&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;Ukrainian - Ya tebe kahayu&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;Urdu - mai aap say pyaar karta hoo &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;Vietnamese - Anh ye^u em (to female) &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;Vietnamese - Em ye^u anh (to male) &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;Welsh - &apos;Rwy&apos;n dy garu&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;Yiddish - Ikh hob dikh&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;Yoruba - Mo ni fe&lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Wed, 06 May 2009 13:05:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=hosseinvahabi&amp;postid=4</comments>
<dc:creator>hosseinvahabi</dc:creator>
<guid>http://hosseinvahabi.blogfa.com/post-4.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>خواندنیها 2</title>
<link>http://hosseinvahabi.blogfa.com/post-3.aspx</link>
<description>حکايتهاي پند آموز 
&lt;P&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;شيطان جنس کهنه مي فروشد&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;شيطان مي خواست که خود را با عصر جديد تطبيق بدهد، تصميم گرفت وسوسه‌هاي قديمي و در انبار مانده‌اش را به حراج بگذارد. در روزنامه‌اي آگهي داد و تمام روز، مشتري ها را در دفتر کارش پذيرفت. &lt;BR&gt;حراج جالبي بود: سنگ‌هايي براي لغزش در تقوا، آينه‌هايي که آدم را مهم جلوه مي‌داد، عينک‌هايي که ديگران را بي‌اهميت نشان مي‌داد. روي ديوار اشيايي آويخته بود که توجه همه را جلب مي‌کرد: خنجرهايي با تيغه‌هاي خميده که آدم مي‌توانست آن‌ها را در پشت ديگري فرو کند، و ضبط صوت‌هايي که فقط غيبت و دروغ را ضبط مي کرد. &lt;BR&gt;شيطان رو به خريدارها فرياد مي زد: نگران قيمت نباشيد! الان برداريد و هر وقت داشتيد، پولش را بدهيد. &lt;BR&gt;يکي از مشتري‌ها در گوشه‌اي دو شيء بسيار فرسوده ديد که هيچکس به آن‌ها توجه نمي‌کرد. اما خيلي گران بودند. تعجب کرد و خواست دليل آن اختلاف فاحش را بفهمد. &lt;BR&gt;شيطان خنديد و پاسخ داد: فرسودگي‌شان به خاطر اين است که خيلي از آن ها استفاده کرده‌ام. اگر زياد جلب توجه مي کردند، مردم مي‌فهميدند چه طور در مقابل آن مراقب باشند. با اين حال قيمت شان کاملاً مناسب است. يکي شان  شک است و آن يکي عقدة حقارت. تمام وسوسه‌هاي ديگر فقط حرف مي‌زنند، اين دو وسوسه عمل مي کنند. &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;پنجره و آينه &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;جوان ثروتمندي نزد يک روحاني رفت و از او اندرزي براي زندگي نيک خواست. روحاني او را به کنار پنجره برد و پرسيد: &lt;BR&gt;- پشت پنجره چه مي بيني؟ &lt;BR&gt;- آدم‌هايي که مي‌آيند و مي‌روند و گداي کوري که در خيابان صدقه مي‌گيرد. &lt;BR&gt;بعد آينه‌ي بزرگي به او نشان داد و باز پرسيد: &lt;BR&gt;- در اين آينه نگاه کن و بعد بگو چه مي‌بيني.&lt;BR&gt;- خودم را مي‌بينم. &lt;BR&gt;-  ديگر ديگران را نمي‌بيني! آينه و پنجره هر دو از يک ماده‌ي اوليه ساخته شده‌اند، شيشه. اما در آينه لايه‌ي نازکي از نقره در پشت شيشه قرار گرفته و در آن چيزي جز شخص خودت را نمي‌بيني. اين دو شي‌ئ شيشه‌اي را با هم مقايسه کن. وقتي شيشه فقير باشد، ديگران را مي‌بيند و به آن‌ها احساس محبت مي‌کند. اما وقتي از نقره (يعني ثروت) پوشيده مي‌شود، تنها خودش را مي بيند. تنها وقتي ارزش داري که شجاع باشي و آن پوشش نقره‌اي را از جلو چشم‌هايت برداري تا بار ديگر بتواني ديگران را ببيني و دوست‌شان بداري. &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;زن کامل&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;ملا نصر‌الدين با دوستي صحبت مي‌کرد. &lt;BR&gt;- خوب ملا، هيچ وقت به فکر ازدواج افتاده‌اي؟&lt;BR&gt;ملا نصر‌الدين پاسخ داد: فکر کرده‌ام. جوان که بودم، تصميم گرفتم زن کاملي پيدا کنم. از صحرا گذشتم و به دمشق رفتم و با زن پر حرارت و زيبايي آشنا شدم اما او از دنيا بي‌خبر بود. بعد به اصفهان رفتم؛ آن جا هم با زني آشنا شدم که معلومات زيادي درباره‌ آسمان داشت، اما زيبا نبود. بعد به قاهره رفتم و نزديک بود با دختر زيبا با ايمان و تحصيل کرده‌اي ازدواج کنم. &lt;BR&gt;- پس چرا با او ازدواج نکردي؟ &lt;BR&gt;- آه، رفيق! متاسفانه او هم دنبال مرد کاملي مي‌گشت! &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;چگونه جهنم را پر نگه مي‌دارند &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;BR&gt;در قصه‌اي قديمي آمده است که وقتي حضرت عيسي روي صليب درگذشت، بي درنگ به دوزخ رفت تا گناهکاران را نجات دهد. &lt;BR&gt;شيطان بسيار ناراحت شد و گفت: &lt;BR&gt;- ديگر در اين دنيا کاري ندارم. از حالا به بعد همه‌ي تبهکارها، خلاف کارها، گناهکارها، بي ايمان‌ها همه يک راست به بهشت مي‌روند! &lt;BR&gt;عيسي به شيطان بيچاره نگاه کرد و خنديد: &lt;BR&gt;- ناراحت نباش. تمام آن‌هايي که خودشان را بسيار با تقوا مي‌دانند و تمام عمرشان، کساني را که به حرف‌هاي من عمل نمي‌کنند، محکوم مي‌کنند، به اينجا مي‌آيند. چند قرن صبر کن و مي‌بيني که دوزخ پر تر از هميشه مي‌شود. &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;باران رو به جلو&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;جنگ بر عليه مسائل خاصي که با گذر زمان حل مي‌شود، فقط نيروي شما را به هدر مي‌دهد. يک داستان چيني بسيار کوتاه، اين موضوع را به تصوير مي‌کشد: &lt;BR&gt;ناگهان در ميان دشتي، باران گرفت. مردم به دنبال سرپناه مي‌دويدند، به جز مردي که همان طور آرام به راه‌خود ادامه مي‌داد. &lt;BR&gt;کسي پرسيد: چرا نمي‌دوي؟ &lt;BR&gt;مرد پاسخ داد: چون جلوي من هم باران مي‌بارد! &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;نرم کردن فولاد &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;لاينل واترمن داستان آهنگري را مي‌گويد که پس از گذران جواني پر شر و شور تصميم گرفت روحش را وقف خدا کند. سال‌ها با علاقه کار کرد، به ديگران نيکي کرد، اما با تمام پرهيزگاري، در زندگي‌اش چيزي درست به نظر نمي‌آمد حتي مشکلاتش مدام بيشتر مي‌شد. &lt;BR&gt;يک روز عصر، دوستي که به ديدنش آمده بود و از وضعيت دشوارش مطلع شد، گفت: واقعاً عجيب است. درست بعد از اين که تصميم گرفته‌اي مرد خدا ترسي بشوي، زندگي‌ات بدتر شده. نمي‌خواهم ايمانت را ضعيف کنم اما با وجود تمام تلاش‌هايت در مسير روحاني، هيچ چيز بهتر نشده. &lt;BR&gt;آهنگر بلا فاصله پاسخ نداد. او هم بارها همين فکر را کرده بود و نمي فهميد چه بر سر زندگي‌‌اش آمده است. اما نمي‌خواست دوستش را بي‌پاسخ بگذارد، شروع کرد به حرف زدن و سرانجام پاسخي را که مي‌خواست يافت. اين پاسخ آهنگر بود: &lt;BR&gt;- در اين کارگاه فولاد خام برايم مي‌آورند و بايد از آن شمشير بسازم. مي‌داني چطور اين کار را مي‌کنم؟ اول تکه‌ي فولاد را به اندازه‌ي جهنم حرارت مي دهم تا سرخ شود. بعد با بي رحمي، سنگين ترين پتک را بر مي‌دارم و پشت سر هم به آن ضربه مي‌زنم تا اين که فولاد شکلي را بگيرد که مي‌خواهم. بعد آن را در ظرف آب سرد فرو مي‌کنم و تمام اين کارگاه را بخار آب مي‌گيرد. فولاد به خاطر اين تغيير ناگهاني دما، ناله مي‌کند و رنج مي برد. بايد اين کار را آن قدر تکرار کنم تا به شمشير مورد نظرم دست بيابم. يک بار کافي نيست. &lt;BR&gt;آهنگر مدتي سکوت کرد، سيگاري آتش روشن کرد و ادامه داد: &lt;BR&gt;- گاهي فولادي که به دستم مي رسد نمي‌تواند تاب اين عمليات را بياورد. حرارت، ضربات پتک و آب سرد تمامش را ترک مي‌اندازد. مي‌دانم که از اين فولاد هرگز تيغه‌ي شمشير مناسبي در نخواهد آمد. &lt;BR&gt;باز مکث کرد و بعد ادامه داد: &lt;BR&gt;- مي‌دانم که خدا دارد مرا در آتش رنج فرو مي‌برد. ضربات پتکي را که بر زندگي من وارد کرده، پذيرفته‌ام و گاهي به شدت احساس سرما مي‌کنم، انگار فولادي باشم که از آبديده شدن رنج مي‌برد. اما تنها چيزي که مي‌خواهم اين است: خداي من، از کارت دست نکش، تا شکلي را که تو مي‌خواهي، به خود بگيرم. با هر روشي که مي‌پسندي، ادامه بده، هر مدت که لازم است، ادامه بده، اما هرگز مرا به کوه فولادهاي بي‌فايده پرتاب نکن.&lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Tue, 05 May 2009 15:03:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=hosseinvahabi&amp;postid=3</comments>
<dc:creator>hosseinvahabi</dc:creator>
<guid>http://hosseinvahabi.blogfa.com/post-3.aspx</guid>
</item>
</channel>
</rss>
